میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابوالفضل بیهقی

من که بوالفضلم ، کتاب بسیار فرو نگریسته ام ، خاصه اخبار ، و از آن التفاطها کرده ، در میانه ی این تاریخ چنین سخنها از بهر آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند ، و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد.

ابوالفضل بیهقی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 6
بسیار بدبسیار خوب 

روز دیگر پیش از طلوع آفتاب همه چیز نیک آماده بود سربازان در طرفین راه پر چین وار ، صف بسته بودند همان کاری که هنوز هنگامی که شاهنشاه قضد حرکت نماید معمول است و هیچ کس حق ندارد از میان دو صف رفت و آمد کند مگر آنکه مردی بنام باشد... در جلوی کاخ نیز گارد نیزه داران جاوید چهارهزار نفر تمام در چهار ردیف از دروازه کاخ به خارج صف کشیده بودند و همه سواره نظام ، هم چنین افراد در کنار اسب خود ایستاده دست های خود را زیر بالاپوش کرده بودند به طوری که هنوز در حین عبور پادشاه ، مرسوم است .

پارسیان در سمت راست و متحدین در سوی چپ و ارابه ران ها هم به همین گونه از دو سمت دروازه کاخ تمام باز شد و در سر دسته ، چهار گاو نر ویژه قربانی ، پیش میرفتند آن ها چه هیکل شکیلی داشتند و قرار بود به پروردگار بزرگ یا ایزدان دیگر که مغ ها نام می داده اند قربانی شوند ، زیرا پارسیان بر این عقیده اند که در امور مربوط به ایزدان، پیروی از گفتار خبرگان ، درست و سزاوار است .

بعد از گاوهای نر ، اسب هایی که نذر آفتاب قربانی می شدند و سپس گردونه سپیدی که مال بند زرین داشت و حلقه های گلی بر آن آویزان بود و خاص اهورا مزدا (در متن :زاوش)و پس از آن گردونه سپید دیگر به مهر (میترا) اختصاص داشت و مانند ارابه قبلی با گل آراسته بودند ، و باز گردونه سوم که اسب های آن یراق های ارغوانی داشتند، از دنبال کسانی که مجمره های بزرگی را پر از آتش بر دست می بردند و سرانجام خود کوروش در گردونه اختصاصی از دروازه قصر بیرون آمد ، با کلاه شاهی تیارا بر سر و قبایی برنگ ارغوانی که نوار سفید بر آن دوخته شده بود و مختص شاه بود و نیم شلواری سرخ پر رنگ و ردای ارغوانی و بر دورکلاه شاهی (تیارا) هم سربند.

نزدیکان شاه نیز همین زیور ها را داشتند که هنوز مرسوم است ، دست های کوروش از آستین بیرون بود پهلوی او ارابه رانی بلند قامت ایستاده بود ولی اندامش از اندام شاه کوتاه تر بود .همین که شاه ظاهر شد همه جمع به خاک افتادند و با آن که مردم از شکوه دستگاه شاهی و دیدن سیمای زیبا و برازنده او چنان کرده بوده اند در هر حال تا آن روز هیچ پارسی ای ، در جلو کوروش به خاک نیفتاده بود . پس از آن که گردونه شاه به حرکت درآمد ، چهار هزار سوار نیزه دار در دو سمت گردونه راه افتادند در عقب آن ها ، عصاداران سلطنتی بازوبین در دست سواره حرکت کردند سپس دویست راس اسب از اصطبل شاهی با دهنه های زرین و یراق های راه راه و از دنبال نیز دو هزار نیزه دار و بعد دسته قدیمی ترین سواره نظام پارسی شامل ده هزار در ستونی صد نفری پهلو به پهلو می آمدند بعد دسته دیگر سواره نظام و باز دسته سوم و دسته ای دیگر و سپس سواران مادی ، کادوسی ها ، هیرکانی ها و سکاها به ترتیب و بعد از گردونه ها ردیف چهارگانه از دو سوی راه حرکت می کردند .در سراسر راه هزاران نفر پشت ردیف سربازان دنبال دسته شاهی افتاده مترصد تقدیم عریضه بودند ...

وقتی که دسته شاهی به اماکن مقدسی رسید ، گاوهای نر را به درگاه زاوش و اسبها را هم به نذر آفتاب قربانی کردند و لاشه ها را سوزانیدند ...وقتی که این مراسم برگزار شد، مسابقه اسب دوانی انجام پذیرفت و پس از آن مسابقه ارابه رانی مانند مسابقه اسب دوانی میان طایفه با طایفه برگزار شد و کوروش به همه برندگان ، جام های گرانبها اعطا کرد ...

بر گرفته از :سیرت کوروش کبیر گزنفون ترجمه ع وحید مازندرانی ، کتاب های جیبی 1350 ، نقلی به اختصار از ص 375 - 381 .

  • بازدید: 3805
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست گذشته ی ایران تاج گذاری کوروش بزرگ
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

آرام آرام زیاد شود

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    دو قرن سکوت که قضیه اش مشخصه نویسنده اش خودش هم بعداً گفت این منابع این کتاب معتبر نیست تاریخ طبری نمی دونم چطور بعضیها به تاریخ طبری استناد میکنند طبری نه مورخ بود و نه کتیبه خوان طبری وقتی واقعه شاپور را گفته چند صد سال از اون قضیه گذشته بوده ، بعنی طبری اون قدر از تاریخ اون زمان میدونسته که آدم عادی این دوره میدونه ، شاید هم ماها بیشتر از او به واسطه کتیبه ها و ترقّيِ علم و تاریخ و کتیبه خوانی ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : آزاد
تبلیغات


Your SEO optimized title