میهن نما
میهن نما
گفتاورد

لوريس چکناواريان

من هيچ گاه خودم را از اقليت‌ها نمي‌دانم، هر کس تعريف ايران را بداند بايد قبول کند که هيچ کس اقليت نيست. نسل ما از کوروش بزرگ است و ايران هم اسم يک ملت نيست اسم يک سرزمين است. در تاريخ گاهي جنگ مي‌شود و سرحدات مرزها تغيير مي‌کند اما قرار نيست هويت ما از بين برود، ايران هميشه کشور من بوده است.

لوريس چکناواريان

کاربردی
پیشنهاد ویژه

هنگامی که زرتشت، پادشاه ایران را به آیین خودش درمی­ آورد، سروی در شهر کاشمر می­کارد. روایت است که او آن را با دست خود از بهشت آورده و در کاشمر کاشته بود:

یکی شاخ سرو آورید از بهشت

بدروازه ی شهر کشمر بِکِشت

زرتشت بر بدنه ی این سرو آزاد می نویسد که گشتاسب پادشاه ایرانی آیین او را پذیرفته و زرتشتی شده است. از این روی این سرو برای مردم ایران بسیار با اهمیت بوده است و حتا آن را مقدس می دانسته اند.نکته ی جالب این که این سرو، قرن­ها بر پای می ماند و آن چنان بزرگ و تنومند می شود که به گفته ی فردوسی حتا یک کمند بلند (کمند، طناب بلندی است که پهلوانان قلعه ­گیر بردیوارها، برج ها و کنگره ها می انداخته و از آنها بالا می رفته اند)، هم نمی توانست یک دایره دور این سرو آزاد و بزرگ و کهن به وجود بیاورد یعنی دو سر این طناب به همدیگر نمی رسیدند:

یکی سرو آزاد بود از بهشت

به پیش دَرِ آذر آن را بِکِشت

(آن سرو را جلوی در یک آتشکده کاشت)

 

چو چندی بر آمد بر این سالیان

مر آن سرو استبر گشتن میان

چنان گشت آزاد سرو بلند

که بر گرد او برنگشتی کمند.

درخت سرو

نوشتی بر زاد سروِ سهی

که پذرفت گشتاسب دین بهی

این سرو کاشمر هم چون سند و گواهی بود بر این که پادشاه ایران زمین، پادشاه بزرگ کیانی گشتاسب، آیین زرتشتی را پذیرفته است.

این سرو هیچگاه از سوی ایرانیان آسیبی ندید و همواره مقدس شمرده می شد تا آتکه در دوران حکومت عباسیان ، متوکل خلیفه ی عباسی تصمیم بر بُریدن آن گرفت تا تنه ی آن را بر روی سقف تالاری بزرگ که در بغداد بنا کرده بود، بیندازد. زرتشتیان حاضر شدند مبالغ گزاف زر به خلیفه بدهند مگر از بریدن این درخت در گذرد. اما او از آهنگ خود باز نیامد. گفتند ما از گذشتگان خود شنیده ایم که این سرو مقدس است و آن را زرتشت به دست خود کِشته و بریدن آن شوم است و موجب زیان و مضَرت کسی می شود که بر بریدن آن فرمان داده است. متوکل بدین سخنان التفات نکرد. درخت را بریدند و چون آن درخت تناور سرنگون بر زمین افتاد، هزاران آشیانه ی مرغان که بر او بود، در هم شکست و سایبان بزرگی که در آن بیابان پناه هزاران گوسفند و آدمی بود از میان رفت و مدتی دراز صرف شکستن شاخه­ها و برآوردن تنه ی آن شد. تنه ی درخت را بر روی گاوان بسیار و با رنجی هر چه تمام تر به سوی بغداد بردند. اما وقتی درخت وارد بغداد می شود، متوکل مرده بود. این چنین گفته شده بود که اگر کسی دستور به بریدن سرو دهد و یا ریشه آنرا ببیند(آنرا قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نیز بدست غلامانش کشته شد.

بن مایه :  (آفرین فردوسی. رویه ‍ی ۲۰۱) – روانشاد محمدجعفر محجوب

  • بازدید: 3425
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست گذشته ی ایران قطع درخت مقدس ایرانیان بدست خلیفه ی عباسی
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

خدا را بنده نیست

سرکشی و نافرمانی می کند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • کتاب تازه ی محمدرسولی به نام بوفی کور پخش گردید
    درود . این کتاب(بوفی کور) کتاب خیلی خاص و ویژه ای است. برای دانستن درست این کتاب نیاز به آگاهی از تاریخ کهن ایران و نیز آشنایی به شاهنامه است.در عین حال کتاب به صورت داستانی و عاشقانه است. پیام این کتاب نزدیک به پیام کتاب بوف کور صادق هدایت است. نمایش / پاسخ
    فرستنده : ناصر اسلامی


Your SEO optimized title