میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالحسین زرین کوب

امپراتوري كورش و داريوش يك امپراتوري نمونه است كه مورخ مي‌تواند از تأمل در آن دريابد كه مملكت تنها با قدرت نظامي و حتي با نظارت چشم و گوش حكومت، برپا نمي‌ماند، احتياج به تفاهم و تسامح نيز هست و اين تسامح كورشي است كه بي‌شك اسباب سرافرازي تاريخ ايران است

عبدالحسین زرین کوب

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

من عاشق ايرانم و آن لطف و صفايش

آن لطف و صفايي كه دهد فرّ همايش

از ارج و بهايش چه بگويم كه ستودند

آزاده‌سراني كه سرودند ثنايش

دلبستة او گشتم از آن روز كه بگشود

بر روي دلم چهرة اندوه‌زُدايش

هرگز نشوم سير ز ديدار رخ وي

كو مام من است، آن كه سرم سوده به پايش

از بس كه عزيز است به چشمم نفروشم

بر باغ دلاراي دگر هرزه‌گيايش1

مهرش به برم نور فشاند ز سرِ مهر

معبود نياكان من از فرّ ضيايش

بس كوه كه بر مخزنش از برف دهد آب

بس رود كه از آب دهد برگ و نوايش

در معرفت و منقبت و دانش و فرهنگ

در گنبد نيلي‌ست كه پيچيده صدايش

از رفعت ديرينش اگر از تو بپرسند

ياد از حكمايش كن و فخر از شعرايش

از حشمت و مردانگي‌اش تا شود آگاه

از كوروش و دارا مثل انگيز برايش

صدسنگ فلاخَن به سرش خورد در ايام

اما نتوانست كند نفيِ بقايش

هر گه به حدودش كنم آهنگ سياحت

بينم همه جا خرّم و دل محو صفايش

بس باغ و بسي جنگل و درياچة شاداب

ديدم كه شدم مست و سپردم به خدايش

خاكش همه زرخيز بود هر چه بكاوي

بس خير كه پوشيده بوَد در گل و لايش

بس كاخ زمان ديده و بس طاق خميده

آثار فزون است ز ابناي كيايش2

از سطح كويرش چه بسا خاك برآيد

كان راست خواصي كه خدا كرده عطايش

گر بي‌پدري دم زند از تجزية وي

غم نيست كه مادر بنشيند به عزايش

بشتاب سوي «قشم» و نگه كن چه عزيز است

بگذر به ‌سوي «كيش» و نگر طُرفه فضايش

از «هرمز» و «هنگام» و دگرگونه جزاير

غافل نتوان شد كه فزون است بهايش3

در جلب جهانگرد كه يك ثروت عالي‌ست

بهرچه نكوشند كه ناب است طلايش

ايران كه بوَد ديدني‌‌اش درخور اوصاف

از بهر چه پوشيده بود حُسن و جلايش؟

هر مانع و محظور در اين مرحله ظلم است

كاين جمله زيان است و گران است خطايش

دو «تنب» و «ابوموسي» از ادوار گذشته

بوده‌ست از ايران همه گه عزّ وعلايش

هر ژاژ كه خايد يكي از جمله امارات

بي‌رنگ بود از پي تحقيق، حنايش

القصه «اديب» است كه تا آن دم واپس

دلبسته ايران بود و چامه‌سرايش


...........
استاد ادیب برومند
..............................
پي‌نوشتها:

1ـ گيا: همان گياه است.

2ـ كيا: به‌معني بزرگ است.

3ـ هرمز و هنگام: از جزاير خليج فارس است

  • بازدید: 915
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

چراغ کسی تا صبح نمی سوزد

خوشی های این جهان همیشگی و پایدار نیست

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • تیره و نژاد لرها
    باسلام به همه دوستان میخواستم بگم طایفه چگنی که که خودش راازکولی هاجدامیدونه خوبه یکم تحقیق کنه ببینه توهمه مقاله هاچگنی هاشاخه ای ازطایفه کولی هستن درضمن نویسنده های لر یجوری ازلوتیهاتومقاله هاشون نا... نمایش / پاسخ
    فرستنده : ....
تبلیغات


Your SEO optimized title