میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هوشنگ طالع

ما امروز بايد به اين نتيجه برسيم كه تنها دوست ملت ايران در سرتاسر اين جهان، ملت ايران است يعني ما نه دوست هميشگي داريم، نه دشمن هميشگي. بسته به حركاتي كه مي كنيم و بسته به منافع ملي ما در آن زمان، اينها مي توانند تغيير كنند. چيزي را بايد بدانيم كه تنها ياور ما ملت ايران است. حالابايد راه هايي در پيش بگيريم كه با اين ملت در آشتي كامل و صلح و صفاي كامل به سر ببريم. هويت ملي خود را بازيابي كنيم. اين عاملي است كه اين ملت را تا امروز نگه داشته است.

دکتر هوشنگ طالع

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

چه سالهای فراوان و عمرهای دراز

که خلق بر سر ما بر زمین بخواهد رفت

چنانکه دست به دست آمده است،ملک به ما

به دست های دگر همچنین بخواهد رفت

.....................

وه که هرگاه سبزه در بستان

بدمیدی چو خوش شدی دل من

بگذر ای دوست تا به وقت بهار

سبزه بینی دمیده از گل من

..........................

جهان ای پسر ملک جاوید نیست

ز دنیا وفاداری امید نیست

بتابد بسی ماه و پروین و هور

که سر بر نداری ز بالین گور

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دیماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت

چرا دل بر این کاروانگه نهیم

که یاران برفتند و ما بر رهیم

پس از ما همین گل دهد بوستان

نشینند با یکدگر دوستان

..........

بس بگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا در نبندد هوشیار

...........

در این باغ سروی نیامد بلند

که باد اجل بیخش از بن نکند

عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت

که چندین گل اندام در خاک خفت

..........

به مردی که ملک سراسر زمین

نیرزد که خونی چکد بر زمین

.......

بسی بر آید و بی ما فرو  رود خورشید

بهار گاه خزان باشد و دی و مرداد

بر انچه می گذرد دل منه که دجله بسی

پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد

.......

منه دل  بر سرای عمر سعدی

که بنیادش نه بنیادی است محکم

برو شادی کن ای یار دل افروز

چو خاکت می خورد ، چندین مخور غم

....

یکی بر تربتی فریاد می خواند

که اینان پادشاهان جهانند

بگفتم تخته ای برکن ز گوری

ببین تا پادشه یا پاسبانند

بگفتا تخته برکندن چه حاجت

که می دانم که مشتی استخوانند

....................................

گردآوری : مهدی زیدآبادی نژاد(گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 1200
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های پندآموز پند سعدی به دنیاپرستان و شیفتگان سرای سپنج
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خود را به موش مردگی زدن

بهانه در آوردن . برای مصلحی خود را به مریضی زدن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title