میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

ايران، اي سراي اميد

بر بامت سپيده دميد

بنگر ره پر خون

خورشيدي خجسته رسيد

*

اگر چه دلها پر خون است

شکوه شادي افزون است

سپيده ما گلگون است، واي گلگون است

که دست دشمن در خون است

اي ايران غمت مرساد

جاويدان شکوه تو باد

*

راه ما، راه حق، راه بهروزي است

اتحاد، اتحاد، رمز پيروزي است

صلح و آزادي جاودانه در همه جهان خوش باد

يادگار خون عاشقان، اي بهار

اي بهار تازه جاودان، در اين چمن شکفته باش



بزمگاه آزادي

زمانه قرعه نو مي‌زند به نام شما

خوشا شما که جهان مي‌رود به کام شما

در اين هوا چه نفسها پر آتش است وخوش است

که بوي عود دل ماست در مشام شما

تنور سينة سوزان ما به ياد آريد

که­ زآتش دل ما پخته گشت خام شما

فروغ گوهري از گنج خانه دل ماست

چراغ صبح که برمي‌دمد ز بام شما

ز صدق آينه‌کردار صبح‌خيزان بود

که نقش طلعت خورشيد يافت شام شما

زمان به دست شما مي‌دهد زمام مراد

از آنکه هست به دست خرد زمام شما

هماي اوج سعادت که مي‌گريخت ز خاک

شد از امان زمين، دانه‌چين دام شما

به زير ران طلب زين کنيد اسب مراد

که چون سمند زمين شد ستاره رام شما

به شعر «سايه» در آن بزمگاه آزادي

طرب کنيد که پر نوش باد جام شما



خورشيد شب سرد

دلا ديدي که خورشيد از شب سرد

چو آتش سر ز خاکستر برآورد

زمين و آسمان گلرنگ و گلگون

جهان دشت شقايق گشت از اين خون

نگر تا اين شب خونين سحر کرد

چه خنجرها که از دلها گذر کرد

ز هر خون دلي، سروي قد افراشت

ز هر سروي، تذروي نغمه برداشت

صداي خون در آواز تذرو است

دلا، اين يادگار خون سرو است

.............

هوشنگ ابتهاج (سايه)

  • بازدید: 1423
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های میهنی سروده ی ایران ای سرای امید
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

هر سخنی را نمی توان در هر جایی به زبان آورد و باید شرایط را سنجید

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
  • تیره و نژاد لرها
    در برخی از سایتا خوندم که لر های بروجرد و ملایر رو لر نمی دونن و میگن که لر نیستند و به دلیل نزدیکی به خرم‌آباد لهجشون لری شده اگه ملایری ها لر نیستن کریم خان‌زند هم لر نیست اگه بروجردیا لر نیستن پس کاوه‌آهنگر و نواداگانش مثل گودرز و پسرش گیو لر نبودن.این حرفا برای آگاه کردن لر‌ها از تاریخ خودشونه که این تفرقه ها از بینشون بره ولی متاسفانه باعث شده که خودشونو هی بخان اصیل تر جلوه بدن. نمایش / پاسخ
    فرستنده : mohammad
تبلیغات


Your SEO optimized title