میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد باستانی پاریزی

یکی از عواملی که موجب ریشه دار شدن نفوذ فردوسی در فرهنگ ایرانی شده است ، هزار ریشه بودن فردوسی در شئون فرهنگی است . هنوز بهترین تصویرها و مینیاتورهای ما آنهایی است که از مجالس شاهنامه پرداخته شده ، بزرگترین خطاطان ما شیواترین خط خود را در خدمت شاهنامه بکار برده اند . با شکوه ترین مجسمه ها از قهرمانان شاهنامه ساخته شده ، سالهاست که دلپذیرترین نمایشنامه ها را از داستان های شاهنامه استخراج کرده اند .

روانشاد باستانی پاریزی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
بزرگان ایران احمد ابن رُسته
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

اِبْن‌ِ رُسْته‌، ابوعلى‌ احمد بن‌ عمرِ رسته‌، جغرافى‌دان‌ و مؤلف‌ كتاب‌ الاعلاق‌ النفيسة. برخى‌ نام‌ او را با ترديد محمد نيز نوشته‌اند ( بستانى‌). سوسه‌ (ص‌ 100) نام‌ پدر او را محمد بن‌ اسحاق‌ آورده‌، اما غنيم‌ (ص‌ 8) به‌ استناد نوشتة روي‌ جلد نسخه‌اي‌ از كتاب‌ ابن‌ رسته‌ نام‌ پدر او را عمر بن‌ عمر ذكر كرده‌ است‌. خوولسون‌1 خاورشناس‌ روس‌ نام‌ او به‌ صورت‌ ابن‌ دسته‌ خوانده‌ بوده‌ كه‌ چند سال‌ نيز مورد قبول‌ واقع‌ شد (كراچكوفسكى‌، )، IV/159 ولى‌ بعدها به‌ تدريج‌ اين‌ شبهه‌ بر طرف‌ شد.

از تاريخ‌ ولادت‌، درگذشت‌ و محل‌ وفات‌ ابن‌ رسته‌ اطلاعى‌ در دست‌ نيست‌، تنها مى‌دانيم‌ كه‌ زادگاهش‌ اصفهان‌ بوده‌ و مدتى‌ از عمر خود را در آن‌ ديار به‌ سر برده‌ است‌ (همانجا). خود او ضمن‌ وصف‌ اصفهان‌ مى‌نويسد كه‌ از مردم‌ آن‌ ديار است‌ (ص‌ 151). ابن‌ رسته‌ در 290ق‌/903م‌ در موسم‌ حج‌ در مكه‌ بوده‌ و مطالبى‌ راجع‌ به‌ كتيبه‌هاي‌ مسجدالنبى‌ و درهاي‌ آن‌ در كتاب‌ خود آورده‌ است‌ (همو، 73، 75). در مورد سال‌ درگذشت‌ ابن‌ رسته‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. بعضى‌ آن‌ را 290ق‌ (سركيس‌، 109) و برخى‌ سال‌ پيش‌ از آن‌ (حميده‌، 116) و بعضى‌ ديگر (فاخوري‌، 365) 291ق‌ نوشته‌اند. نالينو تاريخ‌ درگذشت‌ او را ميان‌ سالهاي‌ 290 و 300ق‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 183).

هر چند که بسیاری از نوشتارهای ایرانیان در زمینه دانش کیهان و زمین در گذر زمان از بین رفته و یا نسخه‌های خطی و فرسوده آن در گوشه کتابخانه‌ها در انتظار نابودی همیشگی هستند؛ اما همواره برخی از تاریخ‌نگاران یا جغرافی‌نویسان، جستارهایی از آنها را در آثار خود باز آورده‌اند. یکی از مهم‌ترین چنین آثاری، کتاب گرانقدر و بی‌نظیر «اعلاق‌النفیسه» نوشته «ابن‌رسته اصفهانی» است. از تولد، زندگانی و مرگ ابن‌رسته آگاهی چندانی در دست نیست و زمان نگارش اعلاق‌النفیسه را به اواخر سده سوم هجری و یا اوایل سده چهارم منسوب می‌دارند. از همین رو این کتاب یکی از کهن‌ترین منابع موجود در این زمینه دانسته می‌شود.

اعلاق‌النفیسه در اصل فرهنگنامه‌ای هفت جلدی بوده است که تنها آخرین جلد آن که در زمینه نجوم و جغرافیاست تا به امروز باقی مانده است. ابن‌رسته تحت تأثیر و آموزش‌های فرغانی، ابومعشر و جیهانی بوده و برخی (همچون کراچکوفسکی) بر این باورند که او استاد کیهان‌نگاری قزوینی نیز بوده است.

متن اصلی این کتاب برای نخستین بار به کوشش آ. و. جوینبول به سال ۱۸۶۹ میلادی در هلند منتشر شد و پس از ترجمه فرانسه آن در سال ۱۹۵۵ توسط گاستون ویت، حیرت جهانیان را فراهم آورد و پس از آن بارها به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد. کراچکوفسکی نیز در «مجموعه نوشته‌های جغرافیایی» (به روسی) به شرح و روشنگری‌های فراوانی در این باره می‌پردازد. جالب است که اعلاق‌النفیسه علیرغم شهرت جهانی آن، در میهن خود کاملاً ناشناخته بود و هنوز هم تاحدودی هست. خوشبختانه این کتاب گرانقدر ابن‌رسته به کوشش دکتر حسین قره‌چانلو در ایران نیز منتشر شده است (امیرکبیر، ۱۳۶۵).

ابن‌رسته آگاهی‌های زمان خود در زمینه شکل زمین، فاصله اجرام آسمانی از زمین و تناوب فاصله آنها، اندازه‌گیری میل محور زمین، حرکات کره زمین و بسیاری آگاهی‌های دیگر را باز می‌آورد. او محاسبه میل محور زمین در سده سوم هجری را ۲۳ درجه و ۳۳ دقیقه آورده است که با داده‌های دانش امروزی، تنها ۴ دقیقه با میل زمین در آنزمان (۲۳ درجه و ۳۷ دقیقه)، اختلاف دارد. در حالیکه در همان زمان، میل زمین در نزد اروپاییان ۲۴ درجه کامل دانسته می‌شد. همین اندازه‌گیری، معاصران ابن‌رسته را بر این گمان درست می‌راند که در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از ۶۶ درجه و اندی، شب کامل و روز کامل حکمفرماست.

او همچون روایت بیرونی از ابوسعید سجزی، به نقل باورهای موجود زمان خود در زمینه حرکت انتقالی کره زمین به گرد خورشید می‌پردازد: «گردشی که از ستارگان بنظر می‌رسد، در واقع حرکت زمین است، نه فلک خورشید». او همچنین به وضوح حرکت وضعی کره زمین به گرد خود را اینگونه بازگو می‌کند: «زمین مانند زرده است در میان تخم مرغ و بر محور دو قطب خود می‌گردد. قطبی در شمال و قطبی در جنوب. زمین در هر شبانروز یکبار بر دو قطب خود می‌گردد». ابن رسته پرسشی را پاسخ می‌گوید که هنوز هم پرسیده می‌شود و هنوز هم دانشمندان به همانگونه آنرا پاسخ می‌دهند: «بزرگی خورشید و ماه در افق، تنها بخاطر خطای دید ناشی از بخار و غبار و طولانی‌تر شدن مسیر پرتوهای ماه و خورشید است».

با اینکه آگاهی از کرویت زمین به زمان‌های بسیار دورتری باز می‌گردد و در بخش‌های گوناگونی از اوستا از زمین با صفت «سکَرِنَه» (گوی‌پیکر/ کروی) یاد شده، اما ابن‌رسته دلایل دیگری نیز برای کرویت زمین نقل می‌کند. او علاوه بر تفاوت زمان طلوع و غروب خورشید، تفاوت زمان خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی را بعنوان دلیلی برای قوس عرضی زمین و تغییر ارتفاع ستاره قطبی را یکی از دلایل قوس طولی زمین و در نتیجه کرویت آن باز می‌شمارد.

ابن‌رسته زمین را «کوچکترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیاره‌ها می‌داند. او جرم عطارد را یک بیست و دوم زمین می‌داند که با آگاهی امروزی که یک نوزدهم زمین دانسته شده است، به نحو چشمگیری نزدیکی دارد. او همچو دانش امروزی، قطر زمین را ۵/۳ برابر قطر کره ماه می‌داند و فاصله آن تا زمین را ۲۴۵.۰۰۰ میل (۴۵۰.۰۰۰ کیلومتر) ثبت می‌کند که با آگاهی امروزی تنها ۱۰ درصد اختلاف دارد. او از فاصله تناوبی سیاره‌ها با زمین یاد می‌کند و ضمن اینکه دانسته می‌شود پیشینیان ما از چنین تغییراتی در فاصله سیاره‌ها از زمین آگاهی داشته‌اند، گاه دقت آنان نیز چشمگیر می‌شود. برای نمونه او بیشترین فاصله مریخ تا زمین را شصت میلیون کیلومتر می‌داند که برابر است با کمترین فاصله مریخ تا زمین بر مبنای اندازه‌گیری‌های امروزی. او همچنین بیشترین فاصله مشتری تا زمین را یک و نیم برابر کمترین فاصله آن می‌داند. نسبتی که دانش امروزی آنرا تأیید کرده است.

ابن‌رسته از ثبت محاسبات مربوط به قطر و محیط کره زمین نیز غافل نمانده است و اندازه‌گیری‌ ثبت شده او، قطری در حدود ۴۰.۰۰۰ کیلومتر و در نتیجه محیطی ۱۲۰.۰۰۰ کیلومتری را بدست می‌دهد.

اعلاق‌النفیسه، علاوه بر آگاهی‌های نجومی و زمین‌پیمایی (ژئودزی)، اطلاعات مفید دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد: در این کتاب نام خلیج فارس نه تنها برای دریای فعلی، که برای دریای عمان نیز بکار رفته است: «اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مکران است در اول هند». ابن‌رسته همچنین نقل می‌کند نخستین کسی که به زبان عربی نوشت، یکی از اهالی شهر انبار بود.

......................

بن مایه های نوشتار :

تارنمای Amordad.net

پژوهش های ایرانی - رضا مرادی غیاث آبادی

  • بازدید: 676
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دود از سر بلند شدن

شگفت زده شدن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • هر که بامش بیش برفش بیشتر
    معنی این شعررابه طورکامل ارائه می دهم(هرکسی کسی بام کوتاه تری دارد زحمت کمتری می کشداماهرکسی که بام بلندتری دارد زحمت آن زیاداست بایدتلاش بیشتری کند)ممنون نمایش / پاسخ
    فرستنده : حنانه توحیدی
تبلیغات


Your SEO optimized title