میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آنگاه که بی جنگ و پیکار به بابل درآمدم , همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند .من برده داری را برانداختم . فرمان دادم هر کس در پرستش خدای خود آزاد باشد .شهرهای ویران را آباد کردم.

کورش بزرگ

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 17
بسیار بدبسیار خوب 

برفت مهر پس کوه و روی پنهان کرد
به دهر، موی سیه، زال شب، پریشان کرد
چو پیر خسته دل و خسته روح و خسته روان
زمین نگاه غم انگیز سوی کیهان کرد
شمال سرد ز دل آه دردناک کشید
به سوز خویش بیان، سوز درد دهقان کرد
خبر برفت خدا را که رفت فردوسی
نهفته این خبر بد به دهر نتوان کرد
بگشت تیره ز غم روی مهربار خدا
که عرش را به رخ تیره ام شبستان کرد
عزیز، او ز ازل داردش ز اهل سخن
که با سخن به جهان، کار خویش، آسان کرد
دل خلایق او بی سخن بیابان بود
به لطف طبع، گلستان از این بیابان کرد
کنون گذشت ز ایران زمین، حکیم سخن
که زنده روح بزرگان پاک ایران کرد
ز میوه دار درختی که در جهان پرورد
به بهره از سخنش باغ عمر انسان کرد
به حفظ راه حقیقت، ستود رستم را
حساب کار جهان را به کام دستان کرد
به روح پاک سیاووش گذشت از آتش
به روی تیره دلان راستی درخشان کرد
ببرد بار دگر کاوه را سر سندان
به تنفس آهن او روح خویش، سندان کرد
گریست سخت چو مادر به ماتم سهراب
که سنگ را ز غمش نیز سخت گریان کرد
به دجله زان سبب انداخت طفل دارا را
چرا که باخبر او را ز راز طوفان کرد
برفت همره اسفندیار سوی نبرد
به لطف طبع رهایش ز برف و باران کرد
بساخت کار جهان را و رفت خود ز جهان
عیان ز پرده رخ پاک حق پرستان کرد
کسی به دهر بیاید خورد ز میوه او
تواند او به جهان کار خیر و احسان کرد
خدا بخواست به روحش دعای خیر کنند
نظر به توس ز گلزار اخترستان کرد
شنید او ز سرانِ جنازه شاعر
ورا به حکم شریعت به کفر اعلان کرد
نرفت مصلحت بردنش به خاک مزار
که او هماره ستایش ز نامسلمان کرد
ز روی شرع به باغش به خاک بسپردند
شب سیاه، سر تربتش گل افشان کرد
ز پشت کاوه و سامند و منکر پدرند
ز منکران پدر چون امید پیمان کرد؟
چو در بهار نکاری به مهرگان چه بری؟
به نوبهار جهان، دانه کشت دهقان کرد
چو علم و حکمت ایرانیان کنند انکار
چگونه دل به ره چین و هند و ایران کرد
خدا بدید مسلمان گرفت خویشتن است
از این گرفت، یقین قصر عدل ویران کرد
بجست بین خلایق بسی دقیقی را
که او به طبع خوشش تازه روح و ایمان کرد
که او به بلخ و اجداد خود ز سرو بلند
نهاد منبر و رحمت به جان ایشان کرد
ز دست بنده ورا کشته یافت در ته خاک
تپید دل به غمش، اشک روی مژگان کرد
بخواست خیمه به شعرش که در فلک بزند
شهید راه فلک گشت و خاک گریان کرد
زمین به دیده او بود تاج چرخ برین
مبین که تاج برینش چه جبر بر جان کرد
دل خدای ز ایران و بلخ تیره گشت
نگاه او به امیدی به خاک توران کرد
جهان بدید به چشمان رودکی تیره
که او به شعر، دل و دیده روشنستان کرد
ثنا بگفت به بنیاد عدل و اهل تمیز
که خاک دولت ملت به صدق، بنیان کرد
بدید تیره دلان را ز چرخ در غضب اند
که در صداقت شاعر ز کذب بهتان کرد؟
فکند بر سر آتش ز شعر کشور دل
و باد، خاک دل عاشقان، پریشان کرد
سر گناه سپس دست برد سوی سما
گناه خویش چو رفتار نیک، برهان کرد
که روز نیک و دل صاف و دولتش بدهد
که خود به راه خدا کار حق به فرمان کرد
خدا بگشت بسی نا امید و سخت گریست
که روی بام جهانم اشک دیده باران کرد
سلیم شاه حلیم شاه

  • بازدید: 2654
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

سفرها و گشت و گذارهای فراوانی نیاز است تا آدمی با تجربه شود

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • دریافت کتاب از زبان داریوش
    با درود، از آنجا که کتابهای تاریخی بنظر من(از سوی من) درحین مطالعه نیاز به به حاشیه نویسی، اضافه کردن یادداشت، هایلایت کردن و زیرخط کشی بعضی از پاراگرافها و... را دارند. اما متاسفانه امکان اینکارها از سوی شما با گذاشتن پاسورد بروی فایلها مسدود شده میباشد. و این در حالیست که تمامی صفحات فایلهای پی دی اف واتر مارک شده میباشد بااینکار شما امکان ارجاع به کتاب در صورت لزوم را بشدت مشکل نموده اید... در هر حال این نظر من بود و امید که شما را نرنجانده باشم. درعین حال از زحمات شما در بسیار سپاسگزار بودده... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
تبلیغات


Your SEO optimized title