میهن نما
میهن نما
گفتاورد

محمدکاظم کاظمی

ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینید که چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران.

محمدکاظم کاظمی سراینده ی افغان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 7
بسیار بدبسیار خوب 

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟                 یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
آن صانع قدیم که بر فرش کائنات                   چندین هزار صورت الوان نگار کرد
ترکیب آسمان و طلوع ستارگان                     از بهر عبرت نظر هوشیار کرد
بحر آفرید و بر و درختان و آدمی                     خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد
الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت              اسباب راحتی که نشاید شمار کرد
آثار رحمتی که جهان سر به سر گرفت           احمال منتی که فلک زیر بار کرد
از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد          وز قطره دانه‌ای درر شاهوار کرد
مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت           تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد
اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب                   بستان میوه و چمن و لاله‌زار کرد
این آب داد بیخ درختان تشنه را                    شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد
چندین هزار منظر زیبا بیافرید                       تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد
توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس                 هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
شکر کدام فضل به جای آورد کسی؟             حیران بماند هر که درین افتکار کرد
گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید                 یا عقل ارجمند که با روح یار کرد
لالست در دهان بلاغت زبان وصف               از غایت کرم که نهان و آشکار کرد
سر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟      جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد
بخشنده‌ای که سابقه‌ی فضل و رحمتش       ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد
پرهیزگار باش که دادار آسمان  فردوس         جای مردم پرهیزگار کرد
نابرده رنح گنج میسر نمی‌شود                  مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت          دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد
دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی          جای نشست نیست بباید گذار کرد
دارالقرار خانه‌ی جاوید آدمیست                  این جای رفتنست و نشاید قرار کرد
چند استخوان که هاون دوران روزگار            خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد
ظالم بمرد و قاعده‌ی زشت از او بماند         عادل برفت و نام نکو یادگار کرد
عیسی به عزلت از همه عالم کناره جست        محبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد
قارون ز دین برآمد و دنیا برو نماند                 بازی رکیک بود که موشی شکار کرد
ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم                    کان تکیه باد بود که بر مستعار کرد
بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست        بی‌دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد
وین گوی دولتست که بیرون نمی‌برد             الا کسی که در ازلش بخت یار کرد
بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج           چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد
او پادشاه و بنده و نیک و بد آفرید               بدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد
سعدی به هر نفس که برآورد چون سحر       چون صبح در بسیط زمین انتشار کرد
هر بنده‌ای که خاتم دولت به نام اوست       در گوش دل نصیحت او گوشوار کرد
بالا گرفت و دولت والا امید داشت               هر شاعری که مدح ملوک دیار کرد
شاید که التماس کند خلعت مزید                سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد

سعدی


  • بازدید: 1772
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دست بالای دست بسیار است

بر زیردستان ، ستم روا نیست . قدرتمند تر از شما هم هست

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب
    بنده خدا ؛ معلومات شما از تاریخ و دین بسیار کم می باشد مطالعه بفرمایید بعد اظهار نظر کنید ؛ ایرانیان از زمان پیش از اسلام یکتا پرست بودند و تقدس آتش به خاطر مظهر و تجلی از نور الهی است و در واقع اصلاً آتش پرستیده نمیشد ؛ زرتشتیان خود همیشه منکر عبادت آتش بوده و آن را «واسطه» عبادت خدا دانسته‌اند و نه «خودِ خدا».(دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد. یکم، ذیل «آتش‌پرستی».) با طرز تفکر شما این گونه باید قیاس کرد که مسلمانی که طواف کعبه می کنند خانه پرستند!!! یا شیعیان که به زیارت قبور ائمه اطهار علیهم ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : یحیی
تبلیغات


Your SEO optimized title