میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالحسین زرین کوب

امپراتوري كورش و داريوش يك امپراتوري نمونه است كه مورخ مي‌تواند از تأمل در آن دريابد كه مملكت تنها با قدرت نظامي و حتي با نظارت چشم و گوش حكومت، برپا نمي‌ماند، احتياج به تفاهم و تسامح نيز هست و اين تسامح كورشي است كه بي‌شك اسباب سرافرازي تاريخ ايران است

عبدالحسین زرین کوب

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

سروده ی روانشاد مهدی اخوان ثالث

بن مایه : روزنامه اطلاعات

دو شعر زير به فاصله ده سال سروده شده است. شعر اول مربوط به قبل از جنگ تحميلي است و شعر دوم در سال دوم بعد از جنگ.

خوشا اقليم خوزستان و خورشيد خطرخندش

پسين و صبح نخلستان، شب کارون و اروندش

جواهر شرمگين، چون کيميا، از خاک زرخيزش

و شيرين ‌کام دريا زآبهاي آبرومندش

زمستان رفته است از ياد تقويمش که هر سالي

بهاران ست و تابستان، خزان هم روزکي چندش

پس از ايام نوروزي، به تابستان گرايد سال

بهار از سينة آذر، بوَد تا ساق اسفندش

به نخلستان از آن بيني به سر هر نخل را چتري

که آتش بارد از خورشيد قهّار ظفرمندش

شقايق‌زارها بيني شکفته در زمستانها

که در جاي دگر هرگز نمي‌بيني همانندش

اگر من پيش از اين مي‌ديدم اينجا را، نمي‌گفتم:

خوشا تهران و چشم‌انداز بشکوه دماوندش

لب کارون و اروندش تفرجگاهها بيني

که از حسرت کند خون در دل تجريش و دربندش

مسافر بيند ار شبهاي کارون و بلم‌راني

نخواهد بود ديگر هيچ جا چندين خوشايندش

خبرها مي شنيدم حسن سبز هند را بسيار

ولي ديدم به خوزستان عيان بي‌مثل و مانندش

مکرر کن «اميد» اين نغمه تا خاطرنشين گردد:

خوشا اقليم خوزستان و خورشيد خطرخندش

1351 ـ آبادان

کنون بنگر به خوزستان

يک سال و اندي بعد از جنگ تحميلي جهانخواران غرب و شرق و به دلقکي و مباشرت صدام مزدور، در تهران گفته شد:

کنون بنگر به خوزستان که بيني چونش و چندش

به خون‌آلوده کارونش، به بهمنشير و اروندش

بر او تازان يکي تازي، به خونريزي و لجبازي

ددي مزدور غرب و شرق، با صد مکر و ترفندش

ز خونريزي خوش و خندان، مسلح تا بن دندان

عراق از او چنان زندان،گرفته عالمي گندش

درختي فاسد و شوم است و بارش بدتر از زقّوم1

به همت هم توان، هم بايد از اعماق برکندش

همين رزمنده نواللهيان، الله‌اکبر گوي

به لطف حق توانند از بن و بنيان برآرندش

به چنگ آريم با جنگ و به دست داد بسپاريم

و خواهد ديد او از داد، فرجام خوشايندش!

شهود دادگاه ما: شهيدان و يتيمانشان

دگر آوارة جنگي و جانباز و همانندش

ددک صدام بي‌دين را، نه دد، بل عنترک صدام

به روي دار رقصانيم، با زنجير يک‌چندش

عرب را مي‌کشد نامرد و مي‌گويد عرب خواهم

عجم بگذار و با دين عرب سي ‌نسل پيوندش

اگر رحمي نکرد او بر زن و فرزند ما مردم

به راه خوي و خويش رفت و حزب لعنت‌آوندش

تو اي آزاده ايراني، شرفمند، از بني الاحرار

به راه «لا تَذَر» رو با زن و با اهل و فرزندش

خوشا ملک عراق ما، که دارد اشتياق ما

خوشا ديرين ميانرودان ما و اروند و مروندش

«اميد» اين لخته خون قلب تو ‌خواهد بگويد باز:

خوشا اقليم خوزستان و چند و چون دلبندش....

1360 ـ تهران

1ـ درخت و خوراک تلخي که در جهنم مي‌رويد.

  • بازدید: 1032
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

گنه كرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

گناه کسی را بر گردن دیگری انداختن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سخنانی از مولانا
    درودفراوان برشماای سره مرد!!باری ای هم میهن ازشمابسی سپاس هم ازبهرجستارهای زیباوآموزنده هم برای این پارسیگویی وبهره گیری ازواژگان ناب وسره پارسی ما ایرانیان وامدار ابرمردانی همچون شماییم!!باری ای دوست هزاران بارسپاس نمایش / پاسخ
    فرستنده : ساسان هخامنشان
تبلیغات


Your SEO optimized title