میهن نما
میهن نما
گفتاورد

دکتر صفر عبدالله

منش ایرانی ، زبان پارسی ، نوروز و مهرگان و سده ، عامل مشترک همه ی ایرانی تبارهای جهان از نیمه ی غربی هند تا مناطق کردنشین سوریه است.به رغم لاتین شدن الفبای ترکیه، نزدیک به ربع واژه های زبان این جمهوری ریشه پارسی دارد و تا قرن نوزدهم زبان پارسی در هندوستان و قلمرو عثمانی رایج و رسمی بود و چند امپراتور عثمانی پارسی گو بودند و به پارسی شعر می گفتند. منش ایرانی که در دنیا شاخص است عبارت است از: آزاده بودن، مستعد فراگیری دانش و پیشرفت، دارای هوش سرشار و توان بیش از حد متعارف در اندیشیدن، سخاوت و دست و دل بازی، شرمگین بودن و نجابت. بنابراین تاجیک یعنی ایرانی .

دکتر صفر عبدالله ، دانشمند بزرگ تاجیکستان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تاریخ و پیشینه ی ایران رفتار شاه سیستان در برابر سپاه عرب
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

در کتاب حماسه ی کویر باستانی پاریزی آمده است :

در سیستان وضع برای عرب مساعد شد چنانکه :

شاه سیستان (که نامش گویا پرویز بوده است ) ، ایران بن رستم ابن آزاد خو بن بختیار و موبد موبدان را و بزرگان را پیش خواند ، و گفت : این کاری نیست که به روزی و سالی و به هزار بخواهد گذشت . و اندر کتابها پیداست ، و این دین و این روزگار تا زمان سالیان باشد ، و به کشتن و حرب ، این کار راست نیاید ، و کسی قضاء آسمانی نشاید گردانید ، تدبیر آن است که صلح کنیم . همه گفتند که صواب آید . پس رسول فرستاد که ما به حرب کردن عاجز نیستیم ، چه این ، شهر مردان و پهلوانان است ، اما با خدای تعالی حرب نتوان کرد . و شما سپاه خدایید . و ما را اندر کتابها درست است بیرون آمدن شما و آل محمد علیهم السلام . و این دولت دیر بباشد ، صواب صلح باشد تا این کشتن از هر دو گروه برخیزد . رسول پیغام بداد . ربیع ( بن زیاد حارثی، فرمانده ی سپاه عرب ) گفت از خرد چنین واجب کند که دهقان گوید ! و ما صلح ، دوست تر از حرب داریم ... و قرار داد برو که هر سال از سیستان هزار هزار درم بدهم خلیفه را ، و امسال هزار وصیف(غلام بچه ای که هنوز ریش در نیاورده) بخرم، و به دست هر یک جام زرین ، و بفرستم هدیه ، و عهدها بر این جمله بکردند ، و خط ها بدادند ...

باستانی این رفتارها را برای نگاه داشتن جاه و مقام می داند و اشاره می کند که اینگونه حاکمان برای از دست ندادن موقعیت خود، با دشمنان کنار می آمدند و کاری به منافع ملی و دفاع از کشور نداشته اند.

باستانی سپس ایراد می گیرد که کار شاه سیستان گونه ای از خیانت بوده است و او می بایست به جنگ تازیان می رفت . اما اگر از نگاهی دیگر بنگریم می بینیم که شاه سیستان در حالی که حکومت مرکزی از هم پاشیده و توان یاری گرفتن از این سو و آنسو برایش نمانده، چاره ای جز اینکار نداشته است و او با این کار از کشت و کشتار و خونریزی پیشگیری کرده است ، در حالی که اگر ایستادگی هم می کرد پس از چندی بی گمان شکست می خورد . او با این کار از درون شدن سپاه عرب به درون شهر پیشگیری کرد و با فرستادن پیشکش ها دست کم در آن هنگامه مانع از ویرانی شهر شد .

  • بازدید: 1456
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

گنه كرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

گناه کسی را بر گردن دیگری انداختن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title