میهن نما
میهن نما
گفتاورد

خسرو معتضد

تاریخ ایران ما متمدانه تر، انسان دوستانه تر و با تفاهم تر از دیگر کشورهای جهان است. ملی گرایی و وطن پرستی هنر است.چطور می شود وطن را دوست نداشت. وقتی اسم ایران می آید بغض گلویم را می گیرد. وقتی شرح بدبختی ایران را می گویم اشک در چشمانم حلقه می زند.

خسرو معتضد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تاریخ و پیشینه ی ایران نابودی شاهنشاهی قاجار
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

روز نهم آبان ۱۳۰۴ با تصویب ماده واحده ای در مجلس شورای ملی، انقراض سلسله قاجار در ایران رسماً اعلام شد. این رویدادتاریخی نتیجه عزم رضاخان پهلوی برای كسب قدرت مطلق در كشور بود. تا پیش از این، رضاخان با مسئولیت هایی چون فرمانده دیویزیون قزاق، سردار سپه و نخست وزیر از بیشترین اختیارات در كشور برخوردار بود ولی قبضه كامل قدرت نیازمند كنار نهادن احمد شاه و سلطنت او بود.

از اهدافی كه رضاخان در طرح موضوع «جمهوری» دنبال می كرد نیز دستیابی به همین هدف بود. رضاخان با اعلام این موضوع در حقیقت به دنبال برچیدن بساط سلطنت قاجار و به قدرت رسیدن بود، به ویژه كه حكومت لائیك آتاترك نیز كه صمیمی ترین دوست وی در خارج از كشور و خط دهنده رضاخان در مبارزه با مبانی اعتقادی مردم بود الگوی حكومتت او شده بود.

براساس محاسبات رضاخان حذف سلطنت احمد شاه قاجار مهمترین عامل در فراهم آوردن زمینه قدرت مطلق مورد نظر بود.

رضاخان پهلوی به محض آن كه در سوم آبان ۱۳۰۲ به مقام نخست وزیری رسید، احمد شاه را ناچار كرد مجدداً رهسپار اروپا شود. ۱ برادر احمدشاه به عنوان نایب السلطنه در تهران ماند و رضاخان او را نیز وادار كرد در امور دولت دخالت نكند. در چنین شرایطی قاجارها هیچگونه قدرتی در اختیار نداشتند و تمام قدرت حكومت در دست رضاخان بود

رضاخان در غیاب احمد شاه روز به روز موقعیت خود را تحكیم می كرد و در عین حال می كوشید تا با تبلیغاتی گسترده علیه احمد شاه او را نسبت به سرنوشت مملكت لاقید و بی اعتنا نشان دهد. عوامل رضاخان در شهرهای مختلف چنین تبلیغ می كردند كه شاه علاقه ای به ایران ندارد و به دنبال عیاشی در فرنگ است. احمد شاه پس از تثبیت موقعیت رضاخان در ایران و به خصوص پس از رأی اعتمادی كه با نیرنگ، توطئه و فشار در ۲۲ فروردین ۱۳۰۳ از مجلس گرفته شد، برای بازگشت به ایران در حالتی تردید آمیز به سر می برد. اما پس از مدتی مطالعه تصمیم به بازگشت به ایران و حفظ سلطنت گرفت. انگلیسی ها وقتی كه از تصمیم شاه برای عزیمت به ایران مطلع شدند، نزد او رفتند و ضمن مبالغه در اوضاع آشفته ایران صلاح او را در این دانستند كه تا مدتی از رفتن به ایران چشم بپوشد تا رضاخان بتواند امنیت لازم را در كشور فراهم آورد. انگلیسی ها قیام شیخ خزعل را نمونه ای از عدم امنیت برشمردند و احمد شاه كه از واقعیات پشت پرده تا حدود زیادی بی خبر بود، به راستی باور كرد كه در گوشه و كنار كشور شورش هایی وجود دارد كه حتی در صورت ورود وی به ایران ممكن است جان او به خطر بیفتد. هر چه مدت توقف شاه در اروپا بیشتر می شد، تبلیغات طرفداران رضاخان هم مبنی بر این كه شاه علاقه ای به سرنوشت ایران ندارد، بیشتر می شد و مردم نیز جوسازی ها را باور می كردند.

در اواخر ۱۳۰۳ هنگامی كه شیخ خزعل علیه رضاخان در خوزستان قیام كرد، احمد شاه نیز به حمایت از او برخاست. رضاخان نیروی بزرگی برای سركوب خزعل اعزام كرد. مجلس، خزعل و هوادارانش را خائن خواند. سپس با میانجی گری انگلیسی ها كه درباره نفت و گسترش فعالیت شركت نفت انگلیسی ـ ایرانی با رضاخان به توافق رسیده بودند، خزعل به رضاخان تسلیم و به تهران فرستاده شد. خوزستان نیز به وسیله ارتش رضاخان تصرف شد.

پس از سركوب قیام خزعل و در زمستان ۱۳۰۳ رضاخان با شورش كردها به سركردگی اسماعیل سمیتقو مواجه شد. این قیام كه از غرب دریاچه ارومیه آغاز شده بود نیز توسط رضاخان سركوب شد. به دنبال این رویداد ایلات تركمن خراسان نیز كه علیه رضاخان بپا خاسته بودند سركوب و یا تسلیم شدند.

پس از این حوادث، رضاخان در ادامه تبلیغات علیه سلطنت احمد شاه چنین وانمود كرد كه در پس همه این شورشها، قاجارها قرار گرفته اند. در بهمن ۱۳۰۳ این جوسازیها به مجلس شورای ملی منتقل شد و رضاخان تأكید كرد كه ادامه همكاری بین او و دودمان قاجار غیر ممكن است. مجلس تحت فشار رضاخان در ۲۶ بهمن همان سال فرماندهی كل قوا را به رضاخان سپرد و به قدرت روز افزون وی در كشور صحه گذاشت. از سوی دیگر رضاخان به منظور فریب افكار عمومی و آرامش اوضاع، به موازات این تحولات، ظاهری ترقی خواه به خود گرفت. او از توزیع اراضی دولتی میان كشاورزان، تقلیل ساعات كار كارگران، آزادی بیان و مطبوعات، تشكیل احزاب، حق اعتصاب و انتخابات آزاد صحبت به میان آورد.

در نیمه اول ۱۳۰۴ تبلیغات گسترده ای درباره ترقی خواهی و میهن پرستی رضاخان به راه افتاد. خمیر مایه این تبلیغات ضرورت جلوگیری از بازگشت احمد شاه و لزوم خلع دودمان قاجار بود.

با تبلیغاتی كه توسط عوامل رضاخان انجام گرفت بدبینی نسبت به احمد شاه فزونی یافت. هر چه مواضع رضاخان مستحكم تر می شد، تبلیغ علیه احمد شاه نیز گسترده تر می گشت. آرام آرام و با برنامه قبلی تلگرافهایی از سوی فرماندهان نظامی وحكام بعضی ایالات به مركز مخابره شد كه عدم صلاحیت شاه را در ادامه سلطنت تأكید می كردند و خواستار سلطنت رضاخان بودند. در كنار این تلاشهای زیركانه، در میان مردم چنین شایع كردند كه احمد شاه ممكن است بدون توجه به زحمات و كوشش های رضاخان درصدد خلع او از نخست وزیری برآید وبار دیگر اوضاع سامان یافته كشور را آشفته سازد. مردم كه به شدت از تشدید هرج و مرج در كشور بیم داشتند به ادامه حكومت رضاخان تمایل نشان می دادند و به این ترتیب زمینه ذهنی بیشتری برای بركناری احمد شاه فراهم می شد.

تبلیغات رضاخان و طرفدارانش علیه احمد شاه تا به آن اندازه بود كه شخصیت هایی مانند مدرس نیز نتوانستند كاری در خنثی كردن آن انجام دهند.

پس از آن كه عمال انگلیس اذهان مردم را به سود رضاخان آماده كردند، سرانجام در نهم آبان ۱۳۰۴ ماده واحده ای به صورت طرح تقدیم مجلس پنجم شد كه در آن خلع قاجار از سطنت و سپردن حكومت موقت به رضاخان خواسته شده بود. این ماده واحده به پیشنهاد «سید محمد تدین» نایب رئیس مجلس مطرح شد. براساس این پیشنهاد مسؤولیت تعیین شكل حكومت آتی بر عهده مجلس مؤسسانی بود كه باید بعداً تشكیل می شد. پیشنهاد تدین در همان روز طرح، با ۸۰ رأی مثبت از مجموع ۸۵ نماینده حاضر در مجلس به تصویب رسید و بدین ترتیب به ۱۵۳ سال حاكمیت سلسله قاجار بر ایران خاتمه داد.

متن طرح قانونی انقراض قاجاریه به شرح زیر بود:

«مجلس شورای ملی به نام سعادت ملت ایران انقراض سلسلهٔ قاجاریه را اعلام نموده و حكومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعهٔ مملكتی به شخص رضاخان پهلوی واگذار می نماید. تعیین حكومت قطعی موكول به نظر مجلس مؤسسان است كه برای تغییر مواد ۳۶ و ۳۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی تشكیل می شود.»

بعد از تصویب طرح انقراض قاجاریه در مجلس، رضاخان سردار سپه با عنوان جدید «والاحضرت اقدس» ریاست حكومت موقتی را تا تعیین تكلیف حكومت آیندهٔ ایران به دست گرفت. احمد شاه قاجار با صدور اعلامیه ای در پاریس خلع خود را از سلطنت غیر قانونی اعلام كرد و خود را «پادشاه قانونی مشروطهٔ ایران» خواند، امّا رضاخان بی اعتنا به اعتراض پادشاه مخلوع، برادر و ولیعهد او محمد حسن میرزا را نیز به خفت از كشور اخراج كرد.

۱۰ روز پس از خلع احمد شاه از سلطنت سفیر انگلستان نزد رضاخان رفت و طی یادداشتی از سوی دولت انگلستان حكومت وی را به رسمیت شناخت. فردای همان روز نیز سفیر شوروی به دیدار رضاخان شتافت و به رسمیت شناختن حكومت او را توسط دولت متبوعش اعلام كرد. با حمایت همه جانبه ای كه از سوی دولتهای بزرگ خارجی صورت گرفت، رضاخان روز ۱۵ آذر ۱۳۰۴ مجلس مؤسسان را با نطق خود افتتاح كرد. این مجلس پس از ۶ روز بحث رضاخان را به پادشاهی ایران انتخاب و سلطنت را در خانواده او موروثی اعلام كرد.


-----------------------
پی نویس:
۱ـ احمد شاه پیش از این، یك بار در هفتم آبان ۱۲۹۸ راهی انگلیس شد كه تا خرداد سال بعد ادامه یافت. یك بار نیز در ۶ بهمن ۱۳۰۰ سفری به اروپا داشت كه تا آذر سال بعد به طول انجامید. سفر ۱۱ آبان ۱۳۰۲ احمد شاه سومین و آخرین مسافرت وی به اروپا بود.  


موسسه مطالعات وپژوهش های سیاسی

  • بازدید: 2060
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

نطقش کور شدن

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title