میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
چکامه چامه های پندآموز هنوزت نوبت خواب است و آرام
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
گه از تشویش سر در زیر پر کرد
نه فکرش با قضا دمساز گشتن
نه‌اش نیروی زان ره بازگشتن
نه گفتی کان حوادث را چه نامست
نه راه لانه دانستی کدامست
نه چون هر شب حدیث آب و دانی
نه از خواب خوشی نام و نشانی
فتاد از پای و کرد از عجز فریاد
ز شاخی مادرش آواز در داد
کزینسان است رسم خودپسندی
چنین افتند مستان از بلندی
بدن خردی نیاید از تو کاری
به پشت عقل باید بردباری
ترا پرواز بس زودست و دشوار
ز نو کاران که خواهد کار بسیار
بیاموزندت این جرئت مه و سال
همت نیرو فزایند، هم پر و بال
هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است
هنوز از چرخ، بیم دستبرد است
هنوزت نیست پای برزن و بام
هنوزت نوبت خواب است و آرام
هنوزت انده بند و قفس نیست
بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست
نگردد پخته کس با فکر خامی
نپوید راه هستی را به گامی
ترا توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است
به پستی در، دچار گیر و داریم
ببالا، چنگ شاهین را شکاریم
من اینجا چون نگهبانم و تو چون گنج
ترا آسودگی باید، مرا رنج
تو هم روزی روی زین خانه بیرون
ببینی سحربازیهای گردون
از این آرامگه وقتی کنی یاد
که آبش برده خاک و باد بنیاد
نه‌ای تا زاشیان امن دلتنگ
نه از چوبت گزند آید، نه از سنگ
مرا در دامها بسیار بستند
ز بالم کودکان پرها شکستند
گه از دیوار سنگ آمد گه از در
گهم سرپنجه خونین شد گهی سر
نگشت آسایشم یک لحظه دمساز
گهی از گربه ترسیدم، گه از باز
هجوم فتنه‌های آسمانی
مرا آموخت علم زندگانی
نگردد شاخک بی بن برومند
ز تو سعی و عمل باید، ز من پند

.....

پروین اعتصامی

کبوتر


  • بازدید: 617
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آتش بیار معرکه شدن

خراب کاری کردن , نقش شیطان را بازی کردن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title