میهن نما
میهن نما
گفتاورد

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو را بپوشاند، تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد

پورسینا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تاریخ و پیشینه ی ایران بهرام گور پادشاهی بخشنده
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

دوران پادشاهی بهرام گور ساسانی همراه است با یک دوره ی بسیار آرام و شاد برای ایرانیان . درست است که بهرام گور پادشاهی خوش گذران بوده است اما بنا بر نشانه های تاریخی, او پادشاهی مهربان و بخشنده بود و به گفته ی خودش دل به سرای سپنجی نبسته بوده است . ایرانیان هر پادشاهی که بیشتر در اندیشه ی رسیدگی به مردمان بود و بخشنده بود دوست می داشتند و داستان های زندگی او را به خاطر می سپرده و سینه به سینه برای فرزندان خود نقل می کردند از همین روی از دوران پادشاهی بهرام گور داستان های فراوانی برای ما به یادگار مانده است . فردوسی در شاهنامه داستان کامل زندگی بهرام را با نقل دلاوری ها و شکارهای او آورده است و نظامی نیز هفت پیکر را در وصف دلاوری های بهرام بیادگار گذاشته است . در بسیاری از نوشتار های تاریخی دیگر نیز زندگی نامه ی بهرام گور مفصل بیان شده است. با نگاهی به نخستین سخنان بهرام گور بهنگام پادشاهی و همچنین وعده هایی که او پیش از پادشاهی به بزرگان کشور داد و با تطبیق سخنان وی  با رفتار و کردارش در زمان فرمانروایی به این برآیند می رسیم که به ایرانیان وعده های دروغین نداد و بر گفتار و وعده های خود استوار ماند. چنانکه تا سالیان سال نام نیک او در میان ایرانیان زبانزد بود و ایرانیان از او به نیکی یاد می کردند. آنچنانکه 200 سال پس از مرگ بهرام, رستم فرخزاد سپهدار ایران در نامه ی خود از زمان بهرام با عنوان دوران شادی ایرانیان یاد می کند :

چنان فاش گـــــــردد غم و رنج و شور           کـــــه شادی، بهنگام بهرام گــور

در زیر بخش هایی از وعده های بهرام گور به ایرانیان آورده شده است :

که بخشش بیفزایم از گفت‌وگوی                     بکاهم ز بیدادی و جست و جوی

کسی را کجا پادشاهی سزاست                    زمین را بدیشان ببخشیم راست

جهان را بدارم به رای و به داد                         چو ایمنی کنم باشم از داد شاد

کسی را که درویش باشد به نیز                     ز گنج نهاده ببخشیم چیز

گنه کرده را پند پیش آوریم                             چو دیگر کند بند پیش آوریم

سپه را به هنگام روزی دهیم                         خردمند را دلفروزی دهیم

همان راست داریم دل با زبان                         ز کژی و تاری بپیچم روان

کسی کو بمیرد نباشدش خویش                    وزو چیز ماند ز اندازه بیش

به درویش بخشم نیارم به گنج                       نبندم دل اندر سرای سپنج

همه رای با کاردانان زنیم                              به تدبیر پشت هوا بشکنیم

ز دستور پرسیم یکسر سخن                        چو کاری نو افگند خواهم ز بن

کسی کو همی داد خواهد ز من                    نجویم پراگندن انجمن

دهم داد آنکس که او داد خواست                   به چیزی نرانم سخن جز به راست

مکافات سازم بدان را به بد                           چنان کز ره شهریاران سزد

برین پاک یزدان گوای منست                        خرد بر زبان رهنمای منست

همان موبد و موبد موبدان                            پسندیده و کاردیده ردان

برین کار یک سال گر بگذرد                          نپیچم ز گفتار جان و خرد

ز میراث بیزارم و تاج و تخت                          ازان پس نشینم بر شوربخت

  • بازدید: 1450
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

زندگی همچون آب های خروشان جوی ، شتابان می گذرد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title