میهن نما
میهن نما
گفتاورد

حافظ شیرازی

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است : با دوستان مروت با دشمنان مدارا

حافظ شیرازی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تاریخ و پیشینه ی ایران وضعيت نظامی،اجتماعي،سياسي و فرهنگي در دوران صفويان
میانگین امتیار کاربران: / 39
بسیار بدبسیار خوب 

صفویان دودمانی ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغان‌ها شکست خورد.
دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که با گذشت نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان ؛ یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی نماید. بعد از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شدند ، لیکن هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و میان مردم ایران یکپارچگی پدید آورند.این دوره یکی از سه مرحله دوران طلایی اسلام و دوره اوج تمدن اسلامی است.
صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران قرار دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرده و از ثبات و یکپارچگی برخوردار گردیده و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد. در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی ، (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) ، جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.
ايران عهد صفوي، مسافران بسياري را به خود ديده است. برخي از آنان نمايندگان سياسي بودند که براي عقد قرارداد نظامي يا بازرگاني به ايران سفر مي کردند يا بازرگاناني بودند که در جستجوي بازار تازه اي براي فروش اجناس خود به اين سرزمين مي آمدند. يا اعضاي هيئت هاي مذهبي بودند که عدم تعصب مذهبي و ميهمان نوازي ايرانيان آنان را به اين نقاط کشانده بود. بعضي نيز مسافراني بودند که فقط براي لذت مسافرت به ايران مي آمدند. سلسله صفوي پس از حدود 850 سال(از فروپاشي ساسانيان تا برآمدن صفويه) دولتي متمرکز، نيرومند، باشکوه، فرهنگ گستر و هنرپرور به وجود آورد که از ثمرات آن وحدت ملي و سياسي و روابط گسترده با دولت هاي خارجي بود. در زمان شاه عباس، بار ديگر ستاره بخت و اقبال ايران درخشيد و اقتصاد ايران يک بار ديگر شاهد دوره اي پر رونق و درخشان شد. در اين زمان ايران و به ويژه اصفهان مرکز آمد و رفت دول اروپايي و آسيايي گرديد. به گونه اي که بيش از پنجاه سفارت خانه در اصفهان تاسيس شد. تحت لواي امنيت سياسي و نظامي اين دوران، کاروانسراها در شهرها و جاده ها بناشد، مراکز حمل و نقل کالا رونق گرفت، کارگاه هاي صنعتي افزايش يافت و هنرمندان ارج و قرب يافتند و هنرشان را عرضه کردند. وقتي به اعمال شاه عباس نظري اجمالي مي افکنيم، در کنار انديشه رفاه براي مردم، تفکر ارتباط با ديگر اديان، مردمان و سرزمين ها را نيز در دوران او در مي يابيم. کارهاي او باعث شد که مردمان سرزمين هاي ديگر به ايران بيايند و تجارت کنند و نهايتا ايران را معرفي کنند، تا جايي که اگر گفته هاي دقيق مسافران متعدد اروپايي نبود، مطالعه تاريخ سياسي و اقتصادي ايران در زمان صفويه غيرممکن مي شد. آزادي مذهبي ايران نيز در زمان شاه عباس وجود داشت. مسيحيان از آزادي کامل(در به جا آوردن آيين خود) برخوردار بودند. شاه عباس هنگامي که پيروزمندانه وارد ايروان و گرجستان شد، جمعيت ارامنه مستقر بر نوار مرزي را با خود به اصفهان آورد و در محله اي در جنوب زاينده رود اسکان داد و براي ساخت کليساها همت گماشت. وي به اين ترتيب گام به گام به اروپاييان مسيحي نزديک شد و با آنان برعليه عثماني ها متحد شد. ارامنه که داراي تجارب طولاني و موفق در امر تجارت بين المللي به ويژه با اروپاييان بودند و به دليل هم مسلکي با اروپاييان و حمايت هاي دولتي در فاصله اندکي توانستند به ثروت هنگفتي برسند، که نتيجه اش به سود ايران تمام مي شد. شاردن اشاره مي کند که فقط در جلفاي اصفهان او توانسته تعداد 140 خانه مسکوني بيابد که از نظر زيبايي، شکوه و جلال با کاخ هاي سلطنتي برابري مي کردند. اگر به قبرستان ارامنه و کليساهايي که در اصفهان قرار دارند، نظري بيفکنيم، مقبره هايي متعلق به اتباعي از کشورهاي فرانسه، انگلستان، آلمان، لهستان، هلند، قزاقستان، استراليا و آمريکا را پيدا مي کنيم که تاييدي بر پذيرش و انتخاب ايران به عنوان مامني براي خارجيان است. اصفهان نهايتا شهري بود که زرتشتيان، مسيحيان، يهوديان و مسلمانان در آن با هم زيستي کامل مي زيستند. از طرفي ديگر، دربار شاه عباس مهد پرورش هنرمندان، ادبا و دانشمندان گشت و هنرهايي همچون خوشنويسي، نقاشي، کاشيکاري، فرشبافي و معماري دوباره رونق گرفتند. در زمان او باغ شهرها و باغ ها و پل ها و راه ها ساخته شد. بازارها و راه هاي تجاري اهميت بيشتري يافتند و همه اين ها به ثروتمند شدن کشور کمک مي کرد.در يک کلام تصميماتي که شاه عباس درباره اداره سرزمينش مي گرفت، بازتاب خوبي در جهان بيرون داشت و ايران را يک کشور با ثبات معرفي مي کرد. اثرات تفکرات و تصميمات وي همچنان نيز گردشگران اروپايي را به ايران مي کشاند. «شاردن» از کساني است که در دوره صفويه به ايران مسافرت کرده بود. او در شرح مسافرتش حتي آثار باستاني ايران و ابنيه تاريخي را ذکر کرده است و اطلاعاتي که او راجع به ايران به دست داده، به مدت دو قرن به عنوان تنها منبع مطالعاتي در اين زمينه تلقي مي شد. به نظر يکي از مستشرقين: «کتاب وي، بهترين کتابي است که ما را با ملت ايران آشنا مي سازد.» به گزارش ميراث خبر، سياست خارجي شاه عباس، روابط ايران و اروپا را در زماني که بلاي عثماني گريبان ايران را گرفته بود، بهبود بخشيد. به يک نمونه توجه کنيد:"سر آنتوني شرلي که براي ايجاد اتحاد ميان ايران و اروپا به ايران سفر کرده بود، هنگامي که به عنوان سفيرکبير شاه ايران به اروپا بر مي گشت نامه اي در دست داشت که در آن از طرف شاه عباس چنين نوشته شده بود: «شما سلاطين، که به مسيح عقيده داريد، بدانيد که اين شخص بين من و شما ايجاد دوستي نموده است...» اگر از بعد گردشگري به اقدامات شاه عباس نظري بيفکنيم به موارد بسياري مي توان اشاره کرد که بعضي از آن ها در ادبيات امروز گردشگري با عنوان زيرساخت ها مطرح مي شوند. غيراز مواردي که در بالا به آن ها اشاره شد، مي توان ساخت تاسيسات رفاهي بين راهي، اتصال شهرها با ايجاد شاه راه ها، تساهل ديني و ساخت کليساها و در پس آن به نوعي دعوت از سرمايه گذاران ديگر کشورها، ايجاد امنيت در کشور و در مرزها، زيباسازي شهرها(به ويژه پايتخت و شهرهاي مهم و مقدس) و بنا کردن بناهاي باشکوه را نام برد. جالب اين است که برخي از کاروانسراهاي شاه عباسي هم اکنون نيز به عنوان هتل مورد استفاده قرار مي گيرند که نمونه بسيار معروف آن همان هتل شاه عباسي معروف اصفهان و کاروانسراي مورچه خورت است. بعضي از کاروانسراهاي دوران شاه عباس; جايگاه رصد آسمان شب براي علاقمندان است. رصد آسمان در دل کوير ايران در صورت تبليغات مناسب يکي از انواع گردشگري درآمدزا براي کشورمان خواهد بود. شاه عباس با شرکت در اعياد ملي به احيا و رونق آن ها کمک کرد. به طور مثال وي; مراسم آب پاشان را دوباره مرسوم کرد که هم اکنون هم کمابيش رايج است. شرکت در مراسم و رويدادهاي ملي و مذهبي، يکي از علاقمندي هاي گردشگران دنياست که با توجه به گوناگوني اين آيين ها و مراسم در ايران، ظرفيت ها قابل بررسي هستند. شاه عباس در ميدان نقش جهان بازي ها و ورزش هاي ملي همچون چوگان را برقرار ساخت که امروزه مي توان به عنوان ميراث معنوي از آن ها ياد کرد و حتي با مديريت کارآمد مي توان نوعي از گردشگري ورزشي را بر مبناي آن گسترش داد. وي همچنين مسابقات قايق راني را در زاينده رود و در کنار پل هاي تاريخي رونق بخشيد. نصف جهاني که شاه عباس باني اش بود، بعدها شهري شد که آندره مالرو درباره اش مي گويد: «چه کسي مي تواند ادعا کند که زيباترين شهر دنيا را ديده، درحالي که اصفهان را نديده باشد.» يا اينکه «جان تيلور»، رمان نويس و شاعر قرن بيست و يکم مي نويسد: «هرگاه که در ميانه ميدان نقش جهان مي ايستم، اين حس ناخودآگاه بر من غلبه مي کند که بر فراز بام کل هستي پاي نهاده ام.» همه اين تعريف ها و تمجيد ها از کساني که دنيا نامشان را مي شناسد و به خاطر دارد، اصفهان و ايران روزگار دوران شاه عباس را به نوعي نوستالژي شيرين تبديل کرده که هر گردشگري آرزوي ديدنش را داشته باشد. هرچند شاه عباس با نگاه گردشگري سياست هايش را تبيين نمي کرد ولي با نگاه امروزي مي توانيم او را در زمره قهرمانان رونق گردشگري در همان سال ها و سال هاي بعد بدانيم. «پ.ژ.مناشه» مي نويسد: «يک انگليسي عهد سلطنت اليزابت، يک فرانسوي آشنا به دربار ورساي و يک رومي خود را در دربار شاه عباس بزرگ غريب احساس نمي کردند.»
نیروهای نظامی ایران در عهد صفوی
نیروهای سپاه ایران در آغاز به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل یکم تا زمان پادشاهی شاه عباس یکم، درست‌شده از ایل‌های قزلباش بود. قزلباشان به گونهٔ سواره می‌جنگیدند و سواران آنها را قورچی می‌نامیدند. قورچی‌ها مسلح به شمشیرهای هلالی شکل (مناسب برای نبرد سواره)، کمان و تفنگ بودند. از زمان شاه عباس یکم به بعد نیروهای پیاده مسلح به تفنگ از مردم تاجیک (غیر قزلباش) و نیز سپاه غلامان خاصه (درست‌شده از گرجی‌ها، چرکس‌ها و ارمنی‌ها) ساخته شد. توپخانه نیز معمولاً در دوره‌گیری (محاصره) شهرها از زمان شاه تهماسب یکم به کار گرفته می‌شد اما به شوند (دلیل) گونهٔ تاکتیک‌های جنگی ایرانیان که بر اساس تحرک زیاد در میدان جنگ بود، در جنگ‌های مستقیم نقش زیادی نداشت. بالاترین مقام نظامی از زمان شاه عباس یکم به بعد سپهسالار ایران بود. این سمت در ابتدا دایمی بود ولی از زمان شاه صفی در زمان جنگ تعیین می‌شد. مقام‌های اصلی سپاه ایران در زمان شاه سلیمان (گفته از سفرنامه کمپفر) به شرح زیرند:
قورچی باشی: فرمانده قورچیان (سواران قزلباش) و بالاترین مقام پس از سپهسالار. قورچی‌ها در زمان شاه سلیمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده می‌شوند و سالانه ۱۰ تا ۱۲ تومان مزد می‌گرفتند.[۸۱]
قوللر آقاسی: فرمانده سپاه غلامان. سپاه غلامان از گرجیان، چرکس‌ها، ارمنیان و دیگر غیر ایرانیان ساخته می‌شد که به گونهٔ سواره می‌جنگیدند. شمار آنها حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر تخمین زده می‌شد و سالانه کمی کمتر از ۱۰ تومان مزد می‌گرفتند.
تفنگچی‌لر آقاسی: فرمانده سپاه تفنگچیان پیاده بود. این تفنگچیان تاجیک (ایرانی غیرترک) بودند و پیاده می‌جنگیدند. به این گونه از اسب تنها برای نقل و انتقال پیش از درگیری استفاده می‌کردند اما در هنگام جنگ و در نزدیکی دشمن از اسب پیاده شده و می‌جنگیدند. سلاح آنها نیز تفنگ و شمشیر بوده‌است. شمار آنها نزدیک به ۵۰ هزار تخمین زده می‌شود. مزد سالانه تفنگچی‌ها کمی کمتر از غلامان بود. تفنگچیان مازندرانی از دیگر تفتگچیان نام‌دارتر بوده‌اند.
توپچی باشی: فرمانده توپخانه ایران که در میان مقام‌های گفته شده پایین‌ترین اهمیت را داشت.
به جز نیروهای نظامی گفته شده گروهی ساخته از ۲۰۰۰ سرباز مجهز پیاده نام‌ور به جزایری وجود داشتند که مزد آنها را شاه پرداخت می‌کرد و کار نگهبانی از دربار را به دوش داشتند. آنها زیر فرماندهی ایشیک آقاسی باشی بودند.
یگان‌های درونی در سپاه را افسرانی دارای عنوان‌های زیر اداره می‌نمودند. این عنوان‌ها همگی از واژه‌های ترکی درست شده‌اند:
مین باشی (فرمانده ۱۰۰۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۷۰ تومان
یوز باشی (فرمانده ۱۰۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۳۰ تومان
اون باشی (فرمانده ۱۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۱۵ تومان
(البته همان‌گونه که امروزه نیز رایج است گاه تعداد سربازان زیر فرماندهی این صاحب‌منصبان کمتر یا بیشتر از میزان نامی آن بود) مزد سربازان به صورت حواله پرداخت می‌شد. این حواله‌ها برای والیان بخش‌های گوناگون کشور صادر می‌شد و سربازان معمولاً به دلیل عدم امکان سفر به آن بخش‌ها آنها را به دلالان می‌فروختند. تامین خوراک در هنگام جنگ‌ها به دوش خود سربازان بود، به همین شوند (دلیل) در هنگام جنگ‌ها پیشه‌وران در پی سپاه روان می‌شدند و کالاهای مورد نیاز را به آنها می‌فروختند.

  • بازدید: 7318
 

دیدگاه ها 

 
+10 #1 سوران 02 آذر 1394 ساعت 23:12
لطفا متن ها را تقسیم بندی کنید ایطور خوبتر است. ممنون
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #2 آیت 22 آذر 1394 ساعت 22:43
خیلی خوبه فقط اگه جمع بندیش کنید ممنون میشم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #3 ali 15 آذر 1395 ساعت 21:56
خیلی خوبه.فقط ای کاش تقسیم بندی بشه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آنجا رفت که عرب نی انداخت

اشاره به بازنگشتن و از دست رفتن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    اینا ایران ساختن ولی حالاچی سیستان بزرگ به فراموشی رفته ما بعداز مرگ مون چه طوری جلوی جدمون سرمون بالا بگیریم نمایش / پاسخ
    فرستنده : سیستان
تبلیغات


Your SEO optimized title