میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد باستانی پاریزی

یکی از عواملی که موجب ریشه دار شدن نفوذ فردوسی در فرهنگ ایرانی شده است ، هزار ریشه بودن فردوسی در شئون فرهنگی است . هنوز بهترین تصویرها و مینیاتورهای ما آنهایی است که از مجالس شاهنامه پرداخته شده ، بزرگترین خطاطان ما شیواترین خط خود را در خدمت شاهنامه بکار برده اند . با شکوه ترین مجسمه ها از قهرمانان شاهنامه ساخته شده ، سالهاست که دلپذیرترین نمایشنامه ها را از داستان های شاهنامه استخراج کرده اند .

روانشاد باستانی پاریزی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تیره های ایرانی عرب های خوزستان
میانگین امتیار کاربران: / 43
بسیار بدبسیار خوب 

نژاد: اعراب خوزستان معمولاً سامی نژاد از نظر ظاهری سبزه با موهای سر پرپشت و در عین حال از نظر بدنی کم مو هستند. اما در میان ایشان سفید پوست چشم رنگی و موبور و حتی سیاهپوست نیز دیده می‌شود و این تفاوت رنگ‌ها مربوط به مبداء اصلی مهاجرت ایشان است. بعضی از عرب‌های خوزستان دارای نژادی عیلامی هستند.


مذهب: مسلمان-شیعه اثنی عشر
درمیان مردم خوزستان، عرب‌هایی وجود دارند که دارای دین ومذهب صابئی هستند که در واقع بازمانده پیروان حضرت یحیی نبی‌اند و در کنار رودخانه کرخه و رودخانه کارون سکنی دارند و بیشه اکثر آتها طلا فروشی است. لباس محلی: مردان دشداشه می‌پوشند که لباسی یکسره و بلند تا مچ پا و معمولاً سفید رنگ و در تابستان نیز خنک است.


زبان: خوزستانیها به دو لهجه عربی تکلم می‌کنند :

۱-کارونی: که نزدیک لهجه کویتی هاست وشامل شهرهایی همچون آبادان وخرمشهرو شادگان و.. می‌شود)

۲- کرخه‌ای : همسان لهجه استان‌های جنوبی عراق بصره، عماره و ناصریة است وشامل شهرهایی همچون اهواز وسوسنگرد وهویزه و.. می‌باشد).


تعصب: معمولاً عرب‌های خوزستان نسبت به عشیره و زبان وفرهنگ خود پایبندی دارند.


شیخ: عرب خوزستان قبایل مختلفی هستند که هر قبیله برای خودش یک شیخ دارد که به اصطلاح نماینده و رئیس آن قبیله‌است.اولین طایفه عرب تبار ایرانی بنام کعب ازحاشیه کوشک وهویزه وارد خوزستان شده ودرکناره‌های مرز به دام داری وگذران زندگی سپری می‌کردندبعلت باز بودن مرزها جمع دیگری ازاعراب ایرانی تبار وارد ایران شده این مهاجرت حتی در رژیم گذشته ادامه داشته وممعانعتی وجود نداشته‌است

فصل در میان اعراب خوزستان

به جبران خسارت مادی یا معنوی و یا جانی در میان اعراب جهت حل اختلاف میان دو طرف از دو عشیره و یا از دو طرف از یک عشیره، فصل می‌گویند. فصل در لغت به معنی جدا کردن و فیصل دادن است و از نظر عرف عشایر جهت رفع فتنه و برقراری صلح میان دو طرف دعوا به کار می‌رود که بخش عمدهٔ آن را به خانوادهٔ آسیب‌دیده می‌دهند. پرداخت فصل بسته به نوع خسارت بر عهدهٔ خانوادهٔ فاعل (زیان زننده) یا خانواده و عشیرهٔ فاعل به صورت مشترک است؛ مثلاً در پرداخت فصل قتل، مبنا بر این است که خانوادهٔ قاتل یک سوم مبلغ فصل را بپردازند و دو سوم دیگر از میان عشیرهٔ قاتل جمع‌آوری می‌شود. هر فرد از عشیره که به سن قانونی رسیده باشد باید در پرداخت این دو سوم مشارکت ورزد. معمولاً اعراب خوزستان ترجیح می‌دهند که مسائل و اختلافات میان خودشان را بدون مراجعه به مراجع قانونی، به صورت داخلی حل و فصل نمایند. فصل می‌تواند پول یا حتی زن باشد که در آن صورت به آن فصیله می‌گویند.


عرب کَمَری

عرب‌هایی را می‌گویند که در مجاورت بختیاری‌ها زندگی می‌کنند با ایشان وصلت کرده‌اند؛ از نظر رسم و رسوم و زبان و... اشتراکات زیادی با بختیاری‌ها پیدا کرده‌اند. اما در اصل بختیاری نیستند. در حقیقت عرب کمری‌ها اعرابی هستند که اصطلاحاً در کوه و کمر زندگی می‌کنند و وجه تسمیه ایشان نیز همین است. زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراق بیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستان و به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شده‌است و اصطلاحاتی مخصوص به خود پیدا کرده‌است طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاری‌ها ممکن نیست. مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار می‌رود به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔ عربهای خوزستان و همچنین عربهای عراق می‌شود «اِشلونک». اما عبارت «تخم مرغ» به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «بیاض» که عراقی‌ها نیز همین اصطلاح را به کار می‌برند در حالی که به لهجهٔ عرب‌های خوزستان می‌شود «دحرویة». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کرده‌اند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمری‌ها همچنان «ج» را تلفظ می‌کنند.


عرب کمری‌ها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند. عرب کمری‌ها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی می‌گویند عرب برّی یعنی عرب‌هایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی می‌کنند.

  • بازدید: 20854
 

دیدگاه ها 

 
-19 #1 کاوه اهوازی 28 تیر 1390 ساعت 14:47
صائبیان خوزستان ریشه عربی ندارند به وِیژه اینکه دین آنها ریشه در آئینهای آریایی دارد که نمونه بارز آن استفاده از رودخانه در اجرای مراسم دینی خود وزندگی اینان در کنار رودخانه می باشد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+23 #2 میثاق 16 تیر 1391 ساعت 14:46
اولا صائبیان نه صابئین که در اصطلاح آمیانه به آنها صبی میگویند. آنها پیروان حضرت یحیی هستند و از باقی مانده آرامی هاکه از سرزمین های فلسطین امروزی به سرزمین های بین النهرین مهاجرت کرده اند ودین آنها هیچ ربطی به ادیان آریایی ندارد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #3 sami 24 تیر 1391 ساعت 17:22
بر مبنای نظریه های علمی جدید، منشاء اولیه زبان عربی سامی برمی گردد به دوران اولیه تشکیل زبان انسان(1) . وجود موجه ترین تشابهات بین زبان های کنعانی و فینیقی و بابلی و آشوری و عیلامی و نبطی و آرامی و فینیقی و عبری و عربی فصحی و لهجه های عربی جنوبی از وجود یک منشائی واحد حکایت میکند. که این منشاء همان زبان سامی نخستین است .تمام زبان های سامی شرق میانه اشتراک و تقاربی اساسی در جوهر لغت عربی دارند از جمله اینها اشتراک در فعل ها ، اصول صرف، اعداد، صرف افعال، و اشتراک در فعل تام و ناقص ، ماضی و آینده و اصول مفردات و ضمائر و اسما و نام های اعضای بدن، و در تغییر حرکات در وسط کلمات که باعث تغییر در معنای کلمات میشوند و تعابیری که دلالت میکند بر تشکیلات دولت و اجتماع و خانواده (2) و در موارد دیگر. و بنا بر این تشابهات به وجوب و جود یک وحدت مشترک که این ملل متمدن شرق میانه را به هم متصل میکند پی برده شد، که به این اصل و یا و حدت ، (الاصل السامی Semitic Race) یا ( السامیه Semites) و به زبان هایی که این اقوام با آن سخن می گفته اند (الغات السامیه) (semitic languages) اطلاق شد. (3) . و مشخص شد که زبان عربی به تنهایی و با کلمات و ساختار لغوی آن قادر است مرجعی واحد برای زبان های عربی سامی کهن باشد. در واقع زبان عربی نزدیکترین زبان به زبان سامی مادر است.

اصل سامی از نام سام فرزند نوح علیه السلام گرفته شده که جد همه ی این اقوام و تمدنهاست که در تورات ذکر شده است (4) .لاذم به ذکر است که طبق روایت تورات عیلام و آشور فرزندان سام هستند. در روایتی از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم آمده که ( سام ابو العرب و یافت ابو الروم و حام ابو الحبش) (سام پدر عرب است و یافث پدر روم و حام پدر آفریقایی ها است) (5) چندین حدیث دیگر نیز به این معنی از رسول الله روایت شده است.

در زبان سامی عیلامیان 760 کلمه و فعل یافت شده که با عربی مشترک است. البته بعضی کلمات عیلامی هنوز در بین بومیان عرب خوزستان رواج دارد. به طور مثال کلمه "عگله" که در عربی فصیح به آن بئر گفته میشود به معنای چاه و یا "حوش" که در عربی بیت به معنای خانه است.

و اما در مورد زبان کنعانیان که اقوام نخستین ساکن فلسطین در هزاره سوم قبل از میلاد هستند دانشمند لغت شناس ایتالیایی دکتر فرانز اروللی، کسی که فهم زبان ایبلائی( لهجه ای آکدی کنعانی) را آسان کرد، ارتباطی محکم بین زبان عربی و کنعانی قائل است. ایشان تاکید میکنند که این ارتباط از ظاهر مفردات کنعانی به تنهایی قابل تشخیص است. مانند: فمو (الفم=دهن) ، عینو ( العین=چشم)، ابو (الاب= پدر)، بن (الابن=فرزند پسر) ، برت (البنت= فرزند دختر)، یدو (ید=دست) ، بکر (الابن البکر)، دبیحه (ذبیحه=قربانی) و همچنین الفاضی واضح مانند تدبیرو، کلماتو و ...

مورخان لغت های سامی را به 4 گروه تقسیم کرده اند: لغت های سامی شرقی، که شامل بابلی و آشوری و عیلامی. لغت های سامی شمالی که شامل اموری ارامی . لغت های سامی غربی: شامل کنعانی و عبرانی و موابی و فینیقی و مجموعه لغات سامی جنوبی: معینی سبئی و امهریه و فصحی. البته ابن تقسم بندی بر اساس پیشرفت های تاریخی که بر این لغت ها وارد شد نیست و یک تقسیم بندی جغرافیایی است.

ذکر این نکته جالب است که سبب نامگزاری لغت قرآن کریم به (اللسان العربی المبین) بر میگردد به اینکه زبان قرآن کریم لغتی (لهجه ای) عربی واحدی نیست. بلکه مجموعه ای از لهجه های عربیست که در آن زمان در بین ملل عرب سامی رواج داشته(6). و بدین سبب برای همه عرب های آن زمان مبین (روشن) بوده. و اگر دقت کنید در تمام قرآن لفظ لسان عربی به معنای زبان عربی وجود دارد و نه لفظ لغة عربی به معنای لهجه. (لسان العربی المبین) زبانیست که از حیث فصاحت و بلاغت همه ملل سامی شرق میانه را حیران خود ساخت.و این زبان که تنظیم کننده آن خالق هستیست، تبدیل به عاملی در اتحاد لغوی همه عرب ها و سامی ها شد. و ناگاه سامی ها با وجود اختلاف مناطق زندگی و قبائل و مللشان در در روزگاری که از زبان سامی مادر فاصله گرفته بودند، کم کم شروع به تکلم به زبان فصیح قرآن کریم کردند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+12 #4 البحر 12 امرداد 1391 ساعت 15:27
از این همه اطلاعاتی که ارائه فرمودید تشکر وقدردانی مینمایم --هرچه مطالب بصورت واقع بینانه وبدور از هرگونه تعصب کور بیان شود قابل قبول تر خواهد بود-- با تشکر وخسته نباشی مجدد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-6 #5 sara 25 مهر 1391 ساعت 13:53
:o من این چیزارونمیدونستم مرسی ازمطالبی که ذکرکردین
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #6 مسعود 28 مهر 1391 ساعت 00:45
جناب سامی لطف کنید منبعی را که این متن از انجا استفاده شده اعلام نمائید .چون در میان متن شماره های هست که مربوط به پانویس مطلب است در حالیکه پا نوشت ها موجود نیست.در ضمن حدیثی که از پیغمبر (ص) بیان کردید سندیت آن چه اندازه درست است؟ تا جائیکه معلوم است سه نفری که نام بردید هرسه از فرزندان نوح هستند پس چگونه یکی پدر رومی ها یکی پدر حبشیه هاودیگری پدرسامی است؟ بنابراین پدر مکزیکی ها وپدر چینی ها کجا هستند .در قران چند اصطلاح فارسی استفاده شده است ؟ .مثل کلمه فیل یا فردیس یا همان پردیس وکنز یا همان گنج فارسی و خیلی واژگان دیگر فارسی که در قران موجود است عرب زبانان این واژگان را چگونه تلفظ میکردند؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+20 #7 علی 23 آذر 1391 ساعت 19:53
عربهای خرمشهر و آبادان کی گفته لهجه آنها شبیه کویتی هاست شما اصلا عربی بلدید و لهجه های عربی رو می تونید تشخیص بدید . یا نه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+23 #8 علی اهوازی 24 آذر 1391 ساعت 18:11
نمیدونم این ملت چرا از عربهای خوزستان بدشون میاد باید به اطلاع برسانم که صبی ها عرب نیستند و عرب های اهواز همه شیعه امام علی هستن خیلی نامردیه که در مورد عربا این همه بدگویی بشه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #9 مرجان حقيقي 27 آذر 1391 ساعت 21:24
يكي ازفرستندگان ايميل متذكرشده كه صابئيان خوزستان ريشه عربي ندارند بايدبگويم طبق استنادتاريخ طبري عده ايي ازپيروان يحيي تعميددهنده به خاطرفشارحاكم وقت اورشليم يعني هيرودس ناچارشدندازسرزمينشان مهاجرت كنندوبه منطقه خوزستان آنروزآمده وتحت حمايت دولت اشكاني به زندگي وانجام مراسم دينيشان ادامه دادنددرواقع ريشه صابئين خوزستان سامي نژاداست زيراسكونتگاه اوليه آنهااورشليم بوده ومردمان آن منطقه ازنسل سام يكي ازپسران حضرت نوح ميباشد-منبع تاريخ طبري جلد1و2
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+15 #10 آرش 02 اسفند 1391 ساعت 19:37
با کمال احترام به همه ی کسانی که نظرات علمی مطرح می کنند .سامی عزیز، نه انتساب عیلامی ها به قوم سامی با استنادبه کلمات مشترک مبنای علمی داردونه رساندن ریشه اقوام مختلف به حضرت نوح،قوم گرایی افراطی چیزی جز کج فهمی تاریخی نیست ،اصل انسانیت انسان هاست .اگر همه فرزندان نوح هستند یا حضرت آدم دیگردعوایی باقی نمی ماند .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+32 #11 پیروز نهاوندی 17 اسفند 1391 ساعت 19:49
سلام برعرب های گل گلاب و درود بر همه ی اقوام ایرانی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #12 كعبي 18 آبان 1392 ساعت 20:33
ممنون از مطالب واقعی که گفتین
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #13 ابوفاروق دوراجه 08 آذر 1392 ساعت 21:00
سلام برعربهای هویزه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #14 زهرا اهوازی 08 بهمن 1392 ساعت 01:46
خیلی ممنون از مطالب خوب وحقیقیتون
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+19 #15 بی ریا 28 فروردین 1393 ساعت 19:18
سلام خسته نباشید در مورد عرب کمری و اینکه از کجا آمدند بیش تر بنویسید با سپاس
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #16 احمد از اهواز 11 تیر 1393 ساعت 20:12
یکی از بزرگترین طوایف عرب بنی صالح است که بعد از بنی طرف یکی از بزرگترین طوایف عرب خوزستان است
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #17 علی 07 امرداد 1393 ساعت 08:43
در هیچ یک از منابع آکادمیک و دانشگاهی و علمی در دنیا ،عربهای خوزستان و کلا عربها را به عیلامیها ربط نداده اند و این گفته شما بدون سند و منبع آکادمیک و دانشگاهی است.
آنچه در علم تاریخ وجود دارد عیلامیها از نظر زبانی یک گروه تک زبانه هستند.یعنی متعلق به هیچ یک از دسته های زبانی دنیا مانند هندواروپایی،سامی،آلتایی،دراویدی و ... نیستند.از نظر جغرافیایی هم تمدن عیلام در سرزمینهایی بوده است که در انها هیچ گاه و همچنین امروزه نیز عربها زندگی نمی کنند.
در مورد اشتراک واژگان نیز باید گفته شود که در همه زبانهای دنیا با دسته بندی های مختلف واژگانی رسوخ ونفوذ کرده اند.همانطور که در زبان فارسی که از نظر ساختاری و گرامر و قواعد جز دسته زبان های هندواروپایی است از زبان عربی که جز دسته زبان های سامی است واژگانی وجود دارد و همچنین برعکس واژگان زیادی از فارسی میانه و فارسی امروزه در زبان عربی وجود دارد که عربها انها را یا به همان شکل فارسی آن و یا به شکل معرب تلفظ می کنند مانند کلمه عسکر که معرب کلمه لشکر است.
پس تبادل وازگان در زبانها زبطی به اینکه هر دو زبان یک ریشه دارند ندارد.
اینکه سامی ها وعیلامی ها را از یک ریشه و خانواده بدانیم بسیار حرف غیر علمی و در واقع من دراوردی است چون در علم تاریخ و زبان شناسی اصلا چنین نظریه ای وجود ندارد.
دوستی در یکی از کامنتها در جمع بندی زبان هایی که جز دسته بندی زبان های سامی هستند زبان عیلامی را آورده است که همانطور که اشاره کردم زبان عیلامی هیچ ربطی به دسته زبان های سامی ندارد.به نظر نمی رسد گروهی از روی تعصب سعی دارند با جعل و تحریغ علم تاریخ و زبان شناسی عربها را ساکنان باستانی خوزستان و ایران بدانند امااینگونه جعل و تحریفات حتما نتیجه برعکس خواهد دشات چون تاریخ و زبان شناسی علم هستند و نمی شود علم را تحریفو جعل کرد و از ان در جهت اهداف سیاسی استفاده کرد.
اکثریت زبان شناسان زبان عیلامی را یک زبان تک حانواده می دانند یعنی ان را متعلق به هیچ یک از دسته زبان های دنیا نمی دانند اما گروهی دیگر زبان عیلامی را جز دسته زبان های دراویدی می دانند.دراویدی به مردمان آسیای جنوبی گفته میشود.بنابراین همیشه فرضیه کوچ عیلامیها به فلات ایران وجود داشته است.
برای مطالعه بیشتر در مورد زبان عیلامی می توانید به دو منبع زیر رجوع کنید.
1. David W. McAlpin: Proto-Elamo-Dravidian. The Evidence and its Implications. The American Philosophical Society, Philadelphia 1981. ISBN 0-87169-713-0
2. http://starling.rinet.ru/Texts/elam.pdf
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+23 #18 فرحناز 08 امرداد 1393 ساعت 23:37
سلام بر شیرمردان عرب وفارس که برادرانه عاشق. ایران هستن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+18 #19 آرش 21 امرداد 1393 ساعت 15:24
ما الان همه ایرانی هستیم و باید خودمان را با فرهنگ معاصر ایران و زبان فارسی تطبیق دهیم. زندگی اجداد ما به یک منطقه یا محله خاص محدود بود. ولی ما الان در اجتماعی وسیعتر بنام ملت ایران و در محدوده کشور ایران زندگی میکنیم. چه فرقی داره ریشه فلانی چی بوده! مهم اينه که الان چه میکنه و چی هست. اصالت انسان به توانایی و دانش و تخصص و اخلاق والای اوست
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+15 #20 چایان 06 مهر 1393 ساعت 20:07
با سلام به دوستان گرامی و ارجمند
ما همه بندگان خدا هستیم و هرکس عملی انجام دهد چه خوب و چه بد در مقابل باری تعالی جوابگو خواهد بود و هیچ کس به جای دیگری مجازات نمی بیند خلاصه کلام ((ان اکرمکم عند الله اتقاکم))همانا برترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست پس باهم برادر باشیم تا دشمن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #21 تویجاوی 13 مهر 1393 ساعت 15:44
معمولا شهرهای مرزی بدلیل مراودهایی که با هم داشتند زبان و گویش همدیگر را تقلید کردند. مرسی از اطلاعات با ذکر منبع
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #22 عدنان 28 مهر 1393 ساعت 14:02
اولا چو ایران نباشد تن من مباد همه ی ما ایرانی هستیم و قدرت و عظمت یک کشور وابسته به اتحاد و احترام به فرهنگ و تاریخ اقوام مختلف ان کشور است در مورد رجوع برخی از اعراب خوزستان به اصل عیلامی شکی نیست اما در مورد رجوع عیلامیان به اصل سامی دلایلی وجود دارد که این نظریه را شدت می بخشد و ان شباهت بی شمار بسیاری از کلمات عربی با عیلامی وبرعکس مانند شباهت بی شمار کلمات هندی با فارسی که هم اصل بودن ین دو نژاد رانشان میدهد واز نظر روساخت خشونت زبان عیلامی شباهتی کامل با زبان عربی حبطی وحمیری دارد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-14 #23 ابو حسین التمیمی 11 آبان 1393 ساعت 02:16
نویسنده محترم با این مقال میخواسته به خواننده برساند که عربها اهل و مالک ای سرزمین نیستند و مهاجر هستند و کاملاً تاریخ عیلامیهارا بفراموشی سپرده که جایی بس تعجب است.!و وقتی از ایشان سوال شود ایا میتوانی قبر یک غیر عرب در اهواز که قدمت صد ساله داشته باشد نشان بدهی تازه بیاد می اورد چه اشتباهی کرده نمیدانم با این کارها و معکوس نشان دادن تاریخ دنبال چه هستند کاشکی جوابی از انها مشاهده نمایم سلام بر واقع بینان و منصفان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-9 #24 ابو حسین التمیمی 11 آبان 1393 ساعت 02:23
صابئه عرب هستند و اصالت قومی ارتباطی با دین ندارداقای علی اهوازی نفی اخرین ان هم از نظر تعصب مذهبی کار درستی نیست تجدید نظر فرمایید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-14 #25 واقع بین 20 آبان 1393 ساعت 20:11
جناب علی اهوازی صابئیان از نژاد خالص و اصیل عرب هستند که به علت دینشان با هیچ نژاد دیگری آمیخته نشدند و برای همین آنها از نظر ظاهر و قیافه سفید و زیبا هستند و واقعیت نژاد عرب نیز همین است که زیبا و سفیدروی هستند اما خوب اعراب ما با نژادهای مختلف از جمله آفریقایی و پاکستانی و هندی و ایرانی آمیخته شدند و نژاد اصیل آنها از بین رفت اما صابئه از نظر نژادی از نژاد اصیل عرب هستندکه با هیچ نژادی آمیخته نشدند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #26 فاطمه 27 آبان 1393 ساعت 00:26
سلام بر دوستان.ماهمه ایرانی و خواهر و برادریم.هرقومی قابل احترامه.یک سوال دارم ممنون اگه جواب صحیح داده بشه.میشه توضیح بدیدعرب های عربستان باعربهای ایران وسایر کشورهای عربی دارای یک ریشه اند یانه؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-5 #27 مینو 25 بهمن 1393 ساعت 13:50
سلام.نژاد عرب پوستشان تیره بوده و با چشم و ابروی مشکی.به دلیل وصلت با نژاد آریایی و مخصوصا بختیاری صابییان سفید پوست شدند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #28 حسن 08 اسفند 1393 ساعت 01:07
اقای سامی عیلامی ها سامی نیستند و قومی جدای از قوم های دیگر است لطفا به ویکی پدیا مراجعه کنید تا ابهامات شما بر طرف شود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #29 عادل 01 اردیبهشت 1394 ساعت 12:14
در عهد عتیق عیلام نیای عیلامیان فرزند سام است در سفر پیدایش میتوان این را خواند. صائبیان هم قومی بنی اسرائیلی هستند که پیامبراشان حضرت یحیی علیه السلام پسرخاله حضرت عیسی میباشد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #30 پیروز 30 اردیبهشت 1394 ساعت 08:11
اقای بزرگوار واژه( حوش) یک واژه هند و اروپاییه که در زبان انگلیسی house و در پارسی این واژه به (هوشنگ)یعنی کسی که دارای خانه زیباست یا درون یاچهارچوب (درون زیبایی)داره .چرا که هر سه زبان پارسی و انگلیسی و لاتین و دیگر زبان های اروپایی و اسیای میانه و شمال هنداز ریشه سانسکریت باستان هستند. اقایان و بانوان گرامی هر زبان سامانه واژه سازی خودش رو داره که خیلی اشکار میشه واژه های وارداتی و اصل رو پیدا کرد . و کسی نمیتونه بی خود برای کارهای سیاسی خودش رو به کسی یا چیزی روبه کسی نسبت بده . در دانش زبان شناسی یک چیزی هست به نام فراگشت زبانی / یعنی اینکه درزبان های هم خوانواده در گذر زمان یک واژه یا
گویش اون دگرگون میشه یا یک بندواژه افزوده یا کم میشه یا کاربرد واژه دگرگون میشه. برای نمونه همسانی زبان انگلیسی و پارسی چون هر دو از یک خانواده هستند //// سگ = dog --- تاریک = dark ---- پرچین (با شاخ برگ دیوار دور چیزی کشیدن)== prison یعنی زندان --- اردک = duck -- گاو = cow -- نو = new -- پا = pumice(سنگ پا)و هزاران واژه دیگر گه در این زمان نمی گنجد . یک نمونه دیگر برای وام واژه( کاب )و در انگلیسی(cube) که در سانسکریت یعنی چهارگوش که از زبان پارسی به درون زبان عربی رفته که به راستی یک واژه هندو اروپایی است . در زبان عربی چند واژه از کاب ساخته شد یعنی عربیزه شده ( کعبه - مکعب )---- خواهش میکنم دانش زبان شناسی خودتون رو افزایش بدهید تا دیگران را خواسته یا ناخواسته گمراه نکنید یا چیزی رو بی خودی به خودمون بچسبونیم -- اینجانب 4 سال زبان های باستانی توی دانشگاه تهران خوندم اما هیچ همسانی میان زبان عیلامی و عربی پیدا نکردم .تازه هر خانواده زبانی ویژگی گفتاری خودش رو داره برای نمونه در خانواده زبانهای سامی 90 درصد واژه ها با لب و یک چهارم پایانی زبان یا با زبان کوچک و ته (حلق ) بیان میشه اما در زبانهای هند واروپایی 98 درصد واژه ها با لب و زبان و دندان ادا میشود (از جمله پارسی). تازه هر خوانواده زبانی سامانه واژه سازی خودش رو داره برای نمونه خوانواده زبان های هندو اروپایی به پیشوندی پسوندی نامور است .یعنی باافزودن پیشوند و پسوند به واژه مادر واژه ای نو ساخته میشود. که این سامانه بیشترین توان واژه سازی را نسبت دیگر خانواده های زبانی داراست .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #31 مهران 31 اردیبهشت 1394 ساعت 03:27
هرودوت در کتاب کورش نامه 2480 سال پیش میگه بیشتر ایرانیان دارای قدی بلند چشمانی ابی با مو ها و ریش های بلند گاه بور گاه قهوه ای (مردان) هستند در حالی که بیشتر یونانی ها دارای قد کوتاه و موهای مشکی و ...... این در حالیست گه در میان تاریخ نویسان هرودوت به ضد ایرانی بودن نامور میباشد . اگه این ویژگی هایی رو که هرودوت گفته پیش رو داشته باشی این رو توی بیشتر روستاها و مردمان کوچ رو و شماری از مردمان شهر نشین می تونی ببینی البته ترکیب نژادی هم به وجوداومده .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #32 فرنگیس 31 اردیبهشت 1394 ساعت 05:17
با توجه به گفته پیروز می خواستم چند تا واژه دیگه همسان میان زبان انگلیسی و پارسی با دیگر زبانهای هندو اروپایی به شما نشون بدم --انگلیس و پارسی ( مادر = mother -- برادر = brother -- پدر = father -- دختر = daughter -- ماه = moon -- یک ماه30 روزه = month -- شید یا شیدن (درخشیدن)(خورشید)= sun (shine)(shiny -- دندان (دندانه) = denth -- دندانه دار-- dented -- سنگ = stone -- ستاره= star - رود(رودخانه) = river -- دیوار یا عامیانه اون (دیفال)= wall --ایستادن (ماندن) =. stay -stand -- راست . راستی . درستی = right - لب = lip -- شکم = stomach -- دیو(دیو صفت - اهریمن)= devil -- سپند (مقدس) = saint -- پردیس (بهشت)= paradise پیل (فیل) = elephent -- در(درب) = door -- درون (اتدرون )= indoor و هزاران واژه دیگر ------ پارسی و روسی --- واژگان روسی را با الفبای انگلیسی مینویسم تا بتوانید ان را بخونید -- پنچ = penj -- شش = shest -- سپاس = sipasiba -- کجا = ekdi یا kdi -- و صد ها واژه دیگر .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #33 رها 01 خرداد 1394 ساعت 02:56
در پاسخ به اقای واقع بین - در اغاز باید بگم که ارزش هر انسان به خرد و دانایی و انسانیت اون بستگی داره رنگ و نژاد برتری نیست . --- اما این جوری که شما میگین نژاد سامی سپید بوده و پس از امیختگی با دیگر نژاد ها مانند ایرانی ها و ... این شکلی شده / اگه اینجور باشه حتما نژاد روسها و دیگر اروپایی ها چون با نژاد سامی امیخته شده به این صورت دراومده . اقا جان چرا داستان رو وارونه می گی . از دید بوم شناسی مردمان سردسیر و معتدل این ویژگی ها رو دارن نه گرمسیر . اگه اشاره به مردمان سوریه و لبنان داری ! اونها که از نژاد سامی نیستن تنها به خاطر چند صده حکومت اسلامی زبانشون عربی شده مانند مصری ها .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #34 بیتا 01 خرداد 1394 ساعت 03:46
اقایانی که با رویکرد سیاسی و قومی میخواهید تاریخ ایلام رو به نام خودتون بزنید . هزاران سند و مدرک هست که نشانگر این هست که عیلامی ها نه از دید بوم شناسی . زبانی . ایینی . پوشش . نژادی . فرهنگی هیچ همسانی با اقوام سامی و زبان های سامی ندارند . خواشمندم به بهترین منبع که ویکی پیدیا هست سر بزنید .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #35 الهه 24 خرداد 1394 ساعت 21:45
در پاسخ به مهران بايد بگم كتزياس مؤرِّخ يوناني هم دوره با هخامنشيان آورده ايرانيان پوستي سفيد مايل به زرد(گندمگون) ابروهاي كماني و بهم پيوسته نگاهي تند همچون بُز و بسيار بدگمانند درضمن نقاشي از جنگ يونان در زمان پارسيان با ايرانيان موجود هست كه سرباز ايراني ريشي مشكي و با موهاي سياه كشيده شده تمام نقش برجسته ها و سكه هاي زده شده در زمان پادشاهان آريايي نقش شاهان آريايي با ريش پرپشت و بيني عقابي حكاكي شده همچنين چشمهاي درشت و ابروهاي نزديك بهم مشهود است بور و چشم آبي رو از كجا آورديد؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #36 امیر محمد 25 خرداد 1394 ساعت 13:53
سلام برهمه عزیزان هموطن من یک لر با اصالت ایرانی هستم که با اقوام عرب ترک کرد دزفولی بختیاری وسادان اهل بیت پیوند وخویشاوند هستم .پس همه ما در اسلام وایران برادریم وهیچکس نسبت به هم برتری نداریم چرا که همه فرزندان حضرت آدم وحوا هستیم .اما خوب است ما درحال زندگی کنیم وبفکر ساختن وطن وکشورمان برای آیندگانمان باشیم تا به نیکی ازما یاد بشه گذشته ها گذشته وبرنخواهد گشت .گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست فردا از ما ازقومیت وزبانمان سوال نخواهند کرد بلکه از اعمال نیک وبد مان باز خواست خواهد شد .پاینده باشید برادری واخوت ووحدت مان درمقابل دشمنان اسلام وایران محکمتر باد ان شاا...
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #37 سعید عیلامی 04 تیر 1394 ساعت 13:55
سلام دوستان
به نظر بنده بهترین نظر و دیدگاه آقای امیر محمد دادن وبس

ولی خدمت دوستان عزیزی که میفرمایند عیلام سامی نیست من فقط اشاراتی بکنم و بقول مثل اگر عاقل است یک اشارت بس است
شما لطف کنید مراجعه کنید به کتاب تاریخ گمشده عیلام از والتر هنتس و یا ایران در سپیده دم تاریخ از جرج کامرون ویا تاریخ ایران از دکتر گوستاولوبون ویا الواح بابل از ادوارد شی یرا ویا سیرتمدن از رالف لینتون ویا الواح سومر از سمیوئل نوآکرامر وکتب زیاد دیگر .......

تا یادم نرفته کتب و نظریات دکتر پاتس فوق العاده مستند و باستان شناسانست و نه فقط پاتس بلکه تمام نویسنده گان فوق باستان شناسند وآثار شان مستند نه اراجیف تاریخی که به عللی کم و زیاد شده باشد

ومن الله التوفیق
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #38 محمود 19 تیر 1394 ساعت 02:14
مرسی از مطالبتون مدیر عزیز.باید بگم عیلامیها ار نژاد سامی بودن و ارتش انها مخلوطی عربها و اکدی ها بوده و مجسمه های بجا مونده از اونها نشون میده که مردان انها چفیه به سر میکردند و لباسی بلند میپوشیدن که تا مچ پا میرسیده که کاملت شبیه دشداشه بوده.و اصلا خنده داره که یک عده میان میگنه عیلامیها نه سامی هستن نه اریایی.پس چی هستن از کجا اومدن از اسمان نازل شدن.اگر هم مال منطقه جغرافیاییه دیگه ای بودن منطقه ی خوزستان یا تمدن عیلامی رو به مناطق خودشون میچسبوندن نه اینکه منطقه خودشون رو ترک کنن بیان اینجا ساکن بشن.یک عده متاسفانه برای این اسرار دارن که عیلامیان عرب نبودن.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #39 نسب 24 تیر 1394 ساعت 01:22
یعرب بن قحطان بن عابربن شالخ بن ارفخشذ بن سام بن نوح
یعرب بن قحطان شخصیتی در اساطیر عرب است که فرمانروای یمن بوده و نسل اعراب قحطانی (یا اعراب اصیل) جملگی به او می‌رسد.
برخی حتی اعتقاد دارند که او پدیدآورندهٔ زبان عربی بوده و از همین رو به یعرب (یعنی عربی‌گو) ملقب شده و برخی دیگر او را اولین کسی می‌دانند که به عربی نوشتن آغاز کرد و نوحهٔ آدم بر غم فرزندش هابیل را به زبان عربی و به شعر درآورد.
یعرب به قولی نوهٔ هود پیامبر و به قولی دیگر از نوادگان سام بن نوح بود.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #40 مهران 14 امرداد 1394 ساعت 00:22
عرب بر دو قسم است: عرب عاربه و عرب مستعربه

عرب عاربه به معنای عرب خالص است و عرب مستعربه، عرب غیر خالص هستند.(صحاح اللغه جوهری، ماده عرب). در مجمع البحرین در ماده عرب آورده است که عرب مستعربه، عرب هایی هستند که به زبان حضرت اسماعیل(ع) سخن گفته اند.

جوهری در صحاح اللغه گفته است که اولین کسی که به زبان عربی سخن گفت یعرب بن قحطان است و ریشه همه قبایل عربی یمن همین شخص است. (صحاح اللغه، ماده عرب). در مجمع البحرین این دیدگاه جوهری را آورده است. در کتاب لسان العرب هم آورده است که اولین کسی که خداوند زبان او را به زبان عربی به سخن آورد، یعرب بن قحطان است و این یعرب پدر و ریشه قبایل یمن است و همین قبایل یمنی را عرب عاربه می گویند.(لسان العرب، ماده عرب). در لسان العرب گفته است که حضرت اسماعیل در میان عرب عاربه نشو و نما یافت و به زبان آنان سخن گفت و اسماعیل پدر و ریشه عرب مستعربه است.(لسان العرب، ماده عرب).
بر اساس آنچه که مورخان و نسب شناسان گفته اند، مردم شبه جزیره عربستان در یک تقسیم بندی کلی به دو قسم تقسیم می شوند: جنوبیان و شمالیان. همه قبایل ساکن در یمن و اطراف آن را قبایل جنوبی و قبایل دیگر را که در جاهای دیگر عربستان ساکن بودند قبایل شمالی می نامند. قبایل جنوبی به یعرب بن قحطان می رسند و به این خاطر این قبایل را قحطانیان هم می نامند. قبایل قحطانی را عرب اصیل و خالص می گویند و اولین بار در میان اینها زبان عربی کنونی پیدا شد.(این اطلاعات را می توانید در این کتابها ملاحظه کنید: صحاح اللغه، لسان العرب و مجمع البحرین. تاریخ اسلام، ج 1، ص 86 نوشته جعفریان، فروع ابدیت، ج 1، ص 16، چاپ اول، سیره ابن هشام، ج 1، ص 1 به بعد، چاپ مهر، اسلام و عقاید و آراء بشری، ص 237 به بعد، قبیله قریش، نوشته دکتر خضیر عباس الجمیلی، ص 48 به بعد، تاریخ العرب القدیم، نوشته شیخ احمد مغنیه، ص 6 به بعد، تاریخ العرب فی الجاهلیه نوشته دکتر رشید الجمیلی، ص 24 به بعد و نسب معد و الیمن، نوشته ابوالمنذر کلبی و غیر اینها).
از قبایل یمنی قبیله ای به نام قبیله جرهم به حجاز کوچ کردند و در حجاز مستقر شدند. حضرت ابراهیم، همسرش و پسرش اسماعیل را به مکه آورد و در آنجا اسکان داد و رفت. جناب هاجر و بچه کوچکش اسماعیل در آن بیابان تنها بودند و قبیله جرهم آنها را در آنجا دیدند و در همان جا ماندند. حضرت اسماعیل در میان قبیله یمنی جرهم که زبانشان عربی بود، رشد کرد و از بچگی زبان عربی را مانند زبان مادری یاد گرفت. پس از آن فرزندان حضرت اسماعیل همه به زبان عربی سخن می گفتند. در طول زمان نسل حضرت اسماعیل رو به فزونی گذاشتند و قبایل زیادی به وجود آمدند. این قبایل را عرب مستعربه می گویند.
اگر از حضرت اسماعیل آغاز کنیم و به طرف پیامبر اسلام بشماریم به شخصی به نام عدنان می رسیم. همه قبایل شمال را که عرب مستعربه هستند، قبایل عدنانی هم می گویند:
حضرت اسماعیل = نابت = یشجب = یعرب = تیرح = ناحور = مقوم = ادد = عدنان = معد = نزار = مضر = الیاس = مدرکه = خزیمه = کنانه = نضر = مالک = فهر = غالب = لوی = کعب = مره = کلاب = قصی = عبد مناف = هاشم = عبد المطلب = عبد الله = حضرت محمد(ص).
همانطوری که ملاحظه می کنید پیامبر اسلام(ص) با بیست و یک واسطه به عدنان می رسد و بر این اساس پیامبر ما عدنانی است و همه قبایل عدنانی، عرب مستعربه هستند و با این محاسبات، پیامبر اسلام(ص) در اصل عرب نبودند و جد بیست و هشتم آن حضرت عرب شده است.(این اطلاعات، در همان منابع و مآخذ آمده است).


پیامبر اکرم(ص) از سلاله حضرت ابراهیم (ع) است ولی حضرت ابراهیم علیه السلام عرب نبوده است، وقتی حضرت اسماعیل وارد طایفه جرهم در اطراف مکه شد، با آنان ارتباط خویشی برقرار کرد و طایفه آنان را مستعربه می گفتند. در ضمن عرب بودن یا نبودن به دو معنا است:
الف: لغت و زبان عربی داشتن
ب: نژاد عربی داشتن
پیامبر اکرم (ص) به معنای اول عربی بود و به معنای دوم از جانب پدر غیر عربی و از نژاد حضرت ابراهیم(ع) محسوب می شود. البته عرب جاهلی دو دسته بودند:
1- قحطانیان، فرزندان یعرب بن قحطان و بومیان یمن و جزیره العرب بوده که عرب عاربه نامیده می شدند.

2- عدنانیان، فرزندان حضرت اسماعیل بن ابراهیم(ع) بوده که نتیجه ازدواج حضرت اسماعیل(ع) با طایفه جرهم بوده و اینان را عرب مستعربه می گویند و طوایف فراوانی از آنان پدید آمد که معروف ترین آنها همان قریش است و بنی هاشم از قریش می باشند.
این نکته را هم یادآوری می کنیم که در کتاب [تاریخ تحلیلی اسلام] نوشته دکتر سید جعفر شهیدی، عرب قحطانی و عرب عدنانی، به شکل دیگری معرفی شده اند. در این کتاب عرب قحطانی را عرب ناخالص و عرب عدنانی را عرب خالص معرفی کرده اند در حالی که بر عکس این است و عرب قحطانی عرب خالص هستند و عرب عدنانی عرب غیر خالص هستند. پیامبر اسلام(ص) به عرب عدنانی مربوط است و در نتیجه عرب ناخالص می شود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-4 #41 عرب آریایی 06 مهر 1394 ساعت 19:37
قسمت عرب کمری تا حدودی اشتباه است زبان اعراب کمری اکثرا عربی کارونی واکثریت عربی عراقی است و واژه چی چینک را بختیاری هایی بکار می برند ک از سمت مادر عرب کمری می باشند،اعراب کمری هم جز اولین اقوام خوزستان هستند و به نوعی با آریایی ها پیمان برادری بسته اند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #42 بهروز 24 مهر 1394 ساعت 11:10
اون دوستی که میگه عرب های خوزستان یا هر عرب دیگه از نژاد عیلامیان یا ایلامیان هستن،میشه بگید این نظریه از کجا ب ذهن رسیده؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #43 ثنا 29 آبان 1394 ساعت 02:26
مینو جان در بین اقوام عرب ایران سفید و بور هست سبزه هم هست آقا بهروز مطمئن باشید که عربها عیلامی اند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #44 ثنا 01 آذر 1394 ساعت 07:02
صائبین مسلمان نیستند برای همین با مسلمانان وصلت نمیکنند.آقا مهران اطلاعاتتون ناقصه سرنوشت زبان ابری چی شد!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-4 #45 ایرانیییی 17 آذر 1394 ساعت 11:41
اعراب عیلامی نیستند،اونها عرب هستند و بعد از ورود اسلام به ایران تا همیم سیصد سال پیش به ایران وارد شدند،هر پادشاهی برای مقاصدش اعراب رو وارد ایران کرد از سلاجقه بگیرید تا صفویان،اعراب کمره ای فرزندان هیکل یا هیچل از طائفه بنی طرف هستند که سیصد سال پیش در پی مشکلاتی هیکل از طایفش جدا شد و به دامنه های بختیاری و میان اب در شوش وارد شدند،طائفه بنی طرف از طی های عربستان هستند،فامیل حاتم طای معروف و بنی طرف اسکانشون در عراق بوده
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #46 رضا اهوازی 11 دی 1394 ساعت 00:33
گفتاورد ابو حسین التمیمی:
نویسنده محترم با این مقال میخواسته به خواننده برساند که عربها اهل و مالک ای سرزمین نیستند و مهاجر هستند و کاملاً تاریخ عیلامیهارا بفراموشی سپرده که جایی بس تعجب است.!و وقتی از ایشان سوال شود ایا میتوانی قبر یک غیر عرب در اهواز که قدمت صد ساله داشته باشد نشان بدهی تازه بیاد می اورد چه اشتباهی کرده نمیدانم با این کارها و معکوس نشان دادن تاریخ دنبال چه هستند کاشکی جوابی از انها مشاهده نمایم سلام بر واقع بینان و منصفان

بله که قبر غیر عرب در اهواز هست پس فکر کردی علی ابن مهزیار عرب بوده. علی ابن مهزیار خوزی اصیل بوده و فارسی به لهجه ی خوزی زبان مادری اش بوده. در ضمن تا سن 40 سالگی مسیحی بوده و پس از اسلام آوردن و آشنایی با دین و مذهب شیعه نام علی رو برای خود انتخاب کرده. قصه ی علی ابن مهزیار هم مثل قصه ی علی ابن سینا میمونه که شما اونها رو عرب فرض میکنید. اما در اصل عرب نیستند. حتی شما هم در اصل عرب نیستید. همانطور که در دنیای امروزی انگلیس و آمریکا مردم ملل مختلف رو تحت تجاوز فرهنگی قرار دادن همانطور هم عرب های شبه جزیره ی عربستان که در اصل فقط اونها عرب هستند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #47 R 22 دی 1394 ساعت 16:23
با سلام و خسته نباشید...صابئین اورشلیمی و یهودی تبار هستد و از روم شرقی و پالستین به خاورمیانه مهاجرت کرده اند...بنابراین گفته شما صحیح نیست...صابئین هیچ نسبتی با ایرانی ها و اعراب ندارند...زبان عربی و زبان فارسی را به خوبی صحبت میکنند...و زبان خودشان زبان آرامی است که تقریبا همان زبان عبری میباشد....با تشکر
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #48 رادین 09 بهمن 1394 ساعت 09:56
انقدر در مورد عرب های خوزستان و زرگانی بد فکر نکنید تمام پیامبران عرب بودند من خودم عرب هستم کسانی که فکر میکنند عرب ها باید بهشون فحش بدن خجالت بکشید ممنون از کسانی که به عرب ها احترام میگذارند و خواهند گذاشت
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #49 قسام الاهوازی 12 اسفند 1394 ساعت 00:20
با سلام خدمت همه دوستان ...
اولا زبان عرب های خوزستان لهجه نیست بلکله یک زبان کامل است .ما مستعرب نیستیم عرب اصیل هستیم متاسفانه خیلی توهینها به عرب های اصیل خوزستان شده واین خود یک سیاست خطرناکی است وسبب فتنه خواهد شد .عرب های خوزستان مهاجر نیستن بلکه از زمان های خیلی دور ساکن منطقه ی خوزستان کنونی هستند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #50 مازیار 29 اسفند 1394 ساعت 15:57
دوست عزیز قسام الاهوازی
با شما موافقم توهینهای اقوام مختلف در ایران نتیجه ای جز ضعف برای سرزمین پدری همه ما نداره.زیبایی ایران به تمام اقوامش با همه.در ضمن در هر قوم و ملتی آدم بی شعور پیدا میشه.تمام خاک ایران متعلق به تمام ایرانیها میباشد،اما در مورد سامی نژاد بودن ایلامی ها ، این یک اشتباهه عمدی از سوی برخی از اعراب می باشد ،که از این راه سعی در ایجاد تاریخ برای حضور اعراب در خوزستان دارند،دوست عزیز عربها چه در 100000 سال گذشته ساکن ایران شده باشند چه در 50 سال گذشته چیزی از دوست داشتنشان برای بقیه اقوام ایران کم یا زیاد نمیکند،شما هموطنان عزیز و خوب ما هستید،ایران با وجود همه ما است که ایران است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #51 سامی نژاد 02 خرداد 1395 ساعت 19:41
دوستان برای فهمیدن زمان وجود عرب ها در خوزستان رجوع شود به مملکت میسان،،یه سرچ بکنید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #52 عرب ایرانی افتخار هم میکنم 14 خرداد 1395 ساعت 15:06
سلام خدمت دوستان نویسنده میخواسته تلقین کنه که اعراب خوزستان مهاجرن و تا 300 سال پیش لز عراق مهاجرت کردن و حکام وقت هم هرکدام بنا به دلایلی لطف کرده و مانعنشدن. حضور اعراب در خوزستان اگه بیشتر از آریایی ها نباشه کمتر هم نیست ایران پر از اقوام مختلف که آریایی ها هم جزیی از اون هستن نه همه اون. اتفاقا قسمتهای پرجمعیت کشور آذری هستن. و با حکومت های چند صد ساله یونانیها یاهمون سلوکیان و اعراب و مغولان و در نهایت ترکها فکر نکنم نژاد خالصی مونده باشه. همه اقوام محترمند و اگر خواستیم به گروهی توهین کنیم اول یه سوزن به خودمون بزنیم بعد یه جوالدوز به مردم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #53 بویر احمد 16 خرداد 1395 ساعت 10:47
گفتاورد علی اهوازی:
نمیدونم این ملت چرا از عربهای خوزستان بدشون میاد باید به اطلاع برسانم که صبی ها عرب نیستند و عرب های اهواز همه شیعه امام علی هستن خیلی نامردیه که در مورد عربا این همه بدگویی بشه

در سال 65 خوزستان بودم زمان جنگ دوستان عربی داشتم که هم رزم بودیم که از قبیله های عربی که بین سوسنگرد و اهواز زندگی میکردند بسیار خون گرم و مهمان نواز بودند در جنگ هشت ساله خسارتهای زیادی به رژیم بعث عراق وارد کردند و شهیدان زیادی تقدیم این اب خاک کردند درود بر تمام عربهای با غیرت خوزستان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #54 هحواز 31 خرداد 1395 ساعت 15:07
سلام ازمتن نوشته خوشم آمد و عین حقیقت بود در زمان قدیم اسم احواز عربستان بود چون در شهری از ایران بروید آن شهر اسم ایل یا عشایر آن منطقه را دربر دارد و در زمان ما بعد از سقوط رژیم و قبل به این اسم مشهور بود و در حال حاضر اسم عربسان رو خوزستان گذاشتن به خاطر خون شهیداء
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #55 @ سرپرست دیدگاه ها 31 خرداد 1395 ساعت 15:41
گفتاورد هحواز:
سلام ازمتن نوشته خوشم آمد و عین حقیقت بود در زمان قدیم اسم احواز عربستان بود چون در شهری از ایران بروید آن شهر اسم ایل یا عشایر آن منطقه را دربر دارد و در زمان ما بعد از سقوط رژیم و قبل به این اسم مشهور بود و در حال حاضر اسم عربسان رو خوزستان گذاشتن به خاطر خون شهیداء

درود بر شما
هم میهن ارجمند نام خوزستان یک نام باستانی است و پس از انقلاب گزینش نشده است و این نام که برگرفته از واژه ی ʰŪja می باشد در سنگ نوشته های هخامنشیان بارها آمده است .
شاد باشید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #56 عقیل 06 تیر 1395 ساعت 16:59
با سلام بنده خوزستانی نیستم ولی زیاد در مورد اعراب وخوزستانی ها تحقیق کرده ام که خلاصه اش را در اختیار شما می گذارم
اعراب خوزستان برخی مهاجر از عراق و عربستان وبحرین بوده ولی اکثریت آنها ایرانی الاصل هستند
یعنی قبل از اینکه آریایها وارد ایران شوند در خوزستان یعنی تمدن عیلام اعراب زندگی می کردند
فرمانده لشکر داریوش شاه یک عرب خوزستانی بوده
به عبارتی اعراب خوزستان ایرانی ترین قوم ایران هستند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #57 بختیاری 09 مهر 1395 ساعت 23:35
ابو حسین برادر عزیزم اولا باید به توعرض کنم که ماهمه ایرانی و از یک نوع هستیم ولی چیزی که تاریخ بیان می کند این است که همه ی اعراب در ایران تاپیش از حمله مغول فارسی زبان شده و این اعرابی که در ایران هستند همه بعد از حمله مغول امده اند که اولینشان عرب های مشعشعی هستند و اینکه چیزی که تاریخ ذکر می کنداین است که در بازه زمانی سقوط سلسله تیموریان تا ظهور سلسله صفوی ایران فاقد حکومت مرکزی قدرتمند بوده و اعراب از این قضیه استفاده کرده وارد ایران شده اند واولین جایی که که سکونت کرده اند سوسنگرد و هویزه امروزی است
عیلامی ها قومی تکخانواده هستند که بازماندگان انها خوزی ها هستند که اسم خوزستان از نام قوم باستانی انها برخاسته است واینکه باید بکویم که همه ی خوزستان عرب نیستند که فقط در مورد انها بحث می کنید بلکه بختیاری ها و لر ها وفارس ها و ترک های قشقایی نیز ساکن این استان هستند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #58 ایران 17 مهر 1395 ساعت 11:00
خود پایتخت عراق هم اسمش فارسیه بغ داد زمانی همه عراقم جز ایران بوده عربهای خودمون که جایگاه دیگه ای دارند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

پارسال دوست ، امسال آشنا

گونه ای شوخی می باشد که به دوستی گفته می شود که چندی ناپیدا بوده است

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title