میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

بسته به صد مهر بر اطراف شط                  عقد محبت کشفی(1) با دو بط

شد به فراغت ز غم روزگار                       قاعدهٔ صحبتشان استوار

روزی از آنجا که فلک راست خوی               گشت ز بی‌مهریشان کینه‌جوی

طبع بطان از لب دریا گرفت                       رای سفر در دلشان جان گرفت

کرد کشف ناله که :«ای همدمان!                وز الم فرقت من بی‌غمان!

خو به کرم‌های شما کرده‌ام                        قوت ز غم‌های شما خورده‌ام

گرچه مرا پشت چو سنگ است سخت              دارم ازین بار، دلی لخت لخت

نی به شما قوت همپایی‌ام                         نی ز شما طاقت تنهایی‌ام»

بود ز بیشه به لب آبگیر                          چوبکی افتاده چو یک چوبه تیر

یک بط از آن چوب یکی سرگرفت              و آن بط دیگر، سر دیگر گرفت

برد کشف نیز به آنجا دهان                      سخت به دندان بگرفتش میان

میل سفر کرد به میل بطان                       مرغ هوا گشت طفیل بطان

چون سوی خشکی سفر افتادشان،                     بر سر جمعی گذر افتادشان

بانگ بر آمد ز همه کای شگفت!                 یک کشف اینک به دو بط گشته جفت!

بانگ چو بشنید کشف لب گشاد                      گفت که: «حاسد به جهان کور باد!»

زو لب خود بود گشادن همان                   ز اوج هوا زیر فتادن همان

ز آن دم بیهوده که ناگاه زد                     بر خود و بر دولت خود راه زد

جامی ازین گفتن بیهوده چند؟                  زیرکی ای ورز و لب خود ببند!

تا که درین دایرهٔ هولناک                       از سر افلاک نیفتی به خاک

هفت اورنگ جامی

..........................

1 - کشف = لاک پشت

  • بازدید: 1028
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های داستانی لاک پشت و مرغابیان (شعر)
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دوستی خاله خرسه

اشاره به همنشینی و رفاقت با آدم نادان

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title