میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالرفیع حقیقت

يكي از خصوصیات ممتاز دانشمندان و انديشمندان راستين ايراني، آزاد انديشي و مردم گرایي است. كه نماينده وسعت نظر بي انتها و رهایي يافتن از قيود دست و پاگير محدود مربوط به قبيله و گروه و نژاد و شهر و قوم و مملكت و مكتب و توقف نكردن آنان در مراحل مختلف زندگي فريبنده مادي مي باشد . اين خصيصه ی آموزنده و آموزنده جهاني كه راهنماي سعادت بشري و شيوه ی راستين رسيدن به مدارج عالي كمال معنوي است بدون مطالعه و تفحص و تعمق وسيع وهمه جانبه و همچنين تامل و تهذيب و كوشش و جهش فكري و عملي بي وقفه و بي غرضانه و خالي از تعصب امكان پذير نيست .

عبدالرفیع حقیقت

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

این صدای عشق کیست؟

می چکداز ناودان

می رود ! اما کجا؟!

سر به سوی آسمان

*

این صدا له می شود

زیر پای مردمان

چرخ های زندگی

رد شده از روی آن

*

این صدا گم می شود

روی چارچوب دروغ

در میان دغدغه

*

مثل خوابی در پتو

زیر حجم وسوسه

یا شبیه ساعتی بی عقربه

*

ریشه کن هم می شود

این صدا از بیخ و بن

روزگار ما فقط

آهن و سنگ و بتن

*

این صدا خوابیده است

روی یک ظرف بلور

چشم هایش را ببین

محو یک رویای دور

*

تا که بردارد ترک

عاقبت می شکند

این صدا در اشک شور

*

این صدا تب کرده است

روی قلبی یخ زده

دست هایش را بگیر

در شبی ماتم زده

*

زیر باران مانده است

این صدا ترسیده است

یک نفر از دست او

سکه را دزدیده است!

*

این صدا جا مانده است

روی احساس شعور

رو به روی آینه

پشت یک چشمان کور

*

این صدا گریان شده

در عبورش خستگی

دوره گردی می کند

خسته از این خستگی

*

این صدا تنها شده

این صدا غمگین شده

مثل رختی روی بند

ساکت و سنگین شده

*

این صدا لرزان شده

روی شرم از گفتگو

توپ بازی می کند

با سکوتی روبه رو

*

این صدا در یک افق

می پرد تا آسمان

می نشیند روی غم

می رود تا بیکران

*

این صدا بر بال باد

رفته است تا آرزو

او شبیه خواهش است

پاره پاره ، زیرورو

*

این صدا رد می شود

از کنار هر کسی

باز می ماند دلش

روی هر خاروخسی

*

این صدا در جوی آب

تا صداقت می رود

از کنار رهگذر

تا نهایت می رود

*

این صدا بر برگ گل

یا میان آتش است

زردو نارنجی و سرخ

شعله های سرکش است

*

این صدا همچون کلاغ

می نشیند روی بام

هرکسی سنگی به دست

می زند بر روی بام

*

باز پارو می شود

این صدا در لای برف

این صدا گم می شود

لابه لای فکر و حرف

*

این صدا شرمنده شد

بر زبان ناسزا

این صدا ماسیده شد

با گناهی ناروا

*

این صدا در پاکت است

پاکتی بی انتها

باز می ریزد از آن

تکه های بی ریا

*

این صدا مثل من است

در به در ، بی خانمان

روی دوش خاطرات

در کنار این و آن

*

این صدا در گوش توست

می چکد از ناودان

می رود! اما کجا؟!

سر به سوی آسمان!!

...

فریبا شش بلوکی

  • بازدید: 1420
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

برای کسی بمیر که برای تو تب کند

کسی را دوست داشته باش که او هم تو را دوست داشته باشد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title