میهن نما
میهن نما
گفتاورد

استاد غلامحسین یوسفی

کسی که ملت و مملکت خود را بحقیقت بشناسد، آنرا آگاهانه دوست خواهد داشت و هیچ انگیزه ای موجب نخواهد شد این پیوند در وجود او سستی گیرد. برعکس آنکه با مردم این مرز و بوم و روح و فکر آنها و فرهنگ ایران آشنا و بدان دل بسته نیست به اندک چیزی فریفته می شود و از ملت و وطن خود می گسلد . نمونه  آن را در بر خی از جوانان ما می توان یافت که خود را بدان راضی کرده اند که در کشوری دیگر ، شغلی دارند و خانه و اتوموبیلی و همسری غالبا بیگانه ، غافل از آنکه اگر تا پایان عمر هم در آن سرزمین خدمت کنند مردم آن دیار هرگز آنان را در خود جذب نخواهند کرد و از خودشان نخواهند شمرد . نتیجه آن که از خانه مانده اند و از بیگانه رانده.

شادروان استاد غلامحسین یوسفی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

نگردد آدمی هرگز مکرّم
مگر باشد به حقدانی مسلّم
به زیرِ سایه ‏ی حق ‏پروری‏ها
توان آسود با وجدانِ خرّم
بود انصاف،  بارِ حق ستایی
که باشد افسری بر فرقِ عالم
به حقّ  کس تجاوز را چنان دان
که در جامِ زلالش ریختن سم
تصرّف در اثاث و جامه ‏ی کس
مطهّر کی شود با آبِ زمزم؟
کنون بس در شگفتم از امارات
که پاسِ حقّ ما را نیست مُلزم
طمع دارد به چشمی فارغ از شرم
که باشد دوخته بر مال ِ همدم
به مالِ ِهمدم و همسایه  ورزد
طمع بی ‏هیچ دستاویزِ مُبرَم
چه ارزد پاره ‏کاغذ مدّعی را
چو باشد مالکِ دیرینه اقدم؟
جزایر در «خلیجِ فارس» یکسر
به خاکِ پاکِ ایران بوده مُنضَم
زِعهدِ «کورش» و«دارا» به این سوی
خلیج و فارس در هم بوده مُدغَم
از ایران بوده سرتاسر امارات
زِ عهدِ «کاوه» و«تهمورس» و «جم»
به دو«تُنب» و«ابوموسی» و «بحرین»
که فرمان راند جز ایران ِ اعظم؟
کجا بودند شیخانی که امروز
به زیرِ چترِ اغیارند مُکرم؟
کجا بودند در عهدی که ایران    «
خلیجِ فارس» بودش زیرِ پرچم؟
برفت از یادشان آن‏گه که بوده ‏ست
بر ایشان روزِ روشن شامِ مُظلَم؟
کنون با تکیه بر اربابِ ظالم
رجز خوانند گاهی زیر و گه بم
مگر از یاد بردند آن زمان‏ها
که بودند از حقارت غرقه در غم؟
به زیرِ خیمه‏ ها گردیده سرخیل
به گِرداگردشان خویش و پسرْعم
به فرمان بردن ِ بیگانه مجبور
به هم ‏پیمانیِ دزدانه مَحرم
گروهی خادمان هم گِردِشان جمع
به رنگ و سنگ و هیأت نامنظّم
کنون بر خاکِ ایران چشم‏ دوزان
کنند این ژاژخایی‏ ها دمادم
ولی غافل که گردد کارشان زار
گر ایرانی به خشم آید چو «رستم»
سزد گر دم فروبندند از آن پیش
که گردد قهرِ ایرانی مجسّم
شود بر درگهِ ایران ِ پیروز
قدِ ناسازشان چون بندگان خم
و یا از نیشِ خود کلکِ «ادیبان»
کشاند سورِشان در خطّ ماتم

ادیب برومند  

  • بازدید: 1354
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 محمد رسولي 04 اردیبهشت 1391 ساعت 18:54
پاينده ايران. بسيار زيبا. درود بر استاد اديب برومند. سپاس از تار نماي مهر ميهن.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #2 آریایی 12 دی 1393 ساعت 01:41
آفرین بر شرف آقای برومند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های میهنی هشدار شاعر ملی ایران به امارات
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

کاری که بخوبی آغاز نگردد پایان خوبی نخواهد داشت

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title