میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سرنوشت با پروردگار است، خشنود به آنم، شکوه نمی کنم، در سختی شکیبایم، بدتر از این سختی نیز باشد و سختی بگذرد، در پناه و یاری پروردگار.

بزرگمهر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

بهشت برين است ايران‌زمين

بسيطش سليمان‌وشان را نگين

بهشت برين باد جان را وطن

مبادا نگين در كف اهرمن

بود تا بر افلاك، تابنده هور

ز بوم و برش چشم بد باد دور

كسي كو به بينش بود ديده‌ور

جهان را صدف داند، ايران گهر

زمين، سرخوش از ابر نيسان اوست

گهر، خاك ريگ بيابان اوست

دماغ خرد از هوايش‌ تر است

نم چشمه‌ساران او كوثر است

مسيحاي خاكش به تن جان دهد

ز هر خشت او نور ايمان دمد

نظر در تماشاي آن بوم و بر

بود چشم يعقوب و روي پسر

خراشد دلي گر به ويرانه‌اش

كند دلدهي خاك مردانه‌اش

كهن قلعه‌هايش چو حصن فلك

كبوتر مثالان برجش ملك

سوادش بود ديدة روزگار

يك از خانه‌زادان او نوبهار

گر از فخر بالد به كيهان، كم است

كه استخر او تختگاه جم است

فريدون، يك از خوشه‌چينان اوست

سليمان هم از خوش‌نشينان اوست

بود لرزه در كشور روم و روس

ز روزي كه مي‌كوفت كاووس، كوس

كهين كاخش ايوان كيخسروي است

كمين طاق او غرفه كسروي است

دهد بيستونش ز فرهاد ياد

همان كارپرداز عشق‌اوستاد

بود غنچة لاله‌اي در حساب

به دامان الوند او آفتاب

دهد جوي شيرين ز شيرين نشان

شكرخيز خاكش بود اصفهان

حزين لاهيجي

 

  • بازدید: 1662
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های میهنی بهشت برين است ايران زمين
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

زمستان رفت ، روسیاهی به زغال ماند

با این که یاری نکرد ، کار چنان که شایسته بود انجام گرفت و روسیاهی اش برای او ماند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • سندی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    اصالت نوشته، ابراهیم پاشای بابان (1198 – 1218 هجری)‌که به سال 1199 هجری هنگامی که سلیمانیه را احداث نمود در هنگام کند و کاوکارگران پوست پاره ای را در یکی از غارهای جیشانه پیدا کردند که چون ارزش آنرا نمی دانستند آنرا به یک جوان انگلیسی که برای گشت و گذار به آنجا آمده بود فروختند و آن جواانن پوست پاره را به لندن برد و سپس معلوم شد که در آن پوست پاره قطعه شعری به خط پهلوی(کردی باستان) نوشته شده و آنگاه آنرا برای روزنامه شرق نزدیک فرستاد و در آنجا منتشر کرد. پس از آن ملک الشعرای بهار (1308 – 1372 هج... نمایش / پاسخ
    فرستنده : شهریار


Your SEO optimized title