میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابوالفضل بیهقی

من که بوالفضلم ، کتاب بسیار فرو نگریسته ام ، خاصه اخبار ، و از آن التفاطها کرده ، در میانه ی این تاریخ چنین سخنها از بهر آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند ، و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد.

ابوالفضل بیهقی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

تا آفريد هستي زن را خداي زن

گيتي صفا گرفت بسي از صفاي زن

نقاش حسن، رنگ برازنده‌تر نديد

بهر جلاي چهرة هستي سواي زن

با صد هزار گل به گلستان زندگي

هرگز گل دگر ننشيند به جاي زن

باغ وجود اين همه لطف و صفا نداشت

بي‌سروناز قامت بهجت‌فزاي زن

جام زمانه بود تهي از شراب عشق

بي‌ نوبهار هستي محنت زداي زن

زيبايي بهار عيان از وجود او

افسانه حيات نهان در نواي زن

از لطف آيه‌هاست همه پاي تا به سر

از حسن نكته‌هاست ز سر تا به پاي زن

بنيان زندگي ندهد بار دوستي

در او اگر نرويد مهر گياي زن

بنياد كاخ جامعه كي گردد استوار

بي‌كار و كوشش زن و رنج و عناي زن

در عمر خويش با همه بيگانه بود مرد

ايزد نكرده بودش اگر آشناي زن؟

آموختند بار خدايان ملك فضل

درس ادب به دامن مهر و ولاي زن

باشد روا اگر كه بخوانند روز و شب

مردان روزگار كتاب ثناي زن

بگذشت آن زمان كه به بازار زندگي

روشن نبود كوردلان را بهاي زن

اكنون فشانده بر همه جا از فروغ خود

خورشيدوار گرد طلا كيمياي زن

اي آن كه زن به چشم تو خوار است و ناتوان

بر قلب كهكشان بنگر جاي پاي زن

باشد بهشت زير قدمهاي مادران

اي غافل از مقام زن و اعتلاي زن

آهنگ گرم عشق و سرود فرشتگان

هنگام «لاي لاي» بود در صداي زن

آن عشق پاك كودك و آن مهر مادري

شيرين حكايتي بود از كبرياي زن

زن تاج فرق جامعه باشد، اگر بود

از تار و پود عفت و تقوا رداي زن

-------------------------

محمد گازراني

  • بازدید: 1663
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

عاقبت گذر پوست به دباغ خانه می افتد

هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس بدهد.

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title