میهن نما
میهن نما
گفتاورد

به خواست اهورامزدا این چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم . دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد . همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد . آن چه را که درست است من دوست دارم . من سخت بر نفس خویش فروانروایم .

داریوش هخامنشی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
چکامه چامه های داستانی سروده ی آزادسازی خرمشهر
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

بسی خوانده ای وصف گندآوران
که بردندگوی از سرسروران

به پیکار دشمن فشردند پای
تبه ساخته دستبرد سران

کنون بشنوازفتح خونینه شهر
که یکچند تازید دشمن برآن

فرستادصدام ناپاکدل
سوی «خرمی شهر» جیشی گران

سپه راند این سوی اروندرود
جری ازجهالت چو خود محوران

گمان کردکآسان توان دست یافت
به مرز دلیران و دانشوران
چوشد ناگهان چیره چون راهزن
برآن زیوری شهر صاحب زران

چپاولگری رابرآورددست
ربودآنچه بد خواسته اندر آن

چودیوسپیدوچو اکوان دیو
که بردند ره سوی مازندران

ویا همچو خونخوارگان مغول
و یا تیره دل تیرۀبربران
زبی رسمی و ناکسی بس نکرد
نه برمهتران و نه برکهتران

بسا مال کزبندرش غارتید
چو خونخواره دزدان وکین گستران

بسی کشت وکوبید با توپ وتانک
زن و مرد و بام و در از هرکران

نماند از چنان شهرآباد بوم
به جز کوی کوران و کوخ کران

چو باد خزان شدوزان سوی باغ
تبه کرد سرو و گل و ضمیران

زشهرازدرشربرون تاختند
گروهی زن و مرد با همسران

چودیدند شیران دراین مرغزار
که گشتند خوکان وحشی چران،

برآشوفتند ازچنان خیرگی
دژم قهرمانان صاحبقران

برانگیختند ازپی دفع خصم
زجنگاوران،شیردل یاوران

به فرماندهی تیز بشتافتند
امیران جانبازوسرلشکران

ز«سربازان» و از «پاسداران» مرز
همه باهم اندرهدف همقران

به دفع عدو قد برافراشتند
به دست آتشین حربه کینه وران

شده حمله ور برعراقی سپاه
هژبران وببران دشمن دران

فشاننده آتش به بنگاه خصم
چوآتشفشان کوه آذرپران

چوتوفنده دریای خیزاب خیز
شده خشمشان برفلک سرگران

عقابان جنگی هم اندر هوا
به بمب افکنی چیره بر خودسران

به سامان دشمن شده باره کوب
عقابان ، به حکم همایونفران

زبس دود خمپاره و بانگ توپ
جهان تارشد در برناظران

همی جوش زدخون رویین تنی
به رگهای این آهنین پیکران

درآن سخت پیکاروخونین نبرد
چه گویم زایثار همسنگران

که کردند بردشمن پخته خوار
جهان تیره،چون دیگ خوالیگران(۱)

زپیر وجوان ، خلق ایران زمین
سراسرهماهنگ یکدیگران

پی دفع دشمن به خشم آمدند
چوشیران همه مادگان ونران

بدادند بس مال و کالاو چیز
به جمع برادرهمه خواهران

فراجسته برروی «مین» بی هراس
دلاور جوانان چو بازیگران

که با بذل جانها برانند سخت
زخاک وطن،چیره بدگوهران

کریمانه آن سان به جنگ آمدند
که ازبهر ارشاد،پیغمبران

بدان گونه نوشنده جام اجل
که سقراط نوشندۀ شوکران

شدن در ره پاس میهن شهید
بدی فخراین زبده نیک اختران

به پشتی گری دست داده به هم
چه کس بودهمتاب همباوران؟

بداند در ره مام وطن
سروجان به خشنودی مادران

سرانجام بافضل کیهان خدای
به فتح آمدنداین یلان کامران

به نام اسارت زچندین هزار
ببستند دست ازملامت خران

به سال هزاروسه صد شصت ویک
سوم روزخردادمه،صفدران

بشستند دامان کشور زننگ
چوهرشوخگن جامه را گازران

چو شد تیر«صدام» خورده به سنگ
شدش عاربردل،چوکوهی گران

بماندش به دل داغ چونین شکست
چوداغی که برشانه فاجران

پس آنگه به تسلیم برداشت دست
غرامت پذیر از غنیمت بران

به زهر هزیمت گشودندکام
ز صهبای قدرت تهی ساغران

گریزند آری به هم پنجگی
زپیلان جنگی،گشن استران

سزدگرستایند فتحی چنین
فن جنگ را جمله سرداوران

براین قهرمانان هزاران درود
که دارند پاس وطن پروران

نثار آورم برشهیدان سلام
برازنده جمعی زما برتران

به شهر شرف مینوی شهریار
به نام ونشان،گوهرین افسران

امید ازخداوند دارد «ادیب»
کنون کزوطن رانداین جابران،

که ایران در این جنگل روزگار
مصون مانداز شرّجاناوران

———————–

۱- خوالیگران: سرپرستان آشپزخانه

.............

استاد ادیب برومند

  • بازدید: 693
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title