میهن نما
میهن نما
گفتاورد

خلبان حسین خلعتبری

اگر ذره ای از خاک ایرانم به پوتين سرباز دشمن چسبيده باشد ، آن را با خون خویش ، در خاک ایران ، خواهم شست.

سرلشکر خلبان حسین خلعتبری

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
بزرگان ایران اردشیر نکوکار پادشاهی وفادار و مهربان
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

اردشیر نکوکار نام یکی از شهریاران ساسانی است که  پس از برادر خود شاپور ذوالاکتاف و به شوند آنکه فرزند شاپور کودکی خرد بود و توان فرمانروایی نداشت, بر تخت شهریاری ایران نشست . اردشیر نزدیک به 10 سال بر ایران فرمان راند و در این ده سال آنچنان با ایرانیان مهربانی و نکوکاری نمود که از سوی ایرانیان پازنام (لقب) نکوکار گرفت . بر روی سکه‌های این پادشاه عبارت کَرپ کَرتار دیده می‌شود که به معنی نیکو کردار است.

 

فردوسی بزرگ استاد سخن خراسان , پادشاهی اردشیر نکوکار را چنین گزارش می دهد :

چو بنشست بر گاه شاه اردشیر                بیاراست آن تخت شاپور پیر
کمر بست و ایرانیان را بخواند               بر پایه ی تخت زرین نشاند
چنین گفت کز دور چرخ بلند                 نخواهم که باشید کسی را گزند

اردشیر نکوکار

نمایی از تاجگذاری اردشیر نکوکار

 

اردشیر در سخنان نخستین خود به ایرانیان وعده آرامش همگانی می دهد :

جهان گر شود رام با کام من              ببینند تیزی و آرام من

و هرگز شهریاری را از آن خود نمی داند و دلیلش را نیز بیان می کند :

برادر جهان ویژه ما را سپرد             ازیرا که فرزند او بود خرد
فرستم روان ورا آفرین                        که از بدسگالان بشست او زمین
چو شاپور شاپور گردد بلند                    شود نزد او گاه و تاج ارجمند


و از پیمان خود با برادر (شاپور) سخن میراند:

سپارم بدو گاه و تاج و سپاه                    که پیمان چنین کرد شاپور شاه
من این تخت را پایکار وی ام                 همان از پدر یادگار وی ام

و ایرانیان را به داد و نیکی کردن فرا میخواند:

شما یکسره داد یاد آورید                بکوشید و آیین و داد آورید

گوشه ای از نیکوکاریهای اردشیر از زبان فردوسی :

چو ده سال گیتی همی داشت راست            بخورد و ببخشید چیزی که خواست
نجست از کسی باژ و ساو خراج               همی رایگان داشت آن گاه و تاج
مر او را نکوکار زان خواندند                  که هر کس تن آسان ازو ماندند

پس از بزرگ شدن شاپور فرزند شاپور ذوالاکتاف, عموی مهربانش بدون هیچ گونه قید و شرطی تاج و گاه را به او می سپارد .

چو شاپور گشت از در تاج و گاه       مر او را سپرد آن خجسته کلاه

و این چنین بود که اردشیر نکوکار با ده سال شاهنشاهی نیکوکارانه با وفاداری تمام تاج و گاه را به جانشین اصلی آن واگذار نمود که این کار وی به شدت از سوی ایرانیان پسندیده آمد و فردوسی بزرگ او را به خاطر نگاه داشتن پیمان خویش این چنین می ستاید :

نگشت آن دلاور ز پیمان خویش                به مردی نگه داشت سامان خویش

نگارنده : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

یاری نامه :

شاهنامه فردوسی

پیرنیا - تاریخ ایران باستان

  • بازدید: 1895
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر که بامش بیش برفش بیشتر

هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد ، دردسرها و گرفتاریهای بیشتری نیز دارد


پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title