میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد ذبیح الله صفا

تداوم فعالیت های فرهنگی ایرانیان در بحبوحه حملات و بی ثباتیهای اوضاع در طول قرن های هفتم تا دهم ، نشانه ی آنست که روان روشن و اندیشه ی نیرومند ایرانی حتی در سخت ترین احوال از فعالیت باز نایستاد و در خلال همین روزگاران بود که فرهنگ ایرانی بهمراهی و با دستیاری مهاجمان غیرایرانی از یک طرف به دیوار چین رسید و از جانبی دیگر تا سواحل دریای آدریاتیک را تحت نفوذ خود در آورد و در همان حال تا بنگال شرقی و شبه جزیره ی دکن پیشرفت کرد و مایه ی ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی بزبان پارسی گردید .

روانشاد ذبیح الله صفا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تاریخ و پیشینه ی ایران بازار،میعاد گاه جشن های ملی و مذهبی ايران
میانگین امتیار کاربران: / 5
بسیار بدبسیار خوب 

بازار به معني محل خريد و فروش و عرضه كالا، واژه اي بسيار كهن است كه در فارسي ميانه به صورت وازار و با تركيب هايي چون وازارگ (بازاري) و وازارگان (بازرگان) به كار مي رفته و در پارتي به صورت «واژار» مورد استفاده بوده است. بازار كه واژه اي ايراني است به برخي سرزمين هايي كه با ايران تبادلات تجاري داشتند همچون سرزمين هاي عربي، تركي، عثماني و برخي كشورهاي اروپايي راه يافته است.

 

اگر چه واژه بازار امروزه بيشتر در مورد بازارهاي دايمي، اصلي و قديمي شهرهاي كهن و تاريخي به كار مي رود، اما در گذشته و به صورت ساده يا گاه با پيشوند و پسوندهايي به معني مكان خريد و فروش به طور مطلق بوده است و اگر به اين مفهوم به واژه بازار توجه شود، مي توان گفت كه پيشينه آن به حدود ده هزار سال پيش مي رسد. همان طور كه بر اساس يكي از بررسي هاي قديمي، يكي از سكونت گاه هايي كه اقتصاد آن به كشت غلات و دامداري متكي بود و به گونه اي از مرحله يكجانشيني و شهرنشيني رسيده بود، سكونتگاهي در نزديكي كرمانشاه بود كه پيشينه آن به نه هزار سال پيش مي رسد. نمونه هاي متعدد ديگري نيز از سكونت گاه هايي كه اقتصادشان متكي بر توليد صنايع دستي بود، در نقاط مختلف ايران يافت شده كه مي توان به تپه زاغه در دشت قزوين (اواخر هزاره هفتم پيش از ميلاد و اوايل هزاره ششم پيش از ميلاد، تپه سيلك در جنوب غربي كاشان (هزاره ششم پيش از ميلاد)، تپه حسنلو در جنوب غربي درياچه اروميه (هزاره ششم پيش از ميلاد)، تل ابليس در منطقه بردسير كرمان (هزاره پنجم پيش از ميلاد) تپه يحيي در فاصله 225 كيلومتري جنوب كرمان (هزاره پنجم پيش از ميلاد)، خبيص (شهداد) در ناحيه كرمان (هزاره چهارم پيش از ميلاد)، شهر سوخته در سيستان (هزاره سوم پيش از ميلاد) و سكونتگاه هاي عيلامي (هزاره چهارم پيش از ميلاد به بعد) اشاره كرد كه شواهدي مبني بر وجود كارگاه هاي صنايع دستي و فضاهاي بازرگاني در آنها پيدا شده است.
در تپه سيلك كاشان نيز صدف هايي پيدا شده كه ساكنان سيلك از آنها براي تزيين و تجمل استفاده مي كردند و پس از آزمايش هاي متعدد آشكار شده كه اين صدف ها خاص خليج فارس و توسط بازرگاناني به ناحيه سيلك فرستاده شده است. توسعه روابط بازرگاني در آن دوران موجب شد كه در حدود هزاره چهارم پيش از ميلاد مهر اختراع شود و از آن براي ممهور كردن برخي از انواع ظرف هاي حامل كالا استفاده كردند. همچنين آثار و شواهدي حاكي از وجود ارتباط بازرگاني بين تپه يحيي (در جنوب كرمان) با نواحي خليج فارس در هزاره سوم پيش از ميلاد پيدا شده است.
شهر سوخته در كنار رود هيرمند را نيز كه در اثناي هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد يكي از سكونتگاه هاي بسيار مهم بوده مي توان يكي از كهن ترين شهرهاي شناخته شده دانست كه در آن ناحيه هاي ويژه فعاليت هاي توليدي از ساير نواحي شهر متمايز شده بود. اين اقدام در حوزه بندي فعاليت ها و فضاهاي شهري را مي توان از نخستين كنش هاي مهم در شكل گيري فضاي بازار به شمار آورد.
اين شهر بين سال هاي 3200 تا 2100 پيش از ميلاد بسيار آباد بود و در پر رونق ترين زمان جمعيتي حدود پنج هزار و 500 نفر داشت، بسياري از فعاليت ها و فضاهاي صنعتي در ناحيه معيني واقع در بخش غربي شهر كه آن را ناحيه «كارگاه هاي صنعتي» خوانده اند، استقرار يافته بود. به نظر مي رسد ناحيه كوچك تري نيز در بخش شرقي شهر به فعاليت هاي صنعتي اختصاص يافته بود. ناحيه ديگري نيز در بيرون از فضاي اصلي شهر و در 5/2 كيلومتري جنوب غربي تپه مركزي حفاري شده و به فعاليت هاي مربوط به سفالگري اختصاص يافته بود به اين ترتيب نوعي منطقه بندي شهري بر اساس انواع فعاليت هاي توليدي _ بازرگاني در آن شهر شكل گرفته بود و مي توان گفت كه بازار يا منطقه توليدي به بازرگاني به عنوان ناحيه اي مستقل در شهر به تدريج به شكل نهايي خود نزديك شد.
در شهر شوش به عنوان يكي از مهم ترين و كهن ترين شهرهاي عيلامي شماري از فضاهاي عمومي مثل مدرسه، تجارتخانه و انبار اسناد بازرگاني يافت شده است.
گستردگي مبادلات بازرگاني و روابط اجتماعي در هزاره دوم پيش از ميلاد در عيلام چنان بودكه قوانين و ضوابط قضايي و اجتماعي دقيقي براي اداره جامعه تدوين كرده بودند چنان كه شاهزاده اي اهل شوش موسوم به «آدا پاكشو» كمي پيش از حمورابي دستور داد كه قوانين قضايي را بر لوحي سنگي حك و آن را در ميدان بازار پايتخت نصب كنند.
در شهر عيلامي دوراونتاش (متعلق به اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد) واقع در جنوب شوش كارگاه هايي براي توليد و عرضه هدايايي از طلا و نقره و مفرغ و نيز اشياي سفالي در محلي در نزديكي معبد مقدس در مركز شهر وجود داشت و مي توان گفت كه بخشي از بازار تا مركز شهر گسترش يافته بود.
اطلاعات موجود در شهر اور در سومر (متعلق به هزاره دوم پيش از ميلاد)، حاكي از آن است كه در بخشي از ناحيه مسكوني شهر راسته هايي وجود داشت كه در دو سوي آنها دكان هايي ساخته شده بود و قسمت هايي از آن را با سايبان هايي پوشانده بودند. كه اين راسته ها را مي توان نمونه هاي كهن بازار به شكل خطي دانست.


بازار از دوران ماد تا آغاز دوران اسلامي

بازار


بر اساس بعضي از اسطوره ها و حكايت هاي تاريخي، در برخي از سكونتگاه هاي نخستين آريايي ها بازاري براي عرضه محصولات غذايي و ساير نيازمندي ها وجود داشت. در شماري از سكونتگاه هايي كه پيش از تشكيل دولت ماد يا همزمان با آن وجود داشته مانند تپه حسنلو در آذربايجان متعلق به سده هاي دهم و نهم پيش از ميلاد، نشانه هايي از كارگاه هاي فلزكاري يا سفالگري ديده شده است. در برخي از سكونتگاه هاي ماد نيز پيشه وران به صورتي سازمان يافته به كار اشتغال داشته اند و مي توان گفت در شهرهاي آنان نيز فضاي بازار به صورتي متمايز شكل گرفته بود.
همچنين بر اساس كتيبه هاي به دست آمده از تخت جمشيد مشخص شده مجموعه روابط اقتصادي و اجتماعي دوران هخامنشيان برخي از انواع شهرهايي را ايجاد كرده بود كه در بعضي از آنها بازار به عنوان فضايي عمومي و مهم كه مكاني شلوغ و پرآمد و شد بود، مورد توجه قرار داشت.
در دوره پارتيان نيز در امتداد مسيرهاي مهم تجاري، شماري شهر ساخته شد كه تاسيسات لازم براي حركت كاروان هاي تجاري در امتداد راه هاي مهم مانند كاروانسرا، انبار بازارها و فضاهايي براي عرضه انواع كالا نباشد. شهر دورا _ اروپوس نمونه اي مهم از شهرهاي پارتي است كه جايگاه بازار در آن بر اساس نقشه شهر در دوره 165 _ 256 ميلادي به خوبي آشكار است. بر اساس نقشه شطرنجي شكل شهر، بازار و ميدان عمومي در كنار يكي از محورهاي اصلي شهر كه از يك دروازه تا دروازه اي ديگر امتداد يافته بود شكل گرفته بوده در اين دوره شمار زيادي شهر ساخته شد و روابط بازرگاني ايران با همسايگانش توسعه يافت و بازار به يك فضاي مهم شهري تبديل شد.


بازار در دوران اسلامي
با گسترش شهرنشيني در دوره اسلامي، در بعضي شهرها مثل كوفه و بصره، فضايي باز براي بازار در نظر گرفته شد كه البته جاي ثابتي براي افراد نداشت اما با گسترش شهرها به تدريج فضاهايي به صورت دكان ساخته و در بازار بنا شد و بازاري دايمي در بخشي از شهر شكل گرفت.
بنا به اطلاعات تاريخي، از اواخر قرن اول هجري به بعد در بسياري از شهرهاي جديد و قديمي، بازارهايي دايمي با فضاهاي ساخته شده وجود داشت كه در اين نوع بازارها هر صنف در بخشي از راسته اصلي يا در يكي از راسته هاي فرعي جاي داشت و هر نوع كالا در محل معيني عرضه مي شد. پيشينه راسته هاي تخصصي در بازار و استقرار پيشه وران هر صنف در كنار هم در ايران و عربستان به پيش از اسلام مي رسد.
از قرن سوم به بعد و با روي كار آمدن حكومت هاي ايراني و محلي براي اداره كشور، فعالتي هاي اقتصادي رونق يافت اما در قرن هفتم و در پي حمله مغول بسياري از شهرها ويران و اقتصاد كشور دچار انحطاط شد. در دوره تيموريان نيز اقدامات عمراني در برخي نواحي كشور به ويژه نواحي شرقي صورت گرفت و بازارهاي شهرهايي مانند سمرقند، بخارا، مرو، هرات و مشهد گسترش يافتند و بسياري از كاروانسراها در كنار آنها ساخته شد. امنيت ايجاد شده در دوره صفويه و توسعه روابط خارجي ايران رونق داد و ستد داخلي و خارجي و رشد شهرنشيني را به دنبال داشت و به تبع آن بازارهاي شهرهاي بزرگ مانند اصفهان، تبريز، مشهد، قزوين و شيراز به شدت گسترش يافتند و راسته هاي جديدي در كنار راسته هاي قديمي ساخته شد و شماري كاروانسرا در كنار هر يك از بازارها برپا شد.
به دستور شاه عباس اول در سال 1011، ميدان نقش جهان و مسجد جامعي در جبهه جنوبي آن ساخته شد و پس از آن نيز چند راسته بازار و شماري كاروانسرا در جبهه شمالي و پيرامون ميدان شكل گرفت. شاردن شمار كاروانسراهاي اصفهان را در دوره صفويه به يك هزار و 802 باب ذكر كرده است.
در دوره كريم خان زند نيز به فرمان وي بازاري بزرگ طراحي و تعدادي كاروانسرا در شيراز ساخته شد كه اكنون از بناهاي تاريخي ارزشمند آن شهر به شمار مي آيند.
در دوره قاجار نيز تهران به عنوان پايتخت به سرعت توسعه يافت و بازار اصلي شهر كه از دوره صفويه شكل گرفته بود گسترش پيدا كرد و مسجد جامع جديدي در دوره فتحعلي شاه در مجموعه بازار بنا شد.
دو تحول مهم اقتصادي و يك تحول مهم شهري كه در دوره قاجار رخ داد، در روند توسعه بازارها تاثير بسزايي بر جاي گذاشت. نخست آن كه مبادلات اقتصادي بين ايران و سايركشورها به ويژه روسيه و كشورهاي اروپايي در دوره قاجار منجر به ورود برخي كالاهاي خارجي به بازارهاي ايران شد و از سوي ديگر تاسيس و راه اندازي تعدادي كارخانه مانند كارخانه باروت كوبي، اسلحه سازي و ماهوت بافي و صابون پزي و نخ ريسي نقش بازار را به عنوان يگانه محور اصلي اقتصاد كشور تا حدودي تضعيف كرد.
در دوره قاجار ساختمان خيابان مستقيم در نواحي جديد شهري و بافت قديمي، به تدريج موجب ركود و ايستايي ساختار بيشتر بازار شد و راسته ها و فضاهاي تجاري به صورت پراكنده يا متمركز در كنار خيابان ها گسترش يافت و بازارها غالبا به فضاهايي قديمي و تاريخي تبديل شدند.


نقش و كاركرد اجتماعي بازار
بازار مهم ترين محور و شاهراه ارتباطي در شهرهاي قديمي بود و بيشترين آمد و شد شهروندان در آن صورت مي گرفت. بازار مهم ترين كانال ارتباطي شهر بود كه نه تنها مردم، در آن حضور داشته و كالاها و سرمايه ها در آن جريان مي افتند، بلكه اطلاعات، اخبار و آگهي ها نيز از طريق آن به اطلاع شهروندان مي رسيد و غالبا عده اي جارچي يا منادي خبر را در بازار اصلي شهر جار مي زدند.
همچنين هنگامي كه شخص يا افرادي كه مورد توجه و علاقه مردم بودند به شهري وارد مي شدند، ورود آنها غالبا از سمت دروازه بازار بود. در اين مواقع مردم به استقبال مي رفتند و در بازار تجمع مي كردند و در برخي موارد بازارها را مي آراستند و جشن برپا مي كردند. در هنگام جشن هاي ملي و مذهبي نيز بازارها را چراغاني و براي برپايي جشن آماده مي كردند. چنان كه تا پيش از قرن پنجم هجري هر سال در ايام نوروز به مدت حدود يك ماه بازاري در كنار دروازه جور در اصفهان تشكيل مي شد و در آن مراسم، آيين ها و جشن هاي نوروزي و برخي از انواع بازي ها و سرگرمي ها برپا مي شد.
در بسياري از بازارهاي گيلان و مازندران نيز در روزهاي عيد و برخي مناسبت هاي ملي و ديني، انواع بازي هاي سرگرم كننده و مسابقات ورزشي برپا مي شد.
بازارها همچنين غالبا در هنگام عزاداري و ايام سوگواري به مناسبت هاي مذهبي يا در موارد خاص مانند فوت علماي ديني تعطيل مي شد و مراسم عزاداري غالبا در سراها و تيمچه ها تشكيل مي شد. از دوره صفويه به بعد همواره گروهي از اصناف هر سال در دهه عاشورا، مجالس عزاداري و روضه خاني در سراها و چهارسوهاي بازار تشكيل مي شد.
در بازار به عنوان يك فضاي شهري مهم، فضاهايي براي عرضه انواع غذاهاي ساده و نيز غذاهاي عالي وجود داشت و برخي از مردم براي ميهماني دادن در بعضي از مواقع از اين فضاها استفاده مي كردند.
بازار در ساختار اجتماعي جامعه ايراني گذشته، به عنوان نمادي شهري و اجتماعي نمايانگر همبستگي و يكپارچگي مردم به شمار مي آمد. همچنين اصناف و پيشه وران مهم ترين تشكل اجتماعي، صنفي و سياسي را در گذشته به وجود مي آورند و در برخي دوره ها به هنگام بحران هاي سياسي و اجتماعي به صورت متشكل اقدام مي كردند كه يكي از اقدام هاي آنها تعطيل كردن بازار بود. در دو قرن اخير نيز در بسياري از بحران هاي اجتماعي، بازاريان با بستن دكان هاي خود در بازار مخالفت خود را با برخي از فعاليت ها و تصميم گيري هاي حكومت اعلام مي كردند كه از جمله در جنبش تنباكو، انقلاب مشروطيت، نهضت ملي شدن صنعت نفت اين اقدامات جلوه گر شد.
نقش و كاركرد اجتماعي بازارها به قدري بود كه حتي اروپايياني كه براي مدت كوتاهي به ايران سفر مي كردند، به خوبي متوجه آن مي شدند.
بازارها به عنوان بناهاي اقتصادي غالبا توسط بازرگانان يا اعيان و رجال و حكام و مسئولان شهري ساخته مي شدند.

بازار

براي هر بازار يا عناصر مهم و اصلي آن مانند راسته هاي اصلي يك نام وجود داشت كه بازار به آن نام خوانده مي شد. راسته هاي تخصصي بازارها گاهي اوقات به نام كالايي كه در آنها عرضه مي شد، ناميده مي شدند، مثلا بازار مرغ، بازار اسب. اما در بيشتر موارد بازارها به نام پيشه اصناف آنها ناميده مي شدند، مثلا بازار مسگرها. گاه بعضي از بازارها را به نام مكان يا فضاي معماري مهمي كه در كنار آنها وجود داشت، مي ناميدند، مثلا بازار مسجد جامع، بازار بين الحرمين در تهران، بازار خندق، بازار دروازه.
در مورادي يك راسته بازار يا يك كاروانسرا با توجه به موطن بازرگانان يا پيشه وران شاغل در آن نامگذاري مي شد، مانند كاروانسراي خراسانيان در اصفهان (53) و بازار كرمانيان در نيشابور در دوره غزنويان (54) يا بازار تبريزي ها در يزد. (55) اين نامگذاري به اين دليل بود كه گاه در گذشته پيشه وران شاغل در يك يا چند حرفه مرتبط با هم، براساس موطن خود در يك راسته يا كاروانسرا مستقر مي شدند.
براي راسته اي از بازار يا كاروانسرايي كه كالاهاي گرانبها و ظريف در آن عرضه مي شد، غالبا نام هايي خاص در نظر مي گرفتند. برخي از شهرهاي ايران براي اين منظور از واژه قيصريه استفاده مي كردند.
اندازه برخي از خصوصيات كالبدي بازار نيز ممكن بود موجب نام گذاري آن شود، مانند بازارچه بلند در اصفهان و بازار بزرگ در تهران. زمان تشكيل بازارهاي ادواري نيز در نامگذاري آنها غالبا اهميت داشت و بيشتر آنها به اين ترتيب خوانده مي شدند. مانند جمعه بازار، شنبه بازار، دوشنبه بازار. مكان و فضاي تشكيل بازار موقت در نام گذاري آنها موثر بود.

با الهام از کتابهاي: بازار های ایرانی، فضاهای شهری در بافت های تاریخی ایران و نائین شهر هزاره های تاریخی. نوشته حسین سلطان زاده - گردآوری : پایگاه میراث فرهنگی

  • بازدید: 6374
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title