میهن نما
میهن نما
گفتاورد

محمدکاظم کاظمی

ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینید که چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران.

محمدکاظم کاظمی سراینده ی افغان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

فرّ بهار بين که به آفاق جان دهد

هر بوته را هر آنچه سزا ديد، آن دهد

پارينه، آنچه باد خزاني ربود و برد

آرد دهد به صاحبش و رايگان دهد

سختم شگفت آيد از اين هوش سبز او

کز هر که هر چه گم شده، او را همان دهد

بر فرق کوه، سودة الماس گسترد

دامانِ دشت را سَلَب پرنيان دهد

زان قطره‌هاي باران بر برگ بيدبُن

وقتي نسيم بوسه بر آن مهربان دهد،

صدها هزار اختر تابان چکد به خاک

کآفاقشان نشان ز ره کهکشان دهد

آن کوژ و کژ خطي که برآيد ز آذرخش

طرزي دگر به منظرة آسمان دهد

پيري‌ست رعشه‌دار که الماس‌پاره‌اي

خواهد به دست همسر شادِ جوان دهد

آيد صداي جوجة گنجشک ز آشيان

وقتي که شوق خويش به مادر نشان دهد

چون کودکي که سکه چندي ز عيدي‌اش

در جيب خود نهاده، به عمدا تکان دهد،

آيد صداي شانه‌سر، از شاخ بيدبن

وقتي که سر به سجده تکان هر زمان دهد

گويي که تشنه‌اي به سبويي تهي ز آب

هوهو، ندا مکرر، هم با دهان دهد

گيرم بهار «بندرعباس» کوته است

تاوان آن کرانة «مازندران» دهد

آنجا که چار فصل، بهار است و چشم را

سوي بهشت پنجره‌اي بيکران دهد

نيلوفر کبود هنوز آسمان‌صفت

در خاک «مرو»، ز ايزد مهرت نشان دهد

شادا بهار «گنجه» و «باکو» که جلوه‌اش

راهت به آستانة پير مغان دهد

از سيم خاردار، گذر کن تو چون بهار

تا بنگري که «بلخ»، تو را بوي جان دهد

زان سيم خاردار دگر نيز برگذر

تا جلوة «خُجَند»، بهاري جوان دهد

زان سيم خاردار دگر هم گذاره کن

تا ناگهت بهار «بخارا» توان دهد

قاليچه‌اي‌ست بافته از تار و پود جان

هر گوشه‌اش خبر ز يکي داستان دهد

اما چو نغز درنگري، منظرش يکي‌ست

کاجزاش ياد از سنن باستان دهد

در زير رنگهاش، يکي رنگ را ببين

رنگي که صد پيام ز يک آرمان دهد

گويد: يکي‌ست گوهر اين خاک، اگرچه ياد

گاه از لنين و گاه ز نوشيروان دهد

گر خاک گشته در قدم لشکر تتار،

ور «بوسه بر رکاب قزل ارسلان دهد»،

اما هميشه در گذر لشکر زمان

«سعديش» عشق و «حافظش» امن و امان دهد

وانگه ز بهر پويه پايندة حيات

«فردوسي»اش روان و ره و کاروان دهد


دکتر محمدرضا شفيعي کدکني

  • بازدید: 872
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خر را رنگ می کنه جای گور خر می فروشه

به افرادی گفته میشود که دیگران را می فریبند

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سرود زیبای سرفراز باشی میهن من
    من اولین بار این سرود را پارسال که کلاس هفتم بودم شنیدم در مدرسه این سرود سر صف اجرا شد و من هم هر موقع این سرود پخش میشد خوشال میشدم این سرود خیلیی قشنگه من عاشق این سرودم و امسال وقتی این سرود پخش میشود در صف مدرسه من بهتر از قبل میخونم و الان هم میخوام بهتر یاد بگیرم خیلی دوست داشتنی است این سرود عالی نمایش / پاسخ
    فرستنده : زینب
تبلیغات


Your SEO optimized title