میهن نما
میهن نما
گفتاورد

خسرو معتضد

تاریخ ایران ما متمدانه تر، انسان دوستانه تر و با تفاهم تر از دیگر کشورهای جهان است. ملی گرایی و وطن پرستی هنر است.چطور می شود وطن را دوست نداشت. وقتی اسم ایران می آید بغض گلویم را می گیرد. وقتی شرح بدبختی ایران را می گویم اشک در چشمانم حلقه می زند.

خسرو معتضد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تیره های ایرانی ریشه و تبار مردمان آذربایجان
میانگین امتیار کاربران: / 37
بسیار بدبسیار خوب 

مسعود لقمان

مردمان آذربايجان همان گونه كه نام سرزمينشان نشان مي‌دهد، مردماني هستند ايراني نژاد (آريايي نژاد). نام آذربايجان از آتروپات سردار هخامنشي كه آذربايجان را از چنگال اسكندر رهاند و تا ساليان دراز خود و خاندانش سر رشته‌دار اين سرزمين بودند، گرفته شده. اين سرزمين پيش از آتروپات، ماد خرد ناميده مي‌شدي.1

آتروپاتكان (خانه آتورپات) (سرزمين آتورپات)   آذرپادگان

آذرپادگان                                    آذربايجان

«استاد پورد اوود» در معني آتروپاتكان مي‌گويد:  «نام آتروپات، نامي است كه به گستردگي در ايران باستان به كار گرفته مي‌شد، از دو بخش درآميخته آتر (آذر) و پات كه اسم مفعول از مصدر پا كه در اوستا و پارسي باستان به معني نگاه داشتن و پاس داشتن و پناه دادن، بسيار به كار رفته و همين واژه است كه در پارسي، پاييدن شده است. جزو كان كه در آتروپاتكان و آذرپادگان افزوده شده، همان است كه در بسياري از نام‌هاي ديگر سرزمين ايران هم ديده مي‌شود مانند گلپايگان (گلبادگان)».2

آذربايجانيان فرزندان مادان آريايي‌اند، همان قومي كه كردان و لران امروزي بازماندگان اينانند، اينان تا سده‌هاي اخير، گويش آذري خود را به سختي در برابر تركتازان نگه داشته، اما در پايان،‌دگرگوني‌ها به گونه‌اي شد كه دگر توانايي در برابر اين يورش بيرحمانه را از كف دادند، بدين گونه كه...

تركان كه ايل‌هاي دام‌دار و كوچ نشيني بودند، در زمان سلجوقيان به هوس چمنزارهاي خرم و سرسبز آذربايجان به آن جا درآمدندي، و با بيشي گرفتن ايل‌هاي ترك در آذربايجان و سپس در هنگامه‌ي مغولان- كه زبان ايشان از زبان تركان جدا بودي اما ايشان نزديكي بيشتري به تركان داشتندي تا به ايرانيان هم‌چنين برخي از لشگر آن‌ها نيز ترك بودي- كه در آذربايجان نشيمن گرفته و مراغه و سلطانيه و تبريز را به پايتختي برگزيدندي و راه را براي تركتازي تركان باز نمودندي و بوميان شهر آيين (متمدن) آذربايجان را كه بيشتر كشاورز بودند، زير يورش آن‌ها قرار گرفتندي و به سبب نيازي كه بوميان براي رابطه با مهاجمان سر رشته‌دار داشتند، كم كم واژگان تركي به گويش آذري راه يافتندي و با گذشت زمان از يك سو با قدرت گرفتن هرچه بيش‌تر مهاجمان و كوچ‌هاي گله‌اي پي در پي آنان به آذربايجان و از سوي دگر با زير دست رفتن بوميان و رو به سستي نهادن ايرانيان، با اين حال نزديك به 700 سال به درازا كشيد تا زبان تركي بتواند، آذري را كنار زند. اين يورش و كنار زدن تركي، آذري را، نخست در بيرون از شهرها آغاز گرديد، ولي كم كم به شهرهاي بزرگ نيز رسيد، به گونه‌اي كه زكريا بن محمد قزويني در كتاب «آثار البلاد» كه در سال 674 هجري در زير عنوان تبريز نوشته:  «منجمين گفته‌اند كه تبريز را از تركان آفتي نخواهد رسيد، چه طالع آن شهر عقرب است و مريخ صاحب آن است و تاكنون حرف ايشان راست درآمده است، چه از جميع بلاد آذربايجان هيچ شهري از دستبرد تركان محفوظ نمانده است جز تبريز».3

«احمد كسروي تبريزي» در دفتر «آذري زبان باستان» زير عنوان آذربايجان پس از مغولان مي‌نويسد:  «پس از مغولان در ايران شورش بس سختي برخاست زيرا چون ابوسعيد در سال 735 درگذشت و او را جانشيني نبود ميان سران مغول كشاكش افتاد كه هر يكي مغول پسري را به پادشاهي برداشتند و با هم به جنگ و كشاكش برخاستند و هنوز يك سال از مرگ ابوسعيد نمي‌گذشت كه سه پادشاهي بنياد يافت و برافتاد و تا سالياني اين كشاكش و لشكركشي پيش مي‌رفت و ايرانيان كه اين زمان بسيار خوار و زبون مي‌بودند زير پا لگدمال شدند و چون آذربايجان تختگاه مغول بوده بيش‌تر اين كشاكش‌ها و جنگ‌ها در آن‌جا رخ مي‌داد و بيش‌تر زيان و آسيب به آن‌جا مي‌رسيد و مردم از پا افتاده نابود مي‌شدند. در آن زمان‌ها بود كه شهر تبريز گزند سختي ديد. زيرا آذربايجان كه در دست سلطان احمد ايلكاني مي‌بود و او امير ولي استرآبادي را به فرمانروايي تبريز گماشت و در سال 787 تقتمش خان پادشاه دشت قپچاق به دشمني سلطان احمد، ناگهان پنجاه هزار سوار مغول بر سر شهر فرستاد كه امير ولي بگريخت و مردم بيش از يك هفته جنگ و ايستادگي نتوانستند و مغولان به شهر درآمده آن چه گزند و آسيب بوده دريغ نگفتند. پس از اين گزندها نوبت تيمور و لشكركشي‌هاي او رسيد. در زمان او آذربايجان چندان آسيب نديد. ليكن چون دوره او به سر رسيد آذربايجان بار ديگر ميدان كشاكش گرديد زيرا چنان كه در تاريخ‌هاست، نخست خاندان قراقويون‌لو (سياه گوسپندان) با دسته‌هاي بس انبوهي از تركان به آن‌جا درآمدند و بنياد پادشاهي نهادند و هميشه در جنگ مي‌بودند و پس از آن نوبت آق قويونلو (سپيد گوسپندان) رسيد كه هم‌چنان با ايل‌هاي انبوهي به اين‌جا رسيدند و بنياد پادشاهي نهادند و هميشه در جنگ و كشاكش مي‌بودند و تا برخاستن شاه اسماعيل صفوي صفوي در سال 906 كه هفتاد سال از تاريخ ابوسعيد مي‌گذشت، آذربايجان هميشه ميدان لشكركشي‌ها و جنگ‌ها مي‌بود و به گمان من بايد انگيزه برافتادن زبان آذري را از شهرهاي آذربايجان و رواج تركي را در آن‌ها اين پيشامدهاي هفتاد ساله دانست. زيرا در اين زمان است كه از يك سو بوميان لگدمال و نابود شده‌اند و از سوي دگر تركان به انبوهي بسيار رو به اين‌جا آورده‌اند و بر شماره‌ي ايشان بسيار افزوده. در زمان‌هاي پيشين، تركان بيش‌تر در ديه‌ها مي‌نشسته‌اند ولي اين زما ن چون فرمان‌روا مي‌بودند، شهرها را فرا گرفته‌اند و زبانشان در آن‌جا رواج يافته است.».4

جستار (موضوع) از ميان رفتن يك زبان و حل شدن آن در زبان دگر، جستار نويني نيست، در تاريخ از اين دست بسيار بوده، نمونه‌هاي آن از ميان رفتن زبان‌هاي مردم مصر و شمال آفريقاست كه جاي خود را به زبان تازي داده و نيز زبان‌هاي برخي از مردم ماورالنهر، اران، آذربايجان و روم شرقي (آسياي صغير) كه در زبان تركي حل شدند. ]بر اثر سلطه استعمار بر قاره آفريقا، مي‌توان گفت كه زبان‌هاي بومي به حاشيه رانده شدند و در زبان استعمارگران حل شدند. افزون بر مردم شمال افريفا كه در سده‌هاي نخستين اسلامي، زبان خود را از دست داده و عرب زبان شدند، در دو سده اخير، بقيه آفريقايي‌ها نيز زبان خود را از دست دادند و انگليسي زبان، فرانسه زبان و پرتغالي زبان شدند. حتا بخش قابل توجهي از مردم الجزيره كه زبانشان به عربي برگشته بود، دو زبانه شدند. يعني در كنار زبان تحميلي عربي، فرانسه‌زبان نيز شدند و... (پژوهشكده تاريخ و فرهنگ ايران زمين)[

ما مي‌دانيم تا زمان سلجوقيان پاي تركان به آذربايجان باز نشده يا درست باز نشده بودي، پس چگونه زبان آن‌ها پيش از خود آن‌ها در آن گوشه رواج يافتي. اين به مانند اين است كه گوييم زبان مصريان پيش از گشايش اسلام كشورشان را، تازي بوده.

در كتاب «تاريخ آذربايجان» چاپ باكو در اين مورد مي‌خوانيم:

«بسياري از اقوام مشرق زمين در روزگار كنوني به زباني كه نياكانشان گفتگو مي‌كردند، سخن نمي‌گويند. براي نمونه در آسياي ميانه زبان‌هاي ايراني خوارزمي، سغدي، باختري و پارتي جاي خود را به زبان تركي داده‌اند، ولي نفوذ يك زبان به مفهوم تنگ كردن تمام ميدان بر بوميان نيست. از اين رو اقوام كنوني، فرزندان مستقيم نياكان بومي سرزمين خوددر روزگار گذشته‌اند. اينان تا روزگار ما ريشه‌هاي فرهنگي، تاريخي، قومي و نژادي خود را نگاه داشته‌اند».5

شايان نگرش است كه زبان امروز آذربايجان داراي بسيار واژگان ايراني است كه اگر فردي آشنا به زبان‌هاي ايراني و تركي باشد به آساني آگاه مي‌گردد كه بسياري از واژگاني كه با فرهنگ و شهر آييني در پيوند است از واژگان زبان‌هاي ايراني است كه نشان مي‌دهد كه تركان بيابان گرد، هر واژگاني كه نداشتند، از زبان‌هاي ايراني به ويژه پهلوي آذري گرفته‌اند، به گونه‌اي كه امروزه، زبان آذربايجانيان بسيار با زبان ساير تركي زبان‌ها متفاوت است، به گونه‌اي كه زبان آذربايجانيان براي آنان قابل فهم نيست.6

اين گونه است كه تركان مانند هر مهاجم دگري كه به اين سرزمين آمدند، مانند يوناني و مغول و تازي، در ايرانيان حل شدند و از ميان رفتند و ايرانيان و آذربايجانيان اصالت خود را نگه داشتند.

ريشه‌هاي گروه‌هاي پان ترك

در گذشته‌اي نه چندان دور، دولت عثماني، از زمان صفويان تا جنگ جهاني نخست در انديشه چپاول ايران زمين و برپايي امپراتوري اسلامي و سپس امپراتوري ترك، لشگركشي به ايران و استان آذربايجان را آغاز كرده، ولي هر بار اين آذربايجاني‌ها بودند كه از پيوستن به ترك‌ها دوري جستند و با دادن خون و جان خويش، بيگانگان متجاوز را از كشور خود بيرون ريختند.

تركيه با هزار گرفتاري اقتصادي، سياسي كه گريبان‌گيرش است، براي برآوردن خواست‌هاي سياسي و سود اقتصادي خود در پي كوچك نمودن جايگاه ايران در خاورميانه و ايجاد اختلاف دروني در آن برآمده است. اين كشور همسو با دولت باكو با پايه‌گذاري، تحريك و تقويت «پان تركيسم»، تنها و تنها به برآوردن خواست‌هاي سياسي و اقتصادي خود مي‌انديشند.

تركان پس از چندين بار يورش به آذربايجان و كشتار و چپاول فراوان، با ايستادگي مردم دلير آن سامان روبرو گشتند و نتوانستند از راه مستقيم مردم آذربايجان را به سوي خود كشند، از اين رو بر آن شدند نخست اران- سرزميني كه امروزه به جمهوري آذربايجان شناخته مي‌گردد، در زمان ساسانيان آلباني و بعد از يورش تازيان اران نام گرفت، ناميدن آذربايجان اين بخش را، در سال 1917 به وسيله سران حزب مساوات با خواست‌هاي پيش‌بيني شده روي داد، تا در آينده با نام بردن از آذربايجان شمالي و آذربايجان جنوبي، غوغاي دو پارگي اين سرزمين‌ها را برپا و خواهان يكپارچگي اين دو بخش گردند. در حالي كه درهيچ نقشه و كتاب پيش از سال 1917، هيچ گاه به سرزمين‌هاي شمال ارس نام آذربايجان گفته نشده و تنها نام آذربايجان، از آن سرزمين جنوبي ارس بودي، و در اين ميان نيك است يادي كنيم از شيخ محمد خياباني بزرگ‌مرد آذربايجاني كه در هنگامه اين توطئه با هوشياري، درخواست دگرگوني نام آذربايجان ايران به آزادستان (به سبب كار بزرگ آذربايجان در نهضت مشروطه) را كرد، تا در آينده از اين توطئه شوم دور بمانيم، كه به درخواست او جامه عمل پوشانيده نگرديد7- و آذربايجان را زير نام آذربايجان يكپارچه نموده، آن گاه اين دو سرزمين را بخشي از خاك خود سازند، كه اين نكته را سردمداران اين جريان‌ها خود بارها گفته‌اند. (محمد امين رسول‌زاده بنيانگذار حزب مساوات و كسي كه نخستين‌بار اين نام را براي اران به كار برد، در جستاري كه پيرامون «تاريخ جمهوري مستعجل آذربايجان» نوشت به آشكارا گفت كه «آلبانيا (جمهوري آذربايجان)‌از آذربايجان (آذربايجان ايران) متفاوت است»8، از اين گذشته او در نامه‌اي به سيد حسن تقي‌زاده اشتياق خود را براي «انجام هر كاري كه از ناخشنودي بيشتر بين ايرانيان جلوگيري كند» بيان داشت.9

سران آنكارا و باكو نيز خود بازيچه سياست غربند، چرا كه اگر به نكويي به تاريخ سده‌هاي اخير خاورميانه بنگريم، مي‌بينيم استعمارگران غربي هماره در پي برپايي كشورهاي كوچك در خاورميانه‌اند و از ايران بزرگ با تمدن كهن كه داراي نيروي شگرف دروني در بهم زدن معادلات جهاني را دارد، هراس دارند، بدين روي است كه در پي فراهم آوردن ايرانستان‌اند، تا بتوانند براي هميشه در خاورميانه يكه‌تازي كنند و بدين گونه است كه در اين ميان يك نظريه پرداز پان تركيست به نام «صدري بدرالدين» تئوري ختنه كه مبتني بر برانگيختن احساسات تركي و دگرگوني تاريخ و ريشه زبان و مردم‌شناسي مردم آذربايجان است را پيش مي‌كشد تا انديشه آن‌ها را براي جدايي از كشور مادر فراهم كنند.»10

اين‌گونه است كه ما «پان تركيست»‌هاي داخلي را بازيچه سياست آنكارا و باكو و اين دو را نيز بازيچه سياست غرب مي‌دانيم.

گذري كوتاه به تاريخ ايران پس از اسلام

پان تركيست‌ها، با بهره‌گيري از بودجه‌هاي دولتي و دلارهاي خارجي، از چيزي به نام قوم ترك به عنوان برده و قوم هميشه زير ستم هيولايي به نام قوم فارس نام مي‌برند! نخست بايد بگويم، ما نه قومي به نام ترك و نه قومي به نام فارس در ايران داريم كه اساساً بتوانيم آنان را در برابر هم بگذاريم. فارس نام زباني است كه بيشتر در شمال شرق ايران و دربار پادشاهان بدان گويش مي‌شد كه پس از غلبه زبان تازي بر زبان پهلوي، به كمك مردم ايران شتافت و توده‌هاي ايراني با آغوش باز به پيشواز آن رفتند و در توسعه و گسترش آن كوشيدند و از سمرقند و بخارا و شروان و گنجه و آذربايجان گرفته تا كردستان و شيراز و اسپهان و توس و كاشان، بدان سخن‌ها گفته، شعرها ساخته و كتاب‌ها نوشته‌اند، بدين گونه است كه زبان پارسي از آن تمام مردم ايران است و از آن هيچ توده و گروهي نيست و نماد فرهنگ ملي مردم ايران مي‌باشد و پاسداشت آن، پاسداشت تمام مردم ايران زمين است.

اگر قومي به نام فارس هست، پس جايگاه آن كجاست؟ ممكن است ما استاني به نام فارس داشته باشيم، اما در آن استان ايل‌هاي كوچ نشيني ساكنند كه «پاره‌اي» به نوعي تركي گويش مي‌كنند. اكنون ديگر قوم فارس چه صيغه‌اي است، ما ندانيم؟ از دگرسو ما نمي توانيم به ايراني نژادان آذري كه به يك زبان تركي- ايراني سخن مي‌گويند نام ترك دهيم. شايان نگرش است كه ترك و فارس چيزي است كه در گفت‌وگوي عوام به كار مي‌رود يا سر رشته داران براي آساني كار بخش‌بندي خود، مي‌كنند. وگرنه چيزي به نام قوم ترك (البته نه آذري) و قوم فارس هيچ پايه و بنياني ندارد.

اينان با تعريف كردن كثيرالمله بودن ايران (برپايه همان تعريف كه استالين از ملت كرد (افرادي كه به يك زبان و لهجه سخن مي‌گويند)11، در پي آنند كه زمينه‌هاي جدايي سرزمين‌هاي ايراني را فراهم آورند، ما مي‌پرسيم به گفته شما آيا ايران كثيرالمله است و نه هندوستان و پاكستان و عراق و تركيه و روسيه و چين و ده‌ها كشور ديگر. (به گفته استاد شهريار:  ملتي با يك زبان، تاريخ كي دارد نشان).

هنگامي كه ايرانيان توانستند تازيان را كم كم سر جاي خود بنشانند، صد افسوس گرفتار مردماني شدند كه ايرانيان در برابر آنان تازيان را آرزو كردند. تازيان براي آن‌كه بتوانند براي هميشه از شر جنبش‌هاي ملي ايرانيان آسوده شوند و از دگر سو، شرق خلافتي را كه از چگالشان بدر رفته بود باز به چنگ آورند، با تركان دست به دست هم مي‌دهند و تازيان با بهره‌برداري از تعصبات سخت مذهبي تركان كه با برداشت‌هاي شخصي، قومي و قبيله‌اي هنگام بت پرستي‌شان، از اسلام به عنوان شگردي خونين براي از پاي درآوردن مخالفانشان همي بهره مي‌بردند، بهترين سود را براي سركوبي ايرانيان بردند و تركان نيز مشروعيت حكومت خود را از تازيان مي‌گرفتند.

بدين گونه بيابان گردان نامتمدني كه تا چند سال پيش به سبب قدرت ساسانيان حتي خواب ورود به ايران را نمي‌ديدند اكنون سررشته‌دار، آن سرزمين گشته بودند. وقتي گفته مي‌شود تركان داراي آن ويژگي‌هاي اخلاقي ناپسند بودند، منظور نژاد زردي است كه چنگيز و هلاكو، تيمور لنگ و آتيلا، چهار تن از خون‌خوارترين، ستم‌كارترين و بي فرهنگ‌ترين موجودات هستي، فرزندان آن نژاد بوده‌اند.

بزرگ‌ترين زيان اين بيابان‌گردان، نداشتن دلبستگي به شهر و شهرنشيني بود كه سبب گرديد نهادهاي مدني در ايران كه پايه‌هاي كهن چند هزار ساله داشت، به روز نگردد. به گفته بيهقي؛ «بيابان، ايشان را پدر و مادر است، همان گونه كه ما را شهرها». خودكامگلي اين حكومت‌هاي ايلي، نبود امنيت فردي، اجتماعي، اقتصادي و دادگستري به اينكه نهاد‌هاي مدني در ايران شكل نگيرد شدت بخشيد.

تاريخ نگاران برجسته‌اي چون ابن حوقل و مسعودي در سده چهارم هجري هنگام سفر به بخش‌هاي ايران از قوم‌هاي مختلف ايران ياد كرده‌اند كه در اران، آذربايجان، دربند، قفقاز، خراسان، سيستان، ارمنستان و دگر بخش‌هاي شرق و غرب و جنوب ايران زندگي مي‌كنند و همه به زبان پارسي سخن مي‌گويند.

مسعودي تاريخ نگار برجسته در سده دهم ميلادي/ چهارم هجري، مي‌نويسد: 12

«ايراني‌ها مردماني‌اند كه، حد كشورشان كوهستان‌هاي ماهات و جز آن و آذربايجان تا بلاد ارمنستان و اران و بيلقان تا دربند كه باب الابواب است، و تا ري و طبرستان و مسقط و شابران و جرجان و ابرشهر، كه نيشابور است، و هرات و مرو و ديگر از شهرهاي خراسان و سجستان و كرمان و فارس و اهواز و آن چه كه اكنون بدين قسمت پيوسته است... و همه اين شهرها كشور واحدي بوده كه پادشاه و زبان واحدي داشته... جز اينكه در پاره‌اي موارد زبانشان با هم مبانيت داشته اما اين زبان واحدي است زيرا الفباي آن واحد است و يكسان نوشته مي‌شود و بهم پيوستن حروفش مشابه است اما جدايي‌هاي آن در فهلوي يا دري يا آذري و جز اين‌ها، از زبان فارسي است.»13 پس به آساني آشكار است مسعودي آذري‌ها را به عنوان بخشي از خانواده بزرگ پارسي زبان به شمار مي‌آورد.

استخري، جهانگرد هم زمان مسعودي نيز زبان آذربايجانيان را پارسي مي‌داند.14

ياقوت حموي (سده سيزدهم ميلادي)، نيز مي‌نويسد:  «سكنه آذربايجان، چهره‌هايي زيبا و پوستي خوش رنگ دارند و به زباني كه‌آذري خوانده مي‌شود سخن مي‌گويند كه اين را خودشان مي‌فهمند و لا غير».15

رسميت زبان پارسي و موقعيت ممتاز آن، تا سده دهم هجري حتي در دربار تركان عثماني ادامه داشت، به گونه‌اي كه در دوران تركان عثماني نامه‌ها و نوشته‌ها به پارسي بود و در مكتب خانه‌هاي عثماني زبان پارسي، زبان نخست بود.16

آوردن رباعي‌هاي بيش از سد چامه گوي (شاعر) آذري و اراني در كتاب «نزهت المجالس» در سده هفتم هجري17 نشان مي‌دهد كه بخش‌هاي اران و آذربايجان از ديرباز پايگاه فرهنگ و زبان ايراني بوده است.

تا اين كه همان گونه كه پيشتر رفت آذربايجان به سبب ويژگي‌هاي ممتاز جغرافيايي و چمنزارهاي سرسبز كه همواره براي بيابان گردان دامدار كشش فراوان داشت پس از يورش تركان غز در نيمه سده ششم هجري،18 كم كم دسته‌هاي دگر از تركان به آذربايجان روي نهادند، با اين حال تا آغاز صفويه، زبان پارسي هنوز در اران و آذربايجان موقعيت ممتاز داشت.19

در تمام اين دوره‌ها زبان پارسي و آيين‌هاي ملي بود كه سبب همدلي و همبستگي اقوام مختلف ايران بود.

برخلاف كشورهايي چون فرانسه كه به دستور فرانسواي نخست در 1539 ميلادي، گويش «ايل دو فرانس» (پاريس و اطراف) زبان ملي و رسمي همه فرانسوي‌ها شد يا برخلاف كشورهايي چون آلمان و انگليس كه با دستور و زور سياسي پادشاهان وقت، گويشي از گويش‌هاي گوناگون، زبان ملي و رسمي آنان گرديد، رسميت پارسي پس از، از ميان رفتن زبان پهلوي به سبب زور سياسي يا «ستم فرهنگي فارس‌ها» و «سياست پان فارسيسم پهلوي‌ها!» نبود، چرا كه پارسي براي تمام ايرانيان نماد فرهنگ ايراني و هويت آنان است، چرا كه اگر پارسي نمي‌ماند، ايرانيان يا همانند مصريان عرب مي‌شدند يا همانند مردمان آسياي صغير، ترك و آن‌گاه دم از هويت ايراني زدن و خود را فرزندان نياكان ايراني‌مان دانستن چه معنايي داشت؟

برگرفته از : پایگاه آذرپادگان

  • بازدید: 11744
 

دیدگاه ها 

 
+2 #1 محمد 01 تیر 1390 ساعت 15:38
درود بر شما
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+18 #2 آذر 18 تیر 1390 ساعت 23:34
دشمنان ماسعی درسرگرم کردن مادارند.اینطورراحتتر ماراچپاول می کنند.یادم می آیدماایرانیان سی سال قبل به هم احترام می گذاشتیم.برای ترک ولرواصفهانی وشمالی این همه جوک ساخته می شد؟همه ایرانی بودیم.تکیه برقومیت هاودرنتیجه ایجادتفرقه.آیااعراب ساکنین اصیل ایرانند؟جشن های باستانی کجارفتند؟چراچهارشنبه سوری بااعمال غیرانسانی تحریف شده؟اسامی پرمعنی فارسی چه شد؟چندنفرایرانی بخشی ازشاهنامه که چپاول ایران به دست اعراب راتوضیح می دهدخوانده اند؟
من دراین متن ازچندواژه ی عربی استفاده کردم؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+14 #3 کزازی 18 امرداد 1390 ساعت 13:36
آزر=شرر=فروزش=آتش
جان=جان
پش
آتش پایدار-به علت آتشگاه همیشه روشن دربادکوبه یا باکو ویاباکی
البته حالا خاموش است
لعنت برحکوت کمونیستی شوروی سابق
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #4 yashar 06 آبان 1390 ساعت 12:27
درود بر شما
بسیار آموزنده بود بویژه برای هویت فروشان بازیچه دست پانترکهای بیگانه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+10 #5 سامان 20 آذر 1390 ساعت 15:03
جناب آراز تبریزی
خوب به تاریخچه خودت نگاه کن تو قبل از اینکه ترک باشی یک ایرانی هستی و قبل از اون آریایی هستی واقعاً تو هر قومی 2 تا مثل تو باشن با این طرز افکار اون قوم نابوده
فقط میتونم بگم متاسفم از این بی سوادی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #6 یاشار تبریزلی 19 اسفند 1390 ساعت 17:47
اینطور که پیش میرود امید چندانی به آینده کشوری به اسم ایران نیست چون متاسفانه قلم بدستان ایران بجای پذیرش هویت و موجودیت اقوام و مللی که در ایران زندگی میکنند از جمله ترکهای آذربایجان، هنوز هم طوطی وار به تکرار همان اراجیف و داستانهای آریایی! مشغولند و به اسم تاریخ و بافتن زمین و آسمان سعی در انکار و تحریف هویت مردم ترک آذربایجان و فارسیزه کردن ایران دارند غافل از اینکه این ملت اصیل و با فرهنگ خود بخوبی به گذشته و آینده شان واقفند و اگر این اعمال پان فارسیستها به همینگونه ادامه یابد ایران آنها محدود خواهد شد به کویر لوت و مناطق اطراف آن!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+11 #7 زمزمه 14 امرداد 1391 ساعت 05:12
عجب مطلبی از اولش معلومه یه تاریخدان یه زبان شناس هم به این راحتی نمیتونه تصمیم بگیره آقا جان قبل آریایی ها که شما میگین 7 هزار سال تمدن داشتند تمدن های دیگری هم بود در این مرزو بوم یا نبود ؟ سند هاشم که پیش خودتون هست عزیزم یا اونا گاو و گوسفند بودن حالا چطور شد آرایایی

مردم آذربايجان همان گونه كه نام سرزمينشان نشان مي‌دهد، مردماني هستندايراني نژاد (آريايي نژاد).

واقعا براتون متاسفم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+31 #8 علي تبريزي 27 امرداد 1391 ساعت 13:54
آنچه مسلم است و به هيچ وجه قابل انكار نيست اينكه: ما مردم آذربايجان از ايرانيان اصيل و قديمي ايران هستيم. نياكان مادر مقابل يورش بيگانگان به ايران بسيار تلاش كرده و خيلي ها هم حتي جان باختند. هر آدم اگاهي هم ميدانند پشت سر هر تفرقه انداز و خداي ناكرده جدايي طلب، دست بيگانه و استعمار وجود دارد. ما همه با هم هستيم. و در ايران همه بايد از حقوق مساوي برخوردار باشند. زنده باد شيعه. زنده باد ايران. ولي در عين حال درود بر همه ي هم ميهنانم با هر دين و آييني كه دارند. ما ايرانيان همه همديگر را دوست داريم.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+18 #9 عباس 08 شهریور 1391 ساعت 13:09
سلام بنده مطالعات عميقي در تاريخ وتمدن ايران وجهان دارم و صحبت هاي نويسنده اين متن را تاييد مي کنم .مردم آذر بايجان که از کلمه آذرآبادگان وآذربايگان گرفته شده وبه ممعني آباديهاي بوده که آتش يا آذر در آن نگهداري وموجب آباداني آن بوده است که با توجه به زرتشتي بودن مردم آذر بايجان در قبل از اسلام وتقدس آتش در دين زر تشتي (دشت مغان محل آتشکده هاي زر تشتي بوده است)علت ناميدن آذر بايجان که معرب آذر بايگان است(مانند گرگان که جرجان تلفظ ميشده است)مشخص ميشود.به دوستان عزيزم که با تعصب پان ترکيستي به اين مقاله حمله نموده اند توصيه مي نمايم بدور از احساسات متعصبانه شروع به مطالعات گسترده تاريخي کتب مختلف نويسندگان ومورخان مختلف نمايند سپس قضاوت نمايند چرا که در غير اين صورت به بيراهه رفته ويه شناخت نميرسند وگمراه مي شوند وچون به زبان ترکي صحبت مي کنند اين شبهه برايشان ايجاد مي شود که ترک نژاد هم هستند(مثلا اگر مصريان يا مردم شمال افريقا بدليل عرب زبان بودنشان فکر کنند عرب نژاد هستند)ونمي توانند هويت نژادي خود را شناسايي کنند لذا شرط اول رسيدن به حقيقت مطالعه بدون تعصب وبدور از احساسات قومي است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+12 #10 علی تهرانی ومریم آذری 18 شهریور 1391 ساعت 16:11
ضمن تقدیروسپاس ازنگارنده محترم که متن حاضررا برای دوری از تعصب پان ترکیسمهای جاهل ونادان باستناد تاریخ نگاران کهن وموردقبول جهان نموده.مانیزبامطالعه زیادتاریخی براین حقیقت که مردم آذرآبادگان ترک نبوده وایرانیانی هستند که گویش اصلیشان که آذری پهلوی هست ازدست حجوم اقوام کوچ نشین زبانشان به اینصورت شده.واکثرا ازنژادمغول هستندکه به ایران حمله کردند وماندندومردمانی که خودرا ایرمسلمان شدند باقیاس بین مغلان ومردمان مراغه واطراف هر نژاد شناسی به این تشابه پی میبرد.زنده باد ایران زنده بادایرانیانی که خودراازقوم ایرانی میدانند.ایران سالهاست ایران ماندهوخواهد ماند واسکندرهاوچنگیزهابسیارآمدندورفتنداما ایران مغلستان یا..چیزدیگری نشد.سرزمین پارس خلیجش نیز به کوری چشم پان عربها همیشه پارس خواهدماند.وپان ترکها یاهرپان آشغال دیگری تاریخ رابخواندوهمینطور روی اسکناس5هزارتومانی تابداندونادانی عیب بزرگیست
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+22 #11 آذرآبادگانی 19 آبان 1392 ساعت 03:16
بنده یک ایرانی هستم سپس آذربایگانی .من پی ورزی زیادی به میهنم ایران و آذربایگان دارم و عاشقانه دوستشان دلیل نمیشود که چون به زبان ترکی سخن میگوییم ترک هستیم مانند مردم سوریه لبنان مصر و... که عربی سخن میگویند ولی عرب نیستند. آذرآبادگان من جان جانان من است قیمت خون ارس رگ ایران من است خانه ی شمس و زرتشت آبروی میهن است.زنده باد سر سبز وطن آذربایگان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+15 #12 مسعود 24 آبان 1392 ساعت 22:59
من به عنوان یه آذری افتخار می کنم که یک ایرانی و یک آریایی ستم، شماها هم بهتر به جای تکرار عقاید افراد غرب زده ای مثل آتاترک که معلوم نبود عشق ترک یا عشق غرب دست از این عقاید بردارین.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+9 #13 فرامرز 04 بهمن 1392 ساعت 20:26
سلام،در ایرانی بودن مردم آذربیجان همین بس که کلمه" آذر بایجان " یک کلمه 100% فارسیه.اگه مردم آذربایجان ترک بودن رو سزمینشون اسم ترکی میزاشتن. هیچ قومی زادگاهش رو با اسم بیگانه مزین نمیکنه
زنده باد ایران زنده باد اسلام
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+16 #14 بابک 06 بهمن 1392 ساعت 01:40
من به عنوان یک آذری پانترکها یا پیشوریهارا نماینده مردم آذربایجان نمیدانم همانندآقایان آراز و یاشار و... این آقایان از روی عدم آگاهی یا اینکه تنها میدانند باید ترکی گفتگو بکنند این مطالب بی پایه واساس را می نویسند. بچه های آذربایجان قبل از اینکه به زبان ترکی نیاز داشته باشند به امنیت وآسایش نیاز دارند.درضمن در مورد دولت باکو وآقایانی که در باکو نشسته اند باید بگویم اگر شماغیرت دارید نخست بروید قرباغ را از ارمنیها پس بگیرید.در پایان درود بر آذربایجان پاینده باد ایران و درود بر تمام مردان و زنانی که از خود گذشتند تا ایران برای همیشه جاودان بماند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+18 #15 شهریار 07 بهمن 1392 ساعت 00:01
آذربایجان یعنی سپاهان. سپاهان یعنی خوزستان. خوزستان یعنی خراسان. خراسان یعنی هرمزگان. هرمزگان یعنی مازندران. مازندران یعنی سیستان و بلوچستان. سیستان وبلوچستان یعنی کردستان ودر نهایت تمام ایران سرای من است. من به عنوان یک خوزستانی خودم شاهدبودم که در زمان جنگ چقدر بچه های آذری برای پاسداری از ناموس ومیهن نمان از جسم و جان خود می گذشتند. در پایان درود بر تمام مردم نجیب و با غیرت آذربایجان وپاینده باد ایران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+20 #16 فاطمه 18 تیر 1393 ساعت 16:39
یاشا ایران یاشاسین آذربایجان.همه جای ایران سرای من است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+14 #17 بیطرف 23 مهر 1393 ساعت 12:26
اگر آدری های ترک هستند چرا جلوی عثمانی ها جنگیدن؟ زورکی که نمی شه یک فومخ ایرانی رو وصل کرد به طایفه مغول و تاتار ووو....
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+16 #18 مسلم 28 آذر 1393 ساعت 22:55
من آریائی ایرانی آذری هستم که به هر دو زبان آذری و ترکی تقریبا تسلط دارم اما یه سوال براتون دارم شما فکر نمی کنید در حال حاضر زبان فارسی همانند زبان ترکی وارد زبان آذری میشود؟
ولی از یه چیز اطمینان دارم به هر زبان و قومی که باشیم در ایران زندگی میکنیم و برای امنیت آسایش و تضمین آینده فرزندانمان باید یکپارچگی خودمون رو حفظ کنیم کافیه یه نگاه به کشورهای قدرتمند بندازیم
امریکا:با سیصد ملیون جمعیت و اون همه ایلات حرفی از استقلال طلبی هست؟اما اینو هم بگم که ایلت ایالت اداره
میشه
روسیه:وسیع ترین کشور جهان
چین:پرجمعیت ترین
.......
بیایید ماهم به یکی از ابر قدرت ها تبدیل بشیم و برای ما بنویسند
ایران:متحد ترین
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+16 #19 هاشم 08 فروردین 1394 ساعت 20:44
زنده باد آذربایجان زنده باد ایران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+11 #20 شیدا اذربایجانی 03 اردیبهشت 1394 ساعت 16:49
ما اذربایجانیها اریایی ناب هستیم,ما مادهای اریایی تبار هستیم.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+13 #21 ایرانی 26 اردیبهشت 1394 ساعت 23:03
من یک اذری ساکن تهران هستم
کسی از ایرانی دلش برای ایرانی بیشتر نمیسوزه.بله من هم مطالعه کردم میدونم که حرفای شما درسته ما ایرانی هستیم ...
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #22 اذری 30 اردیبهشت 1394 ساعت 01:33
به عنوان یه ایرانی اذری دوست دارم بگم که ایران تنها کشوری که در طول تاریخ پر فراز و نشیبش و پر افتخارش هیج قومی علیه قوم دیگه قتل و غارت و نسل کشی انجام نداده اما اقایان یاشار و ساوش که پای برنامه های استعماری اذربایجان جعلی و ترکیه میشینید . من اذری دوست ندارم خودم و به یه مشت پان ترکیست بی سواد و بی منطق و دروغ گو بچسبونم. بله همین ترکیه ای که قبله شما شده بزرگترین کشتار و نسل کشی تاریخ رو علیه ارمنی ها انجام داده . بیش از 1.200.000 ارمنی رو توی جنگ جهانی اول قتل عام کرد و بقیشون رو اواره که بیشتر اواره ها به ایران ما اومدن / بله به ایران ما . به عنوان یه اذری از پان ترکیست ها که قبله شون استابول و باکو شده وته حرفشون اینه که حقوق بشر رعایت نمیشه . چرا هیچ کدومتون اشاره به نسل کشی ارامنه و یا اشغال ارارات به دست ترکیه عثمانی که همیشه نماد ارمنستان بوده و خواهد بود اشاره نمیکنید ؟ ایا فقط حقوق بشر تو ایران رعایت نمیشه ؟ هنوز دولت ترکیه بعد از نزدیک به یک قرن از پذیرفتن اون طفره میره. ایا نباید به خودتون بیاید . تازه همین دولت ترکیه (عثمانی ) تمام اسناد و مدارکش به زبان و خط پارسی بوده در اصل زبان و خط پارسی/ زبان رسمی دربار عثمانی بوده میگید نه یه سر به موزه های ترکیه بزنید تا ببینید . چرا باید دولت اذربایجان جعلی یا ترکیه باید شاعرهای ایرانی رو مانند نظامی و مولانا که یک بیت شعر ترکی نگفتن و همه دنیا میدونن که ایرانی هستن به نام خودشون جعل کنن. چرا دولت اذربایجان جعلی باید کتیبه های فارسی ارامگاه نظامی رو برداره اینها خیلی جای سوال داره .برید میهن پرستی رو از ستارخان و باقر خان و سید احمد کسروی تبریزی یاد بگیرید.مهم ترین مدرک همین بس که نام اذرپادگان یه نام ایرانی اریاییه واینو همه میدونن وشماها هم به خوبی میدونید که هیچ کجای دنیا نام بیگانه روی شهرشون وسرزمینشون نمیزارن پس برین یه کم مطالعه کنین . زنده باد ایران زنده باد اذربایجان ایران.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #23 سیروس 30 اردیبهشت 1394 ساعت 08:58
اقایان ساواش و تبریز لی اگه چهرتون شبیه مغول هاست بهتون حق میدم که ناراحت بشین به خاطر اینکه اذری اصیل این شکلی نیست . شما پان ترکها اگه دلتون برا سرزمینتون تنگ شده میتو نین برین پیش علی اف و اردوغان هر چند که سرزمین اصلیتون دشت قفچاق تو اسیای میانه و ترکستان چین هست .پس سوار اسب شین و به تاخت برگردین .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+9 #24 بابک 25 خرداد 1394 ساعت 23:35
من به عنوان یک لر همیشه به امثال بابک خرم دین سردار خان و باقر خان افتخار کردم چون اونها از گوشت و پوست خودم میدونم آذری زبان عزیز نزار که سیاست کثیف غرب که به دنبال تجزیه این کشوره بین ما تفرقه بیاندازه اون کسی ک تو باکو میگه آذربایجان استان جنوبی کشور آذربایجانه باید بدونه که همه کشورش جز خاک ایرانه و باید به ایران برگرده
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #25 امیر 29 خرداد 1394 ساعت 03:34
دروود بر آذریان بیدار دل که پی به حقیقت برده اند من هم ی ریشم آذری است و اینکه آذری. کرد .پارس .لر را از هم جدا میکنند توظئه ی غرب است تا مار از هم بپاشند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+9 #26 مجید 09 تیر 1394 ساعت 19:28
سلام من ایرانی هستم وفارس زبان ولی تمام اقوام کشورم رادوستدارم وبه همه انها افتخار میکنم درضمن زبان اذری رابطور کامل مسط هستم یاشاسین ایران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #27 یاشار 17 امرداد 1394 ساعت 23:01
لازم نیست کسی به ما کلاس درس بگذارد ما به ترک اذری بودنمان افتخار میکنیم وهر کس اصلش راکتمان کند در انسان بودن سهم ندارد.هموطنان فارس که داوری بر ترک نبودن ما دارند چرا زمانی که مغولها یا ...زبان ما را عوض میکردند ساکت بودند . خداوند انسانها را مختلف افریده .هرکس یکبار متولد میشه هنر ان است که به هر زبانی موتولد شدی باشی.نه؛
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #28 رامین 11 شهریور 1394 ساعت 08:45
تاریخ گواه اینه که سرزمین آذربایجان همیشه بخشی از خاک ایران زمین بوده حتی اگر مردمان این دیار ریشه ترکی داشته باشن که بعید به نظر میرسه بازهم هیچوقت هویتی جدا و مستقل از ایران نداشته اند. همین امروز بالای 90 درصداز مردم آذربایجان از صمیم قلب به ایران عشق میورزن. چهره ترکهای واقعی روفقط تو ترکمنها میشه دید که اونها هم مهاجرینی بودن که بخشی درخاک ایران ساکن شدن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #29 اذری ام 31 شهریور 1394 ساعت 00:21
ما اذریها فرزندان مادهای اریایی هستیم,همانند کردها.اگرچه زبانمان را از ما گرفتند و ترک زبان شدیم,اما ریشه های اریاییمان را نگاه می داریم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-6 #30 بردیا 12 مهر 1394 ساعت 23:35
این مطلب فقط میخواهم بگه که آذری های ما ترک نیستن و نخواهند بود چون اسم ترک ی کلمه مغولی هست
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #31 علي 19 آبان 1394 ساعت 07:36
بعضي ها نميدونم ميخوان چي رو ثابت كنند، از جمله مشخصات نژاد زرد پوست زرد، چشمي بادامي و رشد مو هاي بسيار كند در صورت و بدن را ميتوان نام برد كه اين مشخصات نه تنها در آذربايجانيها وجود ندارد بلكه در همسايه هاي غربي فارس زبانمان افغانستان و تاجيكستان صدق اين مشخصات صدق مي كند. همانطور كه زبان سفيد پئستان آذربايجان به تدريج تغيير يافته،زبان زرد پوستان افغان و تاجيك هم به مرور زمان تغيير يافته.و نميتوان زبان را براي تعيين نژاد ملاك قرار داد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #32 ضیاءالدین 26 آبان 1394 ساعت 21:10
به نظرمن بایدمسئولین توجه خودشون روبیشتربه مسائل داخلی بکنن تابیرون.بایدمسئله قومیت هاوآماراون هامشخص بشه.چه اشکالی داره مردم ایران بادوزبان فارسی وآذری صحبت کنن.اون وقت بهانه ازدست یک عده فرصت طلب هم گرفته میشه.تازه سرزمین های جداشده هم به آغوش مملکت برمی گرده.ایران کشورفارس نیست.برخلاف برخی کشورهاکه اسم قوم خودشون روروی کشورشون گذاشتن مثل:ازبکستان،قرقیزستان،قزاقستان،ترکیه و…درحالی که کلی اقوام دیگه تواین کشورهازندگی می کنن.ولی کشورایران به احترام قومیت هابه نام فارس خونده نمیشه واین خودش یک حسن بزرگه.امیدوارم حق به حق داربرسه.به امیدایرانی آبادوآزادبادوزبان ترکی وفارسی.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #33 آزاده یوسف نژاد 27 آبان 1394 ساعت 17:16
بسیار بسیار درست و سنجیده نوشته شده است ومن همیشه این دغدغه را داشتم و از این که این متن به این شیوایی بیان شده خوشحالم. سپاسگزار از شما
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #34 زهرا 08 آذر 1394 ساعت 01:56
من یک ایرانی با غیرت آذری هستممم،همونطور که در جنگ لشکری به بزرگی عاشورا داشتیم و از خاک مقدسمان دفاع کردیم من هم بعنوان یک اذری با غیرت با تمام وجودم برای پیشرفتم درس میخوانم...واجازه ی نمیدهن طوئطه دشمن ثمر دهد!اصلی ترین وابستگی ما آذربایجانی ها با ایرانی ها شعیه بودن و در زیر پرچم مولا علیست!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #35 hadi 21 آذر 1394 ساعت 23:45
درود بر آذر بایجان درود بر بختیاری درود بر آریایی درود بر کوروش بزرگ درود بر ایران درود بر پارس
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #36 mina 23 دی 1394 ساعت 13:06
با سلام میخواستم بدونم مهاجران اذربایجان شوروی نژادشان چیست؟به چه زبانی حرف میزنند؟چه دینی دارند؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #37 ارش 04 بهمن 1394 ساعت 00:27
برخیها اونقدر اطلاعات کمی دارن که فکر میکنن یک ترک باید چشم بادامی باشه و توهین به مغولها افغانها و غیره شده کارشون و میگن مغولها بیابانگرد بودند خب اونزمان نکنه اجداد شماها رئیس بانک بودندکجای کارید بهره هوشی مغولستان 102 هست و در جایگاه ششم جهانه بالاتر از المان چین انگلستان امریکا و بسیاری از کشورهای پیشرفته دیگه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #38 mrr 22 اسفند 1394 ساعت 22:58
بله آذربایجان جز ایرنه و هیچ شکی نیس ولی با ید قبول کرد همون طور که پان ترکیسم دروغیه متاسفانه پان فارسیسم هم وجود داره که سعی دارن آذری ها رو محدود کنن البته مثل پان ترکیسم ها در اقلیتن ولی هستن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #39 سهند 01 فروردین 1395 ساعت 11:37
پروفسور جواد هیات در جواب انها یی که میگویند زبان ترکی توسط مغولها و یا سلجوقها به مردم اذربایجان تحمیل شده می نویسد: چه طور اونها در عرض چند دهه توانسته اند این کار را انجام دهند اما شما با این همه بمباران رسانه ای نتوانسته اید در عرض چند صده زبان انها را تغییر دهید. زنده باد ایران واقعی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #40 سید 02 اردیبهشت 1395 ساعت 13:18
باسلام و احترام به همه عزیزان.ا_ همه ما فرزندان یک پدر و مادریم و برای یک پدر و مادر همه فرزندان عزیز هستند.2_در دنیا و از نظر علم ژنتیک سه نژاد اصلی وجود دارد که سیاه و سفید و زرد(شامل سرخپوستان) نامیده میشود و در دل این نژادها گروههایی هستند که قومیت نام دارند.در طول تاریخ به دلیل مهاجرت اجباری(مثل جنگ) و یا اختیاری بقدری اختلاط خونی صورت گرفته که کسی بدون کمک علم ژنتیک نمیتواند نژاد و قومیت خود را مشخص سازد ودر ساده ترین شکل وبه لحاظ ظاهری میتواند نژاد خود را تعیین نماید.بطور نمونه خودم را مثال میزنم؛که فامیلی مادر بنده" کردی" هستش ولی چیزی از زبان کردی نمیداند و یا خودم از سادات هستم و چیزی از زبان عربی نمیدانم. ولی به دلیل سکونت تاریخی در مازندران به زبان تبری گویش میکنیم. 4_ زبان و یا لهجه، هیچگاه معیار تبار و یا قومیت نبوده بلکه وسیله ایست برای ارتباط و مکالمه و از همه مهمتر امریست اکتسابی و نه انتسابی(خونی).یعنی انسانها بواسطه سکونت در مکانی به اجبار زبانی را فرا میگیرند.مثلا ساداتی که در مناطق ترک زبان ساکنند به زبان ترکی و یا درمناطق لر زبان به زبان لری و یا در مازندران به زبان تبری و در گیلان به گلیکی و الی... آخر گویش میکنند در صورتیکه ذریه پیامبر و به قاعده باید عربی صحبت کنند. اگر به هریک از این سادات مراجعه شود تعصب به ایران خواهند داشت و خود را ایرانی میدانند و نه عربستانی. هر چند که خود پیامبر که نوادگان حضرت اسماعیل و ابراهیم می باشد از قوم عرب نبوده است.5_ترک تباران عزیز مردمانی از آسیای میانه و از نژاد زرد و سرزمینی بنام ترکستان که شامل بخش غربی چین و کشورهای مغولستان،ازبکستان،قزاقستان، ترکمنستان،قرقیزستان هستند که فعلا در ایران ترکمنها وتعداد محدودی قزاقهای ساکن در استانهای گلستان و خراسان شمالی از ترک تباران اصیل هستند. ولی همین ترک تباران عزیز خود را ایرانی میدانند و برای بنده که به دلیل قرابت سکونت با آنها همنشینی زیادی داشتم، چیزی جز انسانیت،مهربانی، بزرگی واز همه مهمتر تعصب به سرزمین ندیده ام.
نتیجه گیری اینکه زبان نشانه تبار و یا قومیت محسوب نمیشود،و لذا امروز به هموطنانی که ترکی گویش میکنند ترک زبان، و لری گویش میکنند،لر زبان و کردی گویش میکنند،کرد زبان و .... گفته میشود چون به واسطه سکونت در این مکانها این گویشها را اکتساب نمودند.و از همه مهمتر نژاد و یا قومیت نشانه برتری نیست بلکه انسانیت نشانه برتریست. تعصب به آب و خاک و سرزمین مادری نشانه اصالت و افکار تجزیه طلبانه و نژاد پرستی که عموما زاییده توهم هستند، امری ناپسندخواهند بود و تاریخ بشریت نشان داده که امسال فاشیسم و نازیسم در نهایت نابود خواهند شد.چون انسانها زاییده احساس مشترک دو جنس مخالف هستند و برای این دو جنس مخالف نژاد و قومیت مهم نیست.مثل حضرت امام حسین (ع)و شهربانوی پاکدامن و یا امام حسن عسگری (ع) و نرگس پاکدامن، یوسف و زلیخا و یاهمانند افرادی که در محیط دانشگاه ویا کار و یا خارج از کشور،این احساس مشترک رو تجربه کردند میدانند که با پیدایش این احساس مشترک، مفاهیمی مثل نژاد و قومیت، و ...بی رنگ خواهد شد. امید است با توکل به خداوند و توسل به عقلانیت مردمی متحد و همدل باشم و در دام توطئه بدخواهان این سرزمین نیفتیم.یاشاسین ایران و ایرانی.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #41 غفاری آذر 04 اردیبهشت 1395 ساعت 16:30
من آذری - ایرانی هستم

همی دانم که ایرانی ز قوم مادها هستم زبانم آذری بود و اصالت آریا هستم

مرا باشد آتورپاتکان سرزمین مادری من نباشم هم نژاد ترکهای خاوری

آذربایجان بود بخشی از ایران ما به نیرنگ روس آنها شدند از ما جدا

فتنه گرها نقشه دارند بر سر ایران ما کینه توزی می کنند بین دو قوم آریا

پانهای ترکیه تاریخ را قلب کرده اند مغرضانه آذری را ترک معنی کرده اند

من زبانم آذری بود و نژادم آریاست زادگاهم آتورپاتکان ریشه ام از مادهاست

هووخشتر بود شاه مادهای آن زمان شهرتش آوازه بود در هفت اقلیم جهان

ما همان مادیم که ایران خاک ماست تخت جمشید هم پاسارگاد مال ماست

ریشه ما آذریها از نژاد مادهاست ماد و پارس و هم سکاها ااز نژاد آریاست

زبان آذریها چندین قرن پیش ترکی نبود نژاد ما ترک غوز, ترک تاتار , ازبک نبود

ما نژاد آریایی یا همان ماد بوده ایم حیف! زبان آذری را ما فراموش کرده ایم

ما بدست ترکهای خاوری غارت شدیم زبان خود ز دست دادیم همه اترک شدیم

کاش می شد زبان آذری را زنده کرد بعد از آن فهمید این قوم مغول با ما چه کرد.


سروده شده توسط :حمزه غفاری آذر 29/10/94
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #42 تودهن زن 20 اردیبهشت 1395 ساعت 14:36
من به ایرانی بودنم واذری بودنم افتخارمی کنم وجناب نویسنده ی محترم بابت نوشته ی زیباتون مرسی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #43 صبا 01 خرداد 1395 ساعت 13:25
هدف ازاین نوشته صرفاجهت برتری دادن اصالت به اصالت دیگری نیست بلکه ماهمگی بایدبانظرداشتن اینکه ایرانی هستیم به داشتن چنین قوم هایی چه لر چه ترک چه کردافتخارکنیم ماایرانی هامانندپنج انگشت دستیم که باهم متحدیم ومانندمشتی بردهن همه ی اختشاش گران واونایی که میخوان باکاراشون ملیت مارومتضلضل کنندمیزنیم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #44 محسن 16 تیر 1395 ساعت 22:39
اصلا اين طور نيست اتروپاتكان يا اذربايجاني ها نژادي از ماد ها هستند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #45 بوشهری 12 آبان 1395 ساعت 15:00
زنده باد آذربایجان
زنده باد لر
زنده باد گرجی فریدن
زنده باد کرمانج
زنده باد گیلک
زنده باد بلوچ
زنده باد قشقایی
زنده باد عرب زبان ایران
زنده باد ایران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خروس بی محل بودن

به کسی گفته می شود که گفتار و کردارش نابجا باشد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title