میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عزیزاله جوینی

شاهنامه تنها کتابی است که در آن هیچ اختلافی دربارة مذاهب و ادیان نیست؛ فردوسی هرگز به دین کسی اهانت نکرده و آن را خوار نشمرده است .شاهنامه کتابی است که در حقیقت سند ایران و هم تاریخ این کشور است. این کتاب را باید خواند و یاد گرفت و جزء وظایف ملّی خود دانست و در حوزه ها و دانشگاه ها به آن کتاب جایگاهی ویژه داد،

روانشاد عزیزاله جوینی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

محمدرضا تبريزي شيرازي

ايران در زمان حکومت پادشاهان قاجار ارتش منظم و پيشرفته‌اي نداشت. براي خدمت سربازي قوانين و ضوابطي تدوين نشده بود. هرج و مرج و تشتّت و از هم‌گسيختگي چنان در درون ارتش ايران آشکار بود که حتّي براي خدمت در ارتش سن به خصوصي در نظر گرفته نمي‌شد. به همين دليل در ارتش ايران از پيرمرد تا جوان کم سن و سال مشاهده مي‌شد و حقوق آنها ماهها پرداخت نمي‌گرديد. بدين لحاظ ناصرالدّين شاه به يک چنين ارتش پوشالي و نظاميان تيره‌بختي اصولا اعتقادي نداشت. هنگامي که به روسيه سفر کرد، در سن‌پترزبورگ رژه قزاقان روسي را که با نظم و انتظام و انضباط خاصي از مقابل او و تزار روس حرکت مي‌کردند، او را شادمان ساخت. سياستمداران روسي چون رضامندي خاطر شاه را از سان و رژه دريافتند، وي را وادار و تشويق نمودند که به تشکيل بريگاد قزاق موافقت کند. شاه پذيرفت و بريگاد قزاق در سال 1879 ميلادي تأسيس شد. بريگاد در لغت فرانسه به معناي چندين واحد نظامي از يک صنف است که تحت فرماندهي يک سرتيپ يا ژنرال اداره مي‌شود. اين بريگاد در قرن گذشته نقش مهمّي در تاريخ حيات سياسي و نظامي ايران داشته و ستون اصلي حفظ منافع روسيه در ايران بوده است. فرماندهان و معلمان نظامي بريگاد قزاق از پترزبورگ اعزام مي‌شدند. نخستين هيأت نظامي روسيه براي رسيدگي به امور بريگاد قزاق با فرماندهي سرهنگ دوّم آدومانتويج بود که چند افسر در هيأت او بودند. در سال 1882 کاساکوفسکي جاي دومانتويج را گرفت.

روزنامه حبل‌المتين در يازدهم مارس متن قرارداد منعقده بين ميرزا سعيدخان وزير خارجه ايران و وزير خارجه روسيه را در مورد بريگاد قزاق منتشر کرد. در سال 1880 بريگاد قزاق مشتمل بر دو هنگ بود و دولت روسيه يک باتري توپخانه به بريگاد هديه نمود. بودجه بريگاد قزاق از گمرکات شمال ايران تأمين مي‌شد. نظامنامه‌اي نيز براي بريگاد قزاق تدوين گرديد که براساس آن بريگاد اداره مي‌شد.

فرمانده بريگاد در ايران، تابع شخص شاه بود و از او دستور مي‌گرفت و در مقابل وزير جنگ و صدراعظم هيچ‌گونه مسئوليّتي نداشت. در مسائل سياسي، فرمانده بريگاد صرفآ با سفير روس مشورت مي‌کرد. در بحبوحه انقلاب مشروطيّت فرماندهي بريگاد با سرهنگ و. پ لياخوف بود که مستقيمآ از ارتش روسيه به تهران اعزام شده بود. بريگاد ايران از دو هنگ سوار تشکيل مي‌شد. علاوه بر سواره نظام، يک گردان پياده، متشکل از چهار گروهان و دو باتري توپخانه سوار (هر يک مرکب از چهار توپ) و در مجموع 1500 نفر بود. افسران زير تحت نظر سرهنگ لياخوف انجام وظيفه مي‌کردند:

1. سروان پربنيوسف فرمانده پياده، معلّم پياده‌نظام.

2. ستوان آ. گ. بلازنوف فرمانده سواره نظام، معلّم سواره‌نظام.

3. سروان اوشاکف فرمانده توپخانه، معلّم توپخانه.

به علاوه يک پزشک نظامي به نام دکتر ويچشکو و يک دامپزشک در بريگاد قزاق ايران خدمت مي‌کردند. در مجموع در اين يگان 28 افسر و 63 استوار روس به انجام وظايف محوّله اشتغال داشتند.

حقوق افسران، استواران و اعضاي بريگاد قزاق به مراتب بيش از نظاميان ايراني بود و به همين مناسبت از زندگي مرفهي برخوردار بودند. نقشه بمباران مجلس و برچيدن مشروطيّت و اعدام آزادي‌خواهان ايراني توسط سرهنگ لياخوف فرمانده بريگاد قزاق، گارتويک سفير روسيه و با تصويب دايره عمليات نظامي روسيه در قفقاز تهيه شد و پس از تأييد و تصويب آن توّسط نيکلاي دوّم امپراتور روسيه به مرحله اجرا درآمد.

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

  • بازدید: 1929
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست گذشته ی ایران چگونگي شکل‌گيري بريگاد قزاق در ايران
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

زبان سرخ سر سبز دهد بر باد

سخنان نسنجیده و گفتارهای زیانبار، مایه ی دردسر و گرفتاری است

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سندی تاریخی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    حمله اسكندر، اعراب، مغول ها و تيمور دروغ هستند آگاه باشيد مردم عزيز ابن ها دروغ هايى هستند كه دشمنان تاريخ ايران گفته اند. اسكندر كه ايرانى بود نه يونانى اعراب هم اصلا براى حمله به ايران قدرتى نداشتند و حتى زمانى كه لورنس عرب به عربستان رفت شاهد جنگ هاى وحشتناك بين قبايل بود چنين قومى چگونه ميتوانند ايران را تصرف كنند؟ اگر اسب هاى مغولستان را ببينيد همين كافى است كه به دروغ بودن حمله چنگيز پى ببري... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمدحسين
تبلیغات


Your SEO optimized title