میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هر که ناموخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ، ز هیچ آموزگار

رودکی سمرقندی

(چنانکه  امروزه می گویند : مردمانی که تاریخ خود را نشناسند ، محکوم به تکرار آنند)

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
بزرگان ایران ابو جعفر محمد بن حسن طوسى
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

شیخ طوسى‏؛ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، معروف به «شیخ الطائفه»، در خراسان، در سال 385 هجرى متولد شد.  او از ستارگان بسیار درخشان جهان اسلام است و در فقه و اصول، حدیث، تفسیر، کلام و رجال تالیفات فراوان دارد. خاندان شیخ طوسى تا چند نسل همه از علما و فقها بوده‏اند. پسرش شیخ ابو على ملقب به «مفید ثانى» فقیه جلیل القدرى است و بنا بر نقل مستدرک (ج 3، ص 498) کتابى به نام «أمالی» دارد و کتاب «النهایة» تالیف پدرش را نیز شرح کرده است. همچنین مطابق نقل کتاب «لؤلؤة البحرین» دختران شیخ طوسى نیز فقیهه و فاضله بوده‏اند.شیخ ابو على فرزندى به نام «شیخ ابو الحسن» داشت که بعد از پدرش مرجعیت و ریاست حوزه علمیه به او منتقل گردید.او (پسر شیخ) در سال 540 هجرى درگذشت.  شیخ در سال 408 هجرى یعنى در 23 سالگى به بغداد مهاجرت کرد و تا پایان عمر در عراق ماند و پس از استادش سید مرتضى علم الهدى، ریاست علمى و فتوایى شیعه به او منتقل شد.  شیخ طوسى مدت پنج سال نزد شیخ مفید درس خوانده است. سالیان دراز از خدمت شاگرد مبرز شیخ مفید، سید مرتضى بهره‏مند شده است. استادش سید مرتضى در سال 436 هجرى درگذشت و او دوازده سال بعد از سید در بغداد ماند، ولى بعد به علت یک سلسله آشوب‏ها که در نتیجه خانه و کاشانه‏اش به تاراج رفت، به نجف مهاجرت کرد و حوزه علمیه نجف را در آنجا تاسیس کرد و در سال 460 هجرى در همان جا درگذشت. مقبره ایشان در نجف معروف است.  شیخ طوسى کتابى در فقه دارد به نام «النهایة» که در قدیم الایام کتاب درسى طلاب بوده است. کتاب دیگر او به نام «المبسوط» که فقه را وارد مرحله جدیدى کرده است و در زمان خود مشروح‏ترین کتاب فقهى بوده است.در کتاب دیگر خود به نام «الخلاف» آراى فقهاى اهل سنت و شیعه را بیان کرده است. شیخ طوسى کتاب‏هاى دیگرى نیز در فقه دارد.قدما تا حدود یک سده پیش، اگر در فقه «شیخ» را به طور مطلق مى‏گفتند، منظور شیخ طوسى بوده و اگر شیخان مى‏گفتند مقصود شیخ مفید و شیخ طوسى بوده است.  شیخ طوسى یکى از چند چهره معروفى است که در سراسر فقه نام او مى‏درخشد.  بعد از رحلت سید مرتضى علم الهدى رهبرى و پرچمدارى شیعه به شیخ طوسى رسید. در این هنگام منزل شیخ در محله کرخ بغداد، پناهگاه و مقصد و مقصود مسلمانان بود. جهت درک محضر او علما و دانشمندان بسیارى از سراسر سرزمین اسلامى، قصد بغداد را مى‏نمودند تا افتخار مجالست و شاگردى او را دریابند و از چشمه خروشان علم الهى که بر زبان او جارى مى‏شد، استفاده برند.  تعداد شاگردان وى از فقها و مجتهدان و علماى شیعه، به بیش از سیصد تن رسید و در همان وقت چند صد نفر از علماى اهل سنت نیز از محضر او استفاده مى‏کردند.  آوازه علم و دانش و ورع و زهد و تقواى شیخ طوسى، همچنان که از مرزهاى عراق گذشته و به اقصى نقاط دنیا رسیده بود، از دیواره هزارکنگره قصر با عظمت خلیفه عباسى نیز گذشت، به طورى که «القائم بامر الله» خلیفه عباسى، با همکارى آل بویه، کرسى تدریس کلام را در مرکز خلافت به او داد. در آن روزگار براى این کرسى، عظمت و رتبه والایى قائل بودند، به طورى که آن را به بزرگترین دانشمند کشور واگذار مى‏کردند و این نشانه آن است که در آن زمان بالاتر و والاتر از شیخ طوسى در تمام بغداد و سرزمین‏هاى اسلامى کس دیگرى نبود که شایستگى تدریس را داشته باشد.  ترکان سلجوقى در سال 447 هجرى با استفاده از ضعف آل بویه به بغداد حمله کردند و با اشغال آن حکومت آل بویه را برانداختند. در این زمان عبد الملک وزیر متعصب طغرل بیک، به محله‏هاى شیعه‏نشین حمله کرده، به قتل و غارت آنان پرداختند و به خانه شیخ حمله کردند تا وى را به قتل برسانند، ولى چون او را نیافتند، وسایل منزل و کتاب‏هاى او را آتش زدند و نابود ساختند. بعد از این حادثه اسفبار که ضایعات جبران‏ناپذیرى به جهان علم وارد ساخت، شیخ از بغداد خارج شد و به نجف اشرف رفت.  نجف در آن هنگام ده کوچکى بود که تعداد کمى از شیعیان مشتاق، در جوار بارگاه مولاى متقیان امیر المؤمنین على علیه‏السلام زندگى مى‏کردند.بعد از فروکش کردن خشم و طغیان جاهلان، شیخ در نجف اشرف حوزه علمیه‏اى تاسیس نمود که بزرگترین حوزه علمیه در میان شیعیان گردید.  شیخ طوسى مؤلف دو کتاب از کتب اساسى و مرجع چهارگانه شیعه است، به نامهاى «تهذیب الأحکام» و «الاستبصار» که هر دو در زمینه روایات و احادیثى است که جنبه فقهى و حکمى دارند. از دیگر تألیفات اوست: النهایة، المبسوط، الخلاف‏، عدة الأصول‏، الرجال‏، الفهرست‏، تمهید الأصول ‏و التبیان‏.  شیخ بزرگوار طوسى در شب دوشنبه 22 محرم سال 460 هجرى به رحمت ایزدى پیوست و در نجف اشرف در خانه خویش به خاک سپرده شد.  بدین ترتیب جهان اسلام یکى از بزرگترین و نامورترین فقیهان خود را از دست داد. شخصیتى که تاریخ کمتر به نظیر او در جامعیت برخورد کرده است و هنوز فقهاى ما از پرتو وجود او برخوردار هستند.  هم اکنون نیز خانه او مسجد شده است.        الأمالی‏ ؛ نوشته شیخ الطائفه، ابو جعفر، محمد بن حسن طوسى (385 - 460 هجرى).  در کتب تراجم بیش از 30 کتاب با عنوان «أمالی» ذکر شده که کتب بزرگانى چون شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسى از مشهورترین آنها است.  امالى عبارتست از مطالبى که استاد در مجلس‏ها یا زمان‏هاى خاص از حفظ یا از کتاب خود براى شاگردان مى‏خوانَد و آنها همه مطالب را مى‏نویسند، لذا به آن «المجالس» و «عرض المجالس» هم مى‏گویند.این نوع از تعلیم بهترین نوعى است که در طول تاریخ ثبت شده و دقیق‏ترین روش براى انتقال کاملا صحیح مطالب به شاگردان است.    امالى شیخ طوسى‏، شامل روایاتى است که شیخ الطائفه در نجف اشرف طى جلسات منظمى براى شاگردان خود املاء مى‏کرده.این واقعه بعد از آن است که در سال 448 هجرى حوزه نجف از رونق افتاده بود و شیخ طوسى آن را احیاء نمود و شروع به تربیت شاگردان در آن حوزه علمیه مقدس نمود.  اولین مجلس کتاب در سال 455 هجرى بوده و آخرین آنها در سال 458 هجرى برقرار شده و از مجلس 19 تا پایان کتاب روزهاى جمعه بوده که تاریخ دقیق آنها در ابتداى هر مجلس ذکر شده است.  گرچه کتاب امالى ترتیب موضوعى ندارد و از این جهت به دست آوردن یک موضوع خاص در کتاب مشکل به نظر مى‏رسد ؛ اما با گذرى سریع به کتاب، خواننده آن درمى‏یابد که روایات اثبات ولایت و فضائل امیر المؤمنین علیه‏السلام حجم زیادى از کتاب را دربر گرفته است.شیخ طوسى با دقت، تمام سلسله سند روایات را ذکر کرده و کمتر روایت مرسله یا مقطوعه در آنها دیده مى‏شود ؛ لذا مى‏توان چنین گفت که امالى شیخ طوسى روایات منتخبى است که شیخ از بین هزاران روایت که در اختیار داشته انتخاب نموده است.  کتاب امالى از حیث تنوع موضوعات بسیار جالب است، چرا که موضوعات آن از اصول دین و معرفة الله و فضائل معصومین و سیره نبوى تا ادعیه مأثوره و وقایع تاریخى و سیاسى مانند هجرت به حبشه و مقتل امام حسین علیه‏السلام و قیام مختار را دربر مى‏گیرد.  در کنار این روایات، روایات اخلاقى در موضوعات گوناگون و روایات آداب مانند: آداب خوردن و آشامیدن و آداب مسجد نیز به چشم مى‏خورد.  امالى شیخ طوسى توسط فرزند بزرگوار او، ابو على طوسى روایت شده و به همین خاطر بعضى، قسمتهایى از کتاب را از ابو على دانسته‏اند ؛ در حالى که صحیح نیست و تمام این کتاب املاء شیخ است به شاگردانش که از جمله آنها ابو على بوده است.  کتاب حاضر داراى 1537 روایت است که در 46 مجلس تنظیم شده‏اند و در چاپ حاضر براى روایات شماره مسلسل زده شده و روایات هر مجلس نیز شماره ردیف خورده است.  از جمله اساتید شیخ طوسى در این کتاب مى‏توان به:  1 - شیخ مفید در مجلس‏هاى 1 تا 9 و 45  2 - ابومفضل شیبانى در مجلس‏هاى 16 تا 32، که مجلس‏هایى کوتاه و مختصر است‏  3 - ابن صلت اهوازى در مجلس‏هاى 4 و 12 و 41 تا 44  4 - ابن غضائرى در مجلس‏هاى 15 و 32 و 33 و 34 و 38 و 40  5 - حسین بن ابراهیم قزوینى در مجالس 35 تا 38  6 - ابن شاذان قمى در مجالس 38 و 42 اشاره نمود.  بقیه مجالس نیز از یک یا چند شیخ روایت شده که روایات هر شیخ در مجموعه‏اى جداى از دیگرى آمده است.  نسخه‏اى مربوط به سال 580 هجرى در دست است که مجالس با ذکر مشایخ شیخ طوسى شروع مى‏شود و نام ابو على طوسى در آنها نیست ؛ اما در نسخه‏هاى متأخر از آن ابتداى مجالس نقل ابو على طوسى است از پدرش با ذکر تاریخ نقل.  در چاپ حاضر فهرست آیات و فهرست الفبایى روایات و فهرست اشعار و فهرست مطالب در پایان کتاب آمده و براى تمام روایات عنوان زده شده است.  در پاورقى کتاب تمام روایاتى که شبیه آنها یا خود آنها در جایى دیگر از کتاب تکرار شده آدرس داده شده و تمام روایات کتاب شماره مسلسل خورده است.      الاستبصار فیما اختلف من الأخبار؛  این کتاب مجموعه‌ای است از اخبار اختلافى که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام روایت شده است. شیخ طوسى در این کتاب کلیه روایاتى را که در مباحث گوناگون فقهى وارد شده و روایتى نیز بر خلاف آن آمده، جمع کرده است.  این کتاب چهارمین کتاب از کتب اربعه و از معتبرترین مجموعه‏هاى روایى شیعه به شمار مى‏آید و هر فقیه و مجتهدى هنگام استنباط احکام شرعى باید به روایات این کتاب توجه داشته باشد.  کتاب «الاستبصار» شیخ طوسى یکى از کتب اربعه و در ردیف کتاب «کافى» شیخ کلینى و «من لا یحضره الفقیه» شیخ صدوق و «تهذیب الاحکام»، کتاب دیگر شیخ طوسى است. شیخ طوسى این کتاب را بعد از کتاب تهذیب الاحکام نگاشته است. برخى از علما و شاگردان شیخ از ایشان درخواست کردند تا کتابى بنویسد که در آن روایات متعارض و مخالف را جمع آورى و به بررسى آنها پرداخته و روایات صحیح و غیر صحیح را مشخص نماید. خود ایشان در مقدمه کتاب مى‏فرماید: «گروهى از علماى اصحاب کتاب بزرگ ما به نام «تهذیب الأحکام» و روایاتى که در آن جمع آورى نموده بودم را دیدند و ملاحظه نمودند که شامل اخبار متعلق به حلال و حرام است و مشتمل بر اکثر روایات فقه و ابواب احکام است و روایتى از اصحاب و کتاب‏ها و اصول آنها نیست مگر آنکه در آن آمده مگر برخى روایات شاذ و نادر و آن کتاب سزاوار آن است که گنجینه‏اى بزرگ براى دانش پژوهان در فراگیرى علم فقه گردد و علما در یادآورى و متوسطین در کسب مهارت در استنباط احکام شرعى همه از آن کتاب بهره‏مند گردند. پس، از من درخواست نمودند تا کتاب دیگرى به نگارش درآورده و در آن احادیث و روایات مخالف را جمع آورى کرده و به بررسى و جمع میان آنها و یا تعیین روایات معتبر بپردازم».  شیخ طوسى در این کتاب ابتدا روایاتى را که معتبر و صحیح مى‏داند آورده، سپس به روایات مخالف اشاره کرده و سعى بر آن داشته تا روایتى را از قلم نیندازد.پس از آن نیز، به جمع میان روایات و بررسى آنها پرداخته است.    ویژگیهاى کتاب‏:   الف) این کتاب در نوع خود بى‏نظیر است و اولین کتابى مى‏باشد که براى جمع بین روایات مخالف نگاشته شده است.  ب)  کتاب استبصار علاوه بر اعتبار بالا، از شمول خوبى نیز برخوردار است به حدّى که ابن طاووس مى‏گوید اگر درباره مسئله‏اى روایت مخالفى باشد حتما در کتاب استبصار نیز باید به آن اشاره‏اى شده باشد.  ج)  در آغاز هر باب نخست به روایات معتبر یا مورد قبول اشاره شده و پس از آن دیگر روایات مطرح شده است.  کتاب استبصار شامل همه ابواب فقه نیست و فقط به ابوابى اشاره دارد که در آن روایات مخالفى وارد شده باشد ؛ ولى ترتیب ابواب به ترتیب ابواب کتاب‏هاى فقهى است یعنى از کتاب طهارت شروع شده و به کتاب دیات پایان مى‏پذیرد.  این کتاب داراى سه بخش است: بخش اول و دوم در عبادات است و بخش سوم در بقیه ابواب فقه مانند عقود و ایقاعات و احکام تا حدود و دیات.  شیخ طوسى تعداد احادیث و روایات کتاب استبصار را خود مشخص کرده تا در آن کم و زیاد نشود. این کتاب شامل 5511 روایت است.  با توجه به اهمیت و ارزش کتاب استبصار، نام آن پیوسته در لیست کتاب‏هایى بوده است که علما و فقهاى شیعه روایت آن را به یکدیگر اجازه مى‏داده‏اند و از نکات جالب اینست که متن بسیارى از اجازه‏هاى روایى بر پشت نسخه‏هاى این کتاب نوشته شده است.  شیخ طوسى براى نگارش این کتاب از دو کتابخانه بزرگ آن زمان در شهر بغداد که مملو از کتاب‏هاى معتبر و نسخه‏هاى اصلى بوده استفاده کرده است. (کتابخانه استاد بزرگوارش سید مرتضى که شامل 80 هزار جلد کتاب بوده و کتابخانه شاپور که بسیار بزرگتر از آن بوده و براى علماى شیعه در منطقه کرخ بغداد تأسیس گشته بود. این دو کتابخانه شامل بهترین و ارزشمندترین کتاب‏هاى معتبر روایى و نسخه‏هاى اصلى و اولیه بوده است. بسیارى از این نسخه‏ها به خط مؤلفین آن یعنى اصحاب ائمه علیهم‏السلام نگاشته شده بود.  متأسفانه کتابخانه بزرگ شاپور در حمله ددمنشانه دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام در آتش سوخت و جهان اسلام گنجینه‏اى گرانبها و ارزشمند را از دست داده و نسخه‏هاى منحصر به فرد آن در آتش جهالت از بین رفت.) شیخ طوسى حدود چهل سال آنچه مى‏توانست از کتاب‏هاى آن کتابخانه استفاده کرد و روایات گهربار ائمه علیهم‏السلام را در نوشته‏هاى خود براى نسلهاى بعد به ارمغان نهاد و این خود بر ارزش و اعتبار کتاب‏هاى شیخ طوسى بیش از پیش افزوده است.  آقا بزرگ تهرانى در کتاب ارزشمند «الذریعة إلى تصانیف الشیعة» مى‏گوید:«هو أحد الکتب الأربعة و المجامیع الحدیثیة التی علیها مدار استنباط الأحکام الشرعیة عند الفقهاء الاثنی عشریة منذ عصر المؤلف حتى الیوم» یعنى: کتاب استبصار یکى از کتاب‏هاى چهارگانه و یکى از مجموعه‏هاى روایى است که وسیله استنباط احکام شرعى در میان فقهاى شیعه دوازده امامى از زمان مؤلف تا این زمان بوده است.ابن ادریس در کتاب سرائر مى‏گوید: «کتاب الاستبصار عمله لِما اختُلف فیه من الأخبار بحیث یتوسط و یلائم بین الأخبار».یعنى: کتاب استبصار را شیخ طوسى براى جمع آورى روایات مخالف نگاشته است.وى در این کتاب روایات و احادیث مخالف را به هم نزدیک کرده و میان آنان توافق در معنا ایجاد مى‏کند. ابن طاووس در کتاب فتح الابواب مى‏گوید:«کتاب الاستبصار عمل لأجل ما اختلف من الأخبار فلو کان فی هذه...خلاف فی التحقیق لذکره فی الاستبصار و هذا واضح لأهل التوفیق».یعنى: کتاب استبصار براى جمع آورى روایات مخالف نگاشته شده است.حال اگر در این باره روایت مخالفى بود حتما شیخ طوسى آن را در کتاب استبصار مى‏آورد و این نکته براى کسانى که اهل تحقیق و توفیق هستند بسیار روشن است.  این کتاب بسیار مورد توجه و عنایت علماى شیعه قرار گرفته است و شرح‏هاى فراوانى نیز بر آن نگاشته‏اند که اینک به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:  1 - کتاب جامع الأخبار فی إیضاح الاستبصار نوشته شیخ عبد اللطیف بن على بن احمد بن ابى جامع حارثى شامى عاملى شاگرد شیخ بهائى.  2 - نکت الإرشاد در شرح استبصار نوشته شهید اول، محمد بن مکى.  3 - شرح استبصار نوشته سید میرزا حسن بن عبد الرسول حسینى زنوزى خوئى (1172 - 1223 هجرى).  4 - شرح استبصار نوشته امیر محمد بن امیر عبد الواسع خاتون آبادى داماد علامه مجلسى (درگذشت 1116 هجرى).  5 - شرح استبصار نوشته شیخ عبد الرضا طفیلى نجفى.  6 - شرح استبصار نوشته فقیه قاسم بن محمد جواد معروف به ابن الوندى و فقیه کاظمى، درگذشت بعد از سال 1100 هجرى و معاصر با شیخ حر عاملى.  7 - شرح استبصار نوشته علامه سید محسن بن حسن اعرجى کاظمى (درگذشت 1127 هجرى).    حاشیه بر کتاب‏  بر کتاب استبصار حاشیه‏هاى فراوانى نیز توسط علماى بزرگ نگاشته شده است مانند:  1 - حاشیه شیخ حسن بن زین الدین صاحب معالم‏  2 - حاشیه مولى محمد امین بن محمد شریف استرآبادى (درگذشت 1033 هجرى).  3 - حاشیه میر محمد باقر بن شمس الدین محمد حسینى مشهور به داماد (درگذشت 1041 هجرى).  4 - حاشیه فاضله حمیده دختر مولى محمد شریف رویدشتى (درگذشت 1087 هجرى).  5 - حاشیه مولى عبد الرشید بن مولى نور الدین شوشترى (درگذشت حدود 1078 هجرى).  6 - حاشیه سید میرزا محمد بن على بن ابراهیم استرآبادى رجالى معروف (درگذشت 1028 هجرى).  7 - حاشیه سید محمد بن على بن حسین موسوى عاملى، صاحب مدارک (درگذشت 1009 هجرى).  8 - حاشیه محدث جزائرى سید نعمت الله بن عبد الله موسوى شوشترى (درگذشت 1112 هجرى).  شیخ طوسى در بخش اول و دوم کتاب تمام سند را آورده ؛ ولى در بخش سوم فقط به نام راوى که روایت را از کتاب او نقل کرده اکتفا مى‏کند و در پایان کتاب سند خود را به آن راوى آورده تا روایات از ارسال خارج شده و به روایات مسند ملحق گردند.  اصطلاحا این بخش را «مشیخه» مى‏نامند، یعنى اساتید و مشایخ.  این بخش از کتاب نیز بسیار مورد توجه علماى علم رجال قرار گرفته است و بر آن شرح‏هاى فراوانى نگاشته‏اند مانند:  1 - مشیخة الاستبصار نوشته مولى شریف على بن حسن‏  2 - أسانید الاستبصار نوشته حسن بن على بن ابراهیم علوى‏  3 - عواطف الاستبصار نوشته شیخ فخر الدین بن محمد على بن احمد بن طریح نجفى (درگذشت 1085 هجرى)        تهذیب الأحکام‏  کتاب حاضر توسط شیخ الطائفه، شیخ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى از برجسته‏ترین علماى شیعه در قرن پنجم هجرى نگاشته شده است (385 - 460 هجرى).این کتاب یکى از معتبرترین مجموعه‏هاى روایى شیعه و سومین کتاب از کتب اربعه است و مورد قبول تمام علما و فقهاى شیعه مى‏باشد.  کتاب حاضر شامل مجموعه روایات فقهى و احکام شرعى است که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام روایت شده است.  شیخ طوسى این کتاب را در شرح و توضیح کتاب «المقنعة» شیخ مفید، استاد بزرگ خود نگاشته است.  کتاب تهذیب الأحکام شامل تمام روایات فروع و احکام شرعى است و براى فقیه و مجتهدى که بخواهد اجتهاد نماید اکثر روایات مورد نیاز را فراهم آورده است.این کتاب شامل مباحث فقهى، استدلالى، اصولى، رجالى و جمع میان اخبار به وسیله شاهد و اعتبار و بسیارى از مباحث سودمند دیگر است.  شیخ طوسى در مقدمه کتاب تهذیب انگیزه خود را از نگارش این کتاب این گونه بیان مى‏فرماید:«یکى از دوستانم که مراعات حق ایشان بر من واجب است از من درخواست نمود تا احادیث اصحاب را جمع آورى و موارد اختلاف، تباین، منافات و تضاد میان آن روایات را بررسى نمایم زیرا خبرى نیست مگر آنکه روایتى بر خلاف آن وارد شده است و حدیثى نیست مگر آنکه در برابر آن روایتى که با آن منافات دارد نیز روایت شده.کار اختلاف روایات به آنجا کشیده که مخالفان به ما طعنه مى‏زنند و این را از بزرگترین عیب‏هاى مذهب ما به شمار آورده‏اند و با این وسیله مى‏خواهند مذهب ما را باطل اعلام نمایند.آنها مى‏گویند مشایخ و بزرگان شما همیشه بر مخالفان خود ایراد مى‏گرفتند که شما در دینتان که با آن خدا را عبادت مى‏کنید اختلاف دارید و دچار اختلاف کلمه در فروع دین هستید و چنین عقیده‏اى را خداى دانا و حکیم اجازه نخواهد داد ؛ اما خودتان نسبت به مخالفانتان بیشتر با هم اختلاف دارید.پس این اختلاف با وجود آنکه اعتراف مى‏کنید که دلالت بر فساد مى‏کند دلالت بر فساد مذهب خودتان نیز دارد...در اینجا بود که تصمیم گرفتم درخواست آن دوست عزیز را اجابت کرده و این کتاب را به نگارش درآوردم و اخبار و روایات متعارض را جمع آورى نموده و راه جمع میان آنها را بیان کنم و احادیث صحیح و معتبر را از روایات غیر معتبر جدا سازم.من در این کتاب، رساله استادم شیخ مفید را متن قرار داده‏ام و در شرح هر بخش از آن به روایات و احادیث وارده و جمع میان آنها اشاره دارم.در آغاز، شیوه من اشاره به تمام روایات بود اعم از روایات اصحاب و مخالفین ولى بعد دیدم که در این صورت نگارش کتاب خیلى به طول خواهد انجامید لذا فقط به روایات اصحاب اکتفا کردم.»  از ویژگیهای این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره داشت :  1 - به مباحث اصول عقاید اشاره‏اى ندارد و فقط به بیان فروع و احکام شرعى یعنى از اول تا آخر فقه و از کتاب طهارت تا کتاب دیات پرداخته است.  2 - ترتیب عنوان‏هاى این کتاب همان ترتیب عنوان‏هاى کتاب المقنعه شیخ مفید است.  3 - ادله‏اى که شیخ طوسى در این کتاب به آنها استدلال مى‏کند:از قرآن، ظاهر، صریح، فحوا، دلیل و یا معناى قرآن است.از روایات، احادیث قطعى مانند خبر متواتر و اخبار داراى قرائن قطعى دال بر صحت آنها است.از اجماع، به اجماع مسلمین و یا اجماع علماى شیعه است و در آخر به روایات مشهور میان اصحاب نیز اشاره دارد.  4 - شیخ طوسى به روایات مخالف اشاره کرده و به وجه جمع یا وجه فساد آنها مانند ضعف سند یا عمل اصحاب به خلاف آن نیز اشاره مى‏کند.  شیخ طوسى از سال 410 هجرى، در سن 25 سالگى شروع به نگارش این کتاب کرده است.  وى کتاب طهارت و صلات را در زمان حیات استاد خود شیخ مفید نگاشته است، یعنى تا قبل از 413 هجرى و بقیه آن را بعد از آن زمان به اتمام رسانده است.  این کتاب قبل از کتاب استبصار نگاشته شده است.  شیخ طوسى براى نگارش این کتاب از دو کتابخانه بزرگ آن زمان در شهر بغداد که مملو از کتاب‏هاى معتبر و نسخه‏هاى اصلى بوده بهره‏مند بوده است.  1 - کتابخانه استاد بزرگوارش سید مرتضى که شامل 80 هزار جلد کتاب بوده است.  2 - کتابخانه شاپور که بسیار بزرگتر از آن بوده و براى علماى شیعه در منطقه کرخ بغداد تأسیس شده بود.  این دو کتابخانه شامل بهترین و ارزشمندترین کتاب‏هاى معتبر روایى و نسخه‏هاى اصلى و اولیه، که به خط مؤلفین آنها نگاشته شده، بوده است.  این کتاب شامل 393 باب و 13590 حدیث است.  آقا بزرگ تهرانى در کتاب ارزشمند «الذریعه الى تصانیف الشیعه» درباره این کتاب مى‏فرماید:«کتاب تهذیب الأحکام نوشته شیخ الطائفه، ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى است.این کتاب یکى از کتاب‏هاى چهارگانه و یکى از مجموعه‏هاى روایى قدیمى معتبر شیعه امامیه از زمان نگارش تا زمان حاضر است.جزء اول از نسخه اصل آن که به خط مؤلف آن شیخ طوسى است در این زمان نیز موجود است».  در آخر کتاب «مشیخه» آمده و آن سند شیخ طوسى به کتاب‏هایى است که از آنها روایت نقل کرده.  وى در پایان کتاب مى‏گوید:«هم اکنون که به یارى خداوند متعال از نگارش این کتاب فارغ گشته‏ام، طرق و اسنادى را که از طریق آنها این اصول و کتاب‏هاى روایى را روایت کرده‏ام به صورت مختصر مى‏آورم تا به این شکل روایات کتاب از حالت ارسال خارج گشته و به باب مسندات ملحق گردند».  شیخ طوسى سپس به ذکر سند خود به هر یک از روات و یا کتاب‏هاى آنها که در تهذیب از آنها روایت نقل کرده مى‏پردازد.  بر مشیخه کتاب تهذیب شرح‏هایى نگاشته شده است مانند:  1 - شرح علامه سید هاشم توبلى به نام «تنبیه الأریب و تذکرة اللبیب فی إیضاح رجال التهذیب».  2 - شرح حضرت آیة الله بروجردى به نام «تجرید أسانید التهذیب».  3 - شرح مشیخه تهذیب الأحکام نوشته حجة الاسلام سید حسن موسوى خرسان.  بر کتاب تهذیب الأحکام شیخ طوسى شرح‏هاى فراوانى نیز نگاشته شده است که اینک به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:  1 - شرح سید محمد، صاحب مدارک (درگذشت 1009 هجرى).  2 - شرح قاضى نور الله شهید در سال 1019 هجرى به نام«تذهیب الأکمام».  3 - شرح مولى عبد الله شوشترى (درگذشت 1021 هجرى).  4 - شرح شیخ محمد بن حسن بن شهید ثانى (درگذشت 1030 هجرى).  5 - شرح مولى محمد امین استرآبادى (درگذشت 1036 هجرى).  6 - شرح عبد اللطیف جامعى شاگرد شیخ بهائى (درگذشت 1050 هجرى).  7 - شرح مولى محمد تقى مجلسى اول (درگذشت 1070 هجرى).  8 - شرح مولى محمد طاهر بن محمد حسین شیرازى قمى (درگذشت 1098 هجرى).  9 - شرح محقق شیروانى داماد علامه مجلسى (درگذشت 1099 هجرى).  10 - شرح علامه مجلسى به نام«ملاذ الأخیار» (درگذشت 1111 هجرى).  بر این کتاب حاشیه‏هاى گوناگونى نیز نگاشته شده است مانند:  1 - حاشیه قاضى نور الله شوشترى‏  2 - حاشیه وحید بهبهانى‏  3 - حاشیه آقا جمال الدین خوانسارى‏  4 - حاشیه شیخ حسن صاحب معالم‏  5 - حاشیه میرزا عبد الله افندى صاحب ریاض‏  6 - حاشیه علامه مجلسى‏  7 - حاشیه سید میرزا محمد بن على استر آبادى رجالى معروف‏  8 - حاشیه شیخ محمد سبط شهید ثانى‏  9 - حاشیه شیخ محمد على بلاغى‏  10 - حاشیه سید نجم الدین جزائرى‏  بر این کتاب فهرست‏هاى گوناگونى نگاشته شده است مانند:  فهرست تهذیب الأحکام نوشته محمد جعفر از علماى قرن یازدهم هجرى.  فهرست تهذیب الأحکام نوشته مولى عبد الله بن حاج محمد بشروى تونى معروف به فاضل تونى.     این کتاب توسط محمد یوسف بن محمد ابراهیم گورکانى به فارسى ترجمه شده است.        کتاب الغیبة للحجة  کتاب حاضر که نام دیگر این کتاب «إثبات الغیبة» است، اثر شیخ الطائفه، شیخ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى از برجسته‏ترین چهره‏هاى علمى جهان تشیع و شخصیت مورد اعتماد شیعه در قرن پنجم هجرى است (385 - 460 هجرى).  کتاب الغیبه از بهترین و مهمترین و کاملترین منابع شیعه در مورد مسئله غیبت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است.در این کتاب به علت و انگیزه غیبت امام زمان و حکمت الهى که موجب آن گردیده اشاره شده است.  شیخ طوسى در نگارش این اثر ارزشمند و گرانبها شیوه‏هایى نو و ابتکارى به کار گرفته و به تمام جوانب غیبت امام زمان اشاره نموده و با استدلال به قرآن و روایات پیامبر و ائمه معصومین علیهم‏السلام و حکم عقل به پاسخ گویى شبهات و اشکالات مخالفین پرداخته است.  این کتاب شامل بسیارى از فضایل امام زمان است و سیره و روش آن حضرت در زمان غیبت و هنگام ظهور را بیان کرده و بسیارى از علائم ظهور صاحب الزمان، خاتم اوصیاء، امام مهدى علیه افضل الصلاة و السلام را ذکر نموده است.  کتاب الغیبه شیخ طوسى از بهترین کتاب‏هایى است که توسط علماى شیعه درباره امام زمان، حجة بن الحسن «أرواحُنا لِمَقدَمهِ الفِداء» نگاشته شده و شامل بهترین دلایل عقلى و شرعى بر وجود امام زمان و غیبت و ظهور آن حضرت در آخر الزمان است.  این کتاب از زمان نگارش تا حال در طول هزار سال پیوسته مورد توجه علما و فقهاى شیعه بوده و بزرگان در تألیفات خود بسیار به آن استناد کرده و از آن نقل نموده‏اند.  علامه، شیخ آقا بزرگ تهرانى درباره این کتاب مى‏فرماید:«و کتاب الغیبة للشیخ الطوسى - هذا - هو من الکتب القدیمة الذى یمتاز على غیره، فانه قد تضمن اقوى الحجج و البراهین العقلیة و النقلیة على وجود الامام الثانی عشر محمد بن الحسن صاحب الزمان علیه‏السلام و على غیبته فى هذا العصر ثم ظهوره فى آخر الزمان فیملأ الأرض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا».  یعنى:«کتاب الغیبة نوشته شیخ طوسى از کتاب‏هاى قدیمى است که بر بسیارى از کتاب‏هاى دیگر برترى دارد.این کتاب شامل بهترین حجت‏ها و محکم‏ترین برهان‏هاى عقلى و نقلى بر وجود امام دوازدهم، حجة بن الحسن العسکرى، صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف و غیبت آن حضرت در این زمان و ظهورشان در آخر الزمان است.آن حضرت کسى است که جهان را بعد از آن که پر از ظلم و فساد شده باشد پر از عدل و داد خواهد کرد».     شیخ طوسى در مقدمه کتاب انگیزه خود را از نگارش این کتاب این گونه بیان مى‏فرماید: «من این کتاب را به درخواست شیخ بزرگوار که خداوند عمر ایشان را طولانى گرداند نگاشتم.ایشان درخواست فرموده بودند تا کتابى در باره غیبت صاحب الزمان املا نمایم و در آن سبب غیبت آن حضرت و علت طول کشیدن آن و...را بیان نمایم و اینکه چرا آن حضرت ظهور نمى‏کند؟ آیا مانعى در کار است؟ آن مانع چیست؟ و چرا ما نیازمند به آن حضرت هستیم؟من هم درخواست این شیخ بزرگوار را اجابت نموده و امر ایشان را اطاعت کردم، اگر چه وقتم کم و فکرم مشغول و مشکلات و موانع زندگى نیز فراوان است و حوادث ناگوار در این دوران یکى پس از دیگرى اتفاق مى‏افتد.من در این کتاب به نکاتى اشاره خواهم داشت که هیچ جاى شک و تردیدى باقى نگذارد و سخنم را نیز طولانى نمى‏کنم چرا که اصحاب و اساتید و مشایخ ما در این باره کتاب‏هاى فراوانى نگاشته‏اند و در آن به شرح و بسط کامل مسئله امامت پرداخته‏اند.من در این کتاب در صدد پاسخ گویى به سؤالات گوناگون در این باره هستم و براى تایید سخنان خود به برخى از روایات نیز استناد خواهم کرد تا موجب تأکید و پذیرش آن از جانب علاقه مندان به روایات گردد و از خداوند متعال در انجام این مهم یارى مى‏جویم».  شیخ طوسى در بخشى از این کتاب مى‏فرماید:«جواب الاعتراض عن طول عمر الحجة الى هذا الوقت الذى هو سنة 447» و در جاى دیگر مى‏فرماید:«تا این زمان یعنى سال 444 هجرى...»  پس تاریخ نگارش این کتاب حدودا 444 تا 447 هجرى بوده است یعنى 13 سال قبل از وفات شیخ و در دورانى که ایشان در بغداد به سر مى‏بردند.  با توجه به تاریخ نگارش کتاب مى‏توان فهمید که نگارش آن قبل از آتش سوزى کتابخانه شیخ طوسى بوده و شیخ در هنگام نگارش کتاب به خیلى از منابع مهم و اصول قدما و کتاب‏هاى معتبر خطى و نسخه‏هاى اولیه آن دست رسى داشته و این خود بر ارزش و اعتبار کتاب مى‏افزاید.  کتابخانه شیخ طوسى از بزرگ‏ترین کتابخانه‏هاى مهم آن دوران و از غنى‏ترین آنها به شمار مى‏رفته که شامل بسیارى از نسخه‏هاى منحصر به فرد و اصول چهارصدگانه شیعه بوده و بسیارى از آنها به دست یاران ائمه علیهم‏السلام نگاشته شده بود و سوختن آن کتابخانه یکى از غم انگیزترین حوادث ناگوار جهان اسلام به شمار مى‏آید.  نکته مهم دیگر آنکه اکثر کتاب‏هاى شیخ طوسى و مهم‏ترین آنها با استفاده از کتاب‏هاى این کتابخانه نگاشته شده و این هم موجب حفظ و بقاى مطالب ارزشمند آن کتاب‏ها گردیده و هم موجب ارزش و اعتبار فراوان کتاب‏هاى شیخ طوسى گشته است.        الفهرست‏  نوشته شیخ الطائفة، ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى (385 - 460 هجرى)، از بزرگان شیعه در قرن پنجم هجرى.  موضوع کتاب بیان اسامى مصنفین شیعه و کتابهایى که در عالم تشیع نوشته شده و سند شیخ طوسى به آنها می‌باشد.  فهرست نویسى را مى‏توان یکى از بخشهاى علم رجال به حساب آورد ؛ چرا که معمولا بیشترین حجم کتابهاى ذکر شده در فهرستها را کتب روایى تشکیل مى‏دهد و سند مؤلف کتاب به آنها در کنار نام هر یک ذکر مى‏شود.  از میان پنج کتاب اصلى رجال سه کتاب، موضوعشان رجال و دو کتاب دیگر در موضوع فهرست مى‏باشند.  کتب رجال عبارتند از: رجال کشى‏، رجال شیخ طوسى‏(الابواب) و رجال ابن غضائرى‏  و دو کتاب فهرست عبارتند از؛ فهرست نجاشى با نام «فهرست اسماء مصنفی الشیعه» که به رجال نجاشى نیز معروف است و  فهرست شیخ طوسى (کتاب حاضر)  البته این پنج کتاب اولین کتابهاى نوشته شده در این فن نیستند ؛ بلکه اولین متن‏هاى موجود در زمان ما مى‏باشند و الا چندین عنوان کتاب دیگر در قرنهاى اول و دوم و سوم هجرى تألیف شده که متن هیچیک به دست ما نرسیده است.     اصول پنج گانه رجال معتبرترین منبع براى دستیابى به اطلاعات رجالى محسوب مى‏شوند و آنچه در این کتب پیرامون شخصیتى آمده بهترین دلیل بر وثاقت یا عدم وثاقت اوست.  بنا بر این به استثناى رجال ابن غضائرى که در صحت مطالب آن تردیدهایى شده، هیچ شبهه‏اى در سندیت منقولات کتب چهارگانه رجال وجود ندارد و این بالاترین درجه اعتبارى است که براى یک کتاب فرض مى‏شود. نزدیکى زمان نگارش این کتب به عصر روات نیز بر اعتبار و ارزش منقولات آنها مى‏افزاید، چرا که معمولا مستند به حس هستند نه حدس.     شیخ بزرگوار طوسى، در مقدمه فهرست علت اقدام خویش به نوشتن این کتاب را چنین بیان مى‏کند:«من دیدم عده‏اى از بزرگان امامیه کتبى به عنوان فهرست مصنفات و اصول تألیف شده در شیعه، نوشته‏اند ؛ اما هیچیک به طور کامل آنها را جمع آورى نکرده، بلکه هر کس تنها کتب کتابخانه خویش و آنچه اجازه روایتش را گرفته نقل کرده است.در این میان تنها ابو الحسین احمد بن حسین (ابن غضائرى) چنین کارى کرده و دو کتاب نوشته، یکى شامل اسامى کتب و دیگرى اسامى اصول و متأسفانه این دو کتاب را کسى استنساخ نکرده بود و بعد از مرگ ناگهانى ابن غضائرى، توسط بعضى از ورثه او از بین رفتند...»  شیخ طوسى که نزدیک به 50 تألیف در رشته‏هاى مختلف دارد در موضوع رجال نیز سه کتاب مشهور دارد و در حقیقت، از اصول چهارگانه رجال که معتبرترین کتب رجال مى‏باشند سه عنوان متعلق به شیخ الطائفه است.این سه کتاب عبارتند از:  1 – الفهرست؛ کتاب حاضر در برنامه، که شیخ طوسى مؤلفین و سند خویش به آنها را ذکر کرده و در کنار آن، بعضى کتابهاى آنها و وثاقت و اعتبارشان را هم متذکر شده است.  2 – الأبواب؛ معروف به رجال شیخ طوسى، که بر طبق طبقات اصحاب پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله و ائمه علیهم‏السلام تنظیم شده و به علمایى که هیچیک از ائمه را درک نکرده‏اند ختم شده است.  این کتاب که پس از فهرست تألیف شده، هدفش ذکر نام روات بوده و قصد جدا کردن ممدوحین را از مذمومین ندارد.  3 - اختیار الرجال یا اختیار معرفة الرجال؛ این کتاب مهذب کتاب «معرفة الناقلین» کشى است که اصل آن از بین رفته و تنها راه دسترسى به مطالب آن کتاب، که یکى از اصول چهارگانه رجال شیعه است همین کتاب مى‏باشد.    از ویژگیهای این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:  الف) این کتاب در ردیف مهمترین منابع براى شناخت اعتبار راویان شیعه و از عمده‏ترین منابع است.  ب) هدف اصلى از تألیف کتاب معرفى مؤلفین شیعه و کتب آنها است، لذا راویانى که کتابى ننوشته‏اند نامشان در این کتاب نیامده است.  ج) در این کتاب بعضى از مؤلفین شیعه ذکر نشده‏اند (مانند آنها که شیخ طریقى به آنها ندارد).  د) در ضمن بیان شرح حال بعضى، جرح و تعدیلى نسبت به برخى دیگر از روات ذکر شده، مانند:تضعیف کثیر بن عیاش قطّان در ترجمه زیاد بن منذر (شماره 293).  ه) شیخ طوسى عناوین مختلف هر راوى مانند: نام، لقب، کنیه‏ها و اختلافات پیرامون آنها را در موارد فراوانى تذکر داده است.  و) در جاى جاى فهرست، هنگام ذکر یک نام، تاریخ‏هایى مانند ولادت و وفات و...نیز آمده است.  ز) تذکراتى مانند عرضه کتاب بر معصومین علیهم‏السلام و تصحیح کتاب توسط آنان و اعتماد اصحاب بر یک کتاب و یا روایات کسى مانند مراسیل ابن ابى عمیر و...نیز از مطالب موجود در این کتاب مى‏باشد.  دو نکته مهم‏؛  1 - شیخ در برخى موارد مى‏گوید: «أخبرنا عدة من أصحابنا» و یا «جماعة من أصحابنا» و بعضى تصور کرده‏اند در این موارد طریق شیخ مجهول است.  جواب آن است که چنین نیست ؛ زیرا کسى که با کتاب فهرست مأنوس باشد مى‏داند شیخ عمده نقلش در این کتاب از 5 نفر است: شیخ مفید - ابن غضائرى - ابن حاشر - ابن ابى جید و ابن صلت اهوازى و از غیر اینها در موارد کمى نقل کرده است و با تتبع در کتاب بدست مى‏آید که «عده» و «جماعت» معمولا شامل شیخ مفید است و دیگران.بنا بر این شبهه‏اى در وثاقت روایات کتاب وجود نخواهد داشت.  2 - شیخ، فهرست کتب اصحاب امامیه را نوشته است، بنابراین صِرف آمدن نام یک نفر در این کتاب، دلیل بر شیعه بودن اوست مگر آنجا که تصریح به خلاف شده باشد.  پس آمدن نام افراد در این کتاب یک مدح عام را از جانب شیخ شامل او مى‏کند (رجال نجاشى و فهرست منتجب الدین و معالم العلماء نیز اینچنین هستند).  کتاب «الفهرست» داراى چنین ترتیبى نبوده و براى دسترسى هر چه آسانتر به مطالب آن عده‏اى آن را مرتب نموده‏اند از جمله:  1 - توسط شیخ على بن عبد الله مقشاعى بحرانى، متوفاى 1127 هجرى.  2 - بوسیله مولى عنایة الله قهپایى، متوفاى بعد از 1126 هجرى.(ایشان متن کتاب را در مجمع الرجال خویش هم آورده است).  3 - در سال 1005 هجرى به ترتیب الفبایى کامل در آمده که ظاهرا چاپ حاضر نیز بر اساس این ترتیب است.     کتاب شریف «الفهرست» توسط محقق حلى، ابو القاسم جعفر بن حسن بن یحیى، صاحب شرایع الإسلام (متوفاى 676 هجرى) تلخیص شده و نام کتابها و سندهاى شیخ به آنها را حذف کرده و تنها نام مصنفین را با خصوصیاتشان باقى گذاشته است.ایشان کتاب را بر اساس حروف الفباء مرتب کرده است.  همچنین شیخ سلیمان بن عبد الله بحرانى ماحوزى (متوفاى 1121 هجرى) کتاب را شرح کرده و نام آن را «معراج الکمال إلى معرفة الرجال» نهاده است.  فهرست شیخ به جهت اهمیت و اعتبارى که داشته توسط برخى از بزرگان تکمیل شده و تتمه‏اى بر آن نگاشته‏اند، از جمله:  1 - شیخ منتجب الدین، متوفاى بعد از 585 هجرى کتاب فهرست خویش را به عنوان تتمه‏اى بر فهرست شیخ نوشته و در آن اسامى مؤلفین شیعه را از زمان شیخ طوسى تا عصر خویش آورده است.  2 - معالم العلماء توسط ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى 588 هجرى) تألیف شد و 300 مصنف را به فهرست شیخ اضافه نمود.  کتاب فهرست توسط شیخ طوسى براى فرزند فقیه و گرانقدرش، ابو على طوسى قراءت شد.ابو على نیز آن را براى ابن رطبه سوراوى قراءت نمود.وى نیز کتاب را براى ابو البرکات عبداد قراءت کرد.  نسخه حاضر املاء ابوالبرکات عبداد است که در 16 جمادى الأولى سال 587 هجرى آن را املاء نموده است.      کتاب حاضر که داراى ترتیب الفبایى است در مجموع 888 نفر از مؤلفین شیعه را نام برده است.البته به این تعداد باید کسانى که در ضمن ترجمه دیگرى نام برده شده اند نیز اضافه شود که در مجموع نزدیک به 900 نفر مى‏شود.  در اعتبار اصل کتاب هیچ شبهه‏اى نیست ؛ اما دو نکته پیرامون نسخه‏هاى کتاب قابل توجه است:  اول اینکه: در بین چند نسخه خطى موجود از کتاب یک نسخه تفاوت کلى و عمده‏اى با بقیه نسخه‏ها دارد.  ظاهرا مسئله چنین است که شیخ طوسى ابتدا نسخه‏اى از کتاب نوشته و زمانیکه براى بار دوم کتاب را مى‏نگاشته تغییراتى در آن داده است و احتمالا عده‏اى، از همان نسخه اول استنساخ کرده‏اند.  از قرائن پیداست نسخه تنها، ابتدا نوشته شده و بقیه نسخه‏ها از نسخه دوم شیخ مى‏باشند.مثلا در نسخه اول (تنها) پس از ذکر نام سید مرتضى دعا براى طول عمرش شده (طول الله عمره و عضد الإسلام و أهله ببقائه و امتداد أیامه)، و در بقیه نسخه‏ها (رضى الله عنه) آمده و تاریخ وفات او نیز ذکر شده است.  دوم اینکه: از کتاب دو نسخه چاپى متفاوت در دست است.یکى چاپ نجف اشرف از سال 1356 هجرى و دیگرى چاپ هند مربوط به سال 1271 هجرى.  در چاپ نجف ترتیب اصلى کتاب حفظ شده و داراى اشکالات کمى است، اما در چاپ هند ترتیب کتاب را به صورت الفبایى درآورده‏اند و متأسفانه در آن تصرفاتى کرده‏اند که کتاب از اعتبار و ارزش افتاده است.بنا بر این چاپ نجف معتبرتر بوده و داراى ارزش بیشترى است.          رجال الطوسی‏   نام دیگر این کتاب «الأبواب» است، زیرا براى اصحاب هر یک از معصومین علیهم‏السلام بابى مستقل گشوده است.  این کتاب توسط شیخ الطائفة، ابو جعفر، محمد بن حسن بن على طوسى از بزرگترین علماى شیعه در قرن پنجم هجرى و بارزترین شاگرد شیخ مفید نگاشته شده است.   ‏  رجال شیخ طوسى کتابى است که از جهات مختلف داراى اعتبار ویژه‏اى است از جمله آنکه:  - این کتاب از اصول پنج گانه اولیه رجال است و تمام کسانى که پیرامون رجال مطلب نوشته‏اند ناگزیر از رجوع به این اصول مى‏باشند.  - نویسنده کتاب حاضر، شیخ طوسى است که وسعت اطلاعات او و تخصص بالاى وى در رشته‏هاى مختلف علوم بر کسى پوشیده نیست.او کسى است که در بیشتر رشته‏هاى علوم اسلامى کتاب نوشته و کتابهاى او مرجعى کاملا مطمئن براى محققین در طول هزار سال بوده و هست.  - تاریخ تألیف این کتاب با توجه به ارجاعات شیخ به فهرست در این کتاب، در اواخر عمر شیخ بوده و این ویژگى مهمى براى یک اثر است که در اوج دوران علمى یک مؤلف نوشته شده باشد.  - شیخ مطالب این کتاب را از منابع متعدد و اصول فراوانى که در اختیار داشته جمع آورى نموده و پس از او منابع مذکور از بین رفته و تنها راه دستیابى ما به مطالبشان همین اصول رجال است.      کتاب حاضر، تنها قصد جمع آورى و شمارش اصحاب معصومین علیهم‏السلام را دارد.به همین جهت اشاره‏اى به مدح و ذم افراد ندارد مگر در مواردى که براى رفع شبهه و مانند آن تذکر داده است.  شیخ طوسى در مقدمه کتاب انگیزه و داعى خویش را بر نوشتن این کتاب چنین بیان نموده که"چون شیخ فاضل چندین بار از من خواسته کتابى مشتمل بر اسامى راویان از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله و ائمه بعد از او و کسانى که از آنها مستقیما روایت نکرده‏اند تهیه کنم، بخاطر اجابت خواسته او کتاب حاضر را نوشتم و براى سهولت هر چه بیشتر در بازیابى مطالب کتاب، آن را بر اساس حروف الفباء مرتب کردم."  اختلافى واقع شده در اینکه «شیخ فاضل» کیست؟  آنچه قریب به واقع مى‏نماید این است که او شاگرد شیخ و نماینده او در شام، قاضى طرابلس، عبد العزیز بن براج، متوفاى 481 هجرى است.  شیخ کتاب «الجمل و العقود» را نیز به درخواست او نگاشته است.    با قطع نظر از «اختیار معرفة الرجال» که تهذیب کتاب رجال کشى است توسط شیخ طوسى، از این عالم بزرگوار دو کتاب در موضوع رجال به یادگار مانده که عبارتند از «رجال» و «فهرست».  گرچه موضوع هر دو کتاب رجال است و هر دو از اصول اولیه رجال مى‏باشند اما تفاوتهاى عمده‏اى با هم دارند از جمله اینکه:  - کتاب «فهرست شیخ» با هدف شمارش مصنفین شیعه است و در ضمن، طریق مؤلف به هر کتاب هم ذکر شده است.بنا بر این در اکثر موارد ذکر نام یک شخص در این کتاب دال بر شیعه بودن اوست ؛ گرچه امامى و اثنا عشرى بودن او ثابت نمى‏شود و ممکن است واقفى یا زیدى یا...باشد.اما کتاب رجال براى جمع آورى نام اصحاب معصومین علیهم‏السلام تهیه شده و هیچگونه توجهى به مذهب افراد ندارد، لذا کسانى چون معاویه و عمرو بن عاص نیز در شمار اصحاب پیامبر ذکر شده‏اند.  - در کتاب فهرست تنها شیعیانى که داراى تألیف بوده‏اند را مى‏توان یافت و روات فاقد کتاب توسط شیخ به شمارش در نیامده‏اند.در صورتى که رجال نظر به راوى بودن دارد (چه مؤلف کتابى باشد چه نباشد) و به همین جهت نام کسانى از اصحاب معصومین علیهم‏السلام که روایتى از معصوم نقل نکرده‏اند در این کتاب ذکر نشده است.  - با توجه به این نکات «فهرست» شامل نام مصنفین شیعه است و «رجال» شامل نام اصحاب معصومین که روایتى از آنها نقل کرده باشند.  - ذکر نام هر کس در کتاب «رجال» هیچ مدحى براى او تلقى نمى‏شود، بخلاف «فهرست» که حد اقل، شیعه بودن، در مقابل سنى بودن را اثبات مى‏کند.  رجال شیخ طوسى بر اساس طبقات روات از زمان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله تا امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف مرتب شده و پس از آن، بابى به عنوان کسانیکه از هیچ معصومى مستقیما روایت نقل نکرده‏اند آمده و شامل افراد متأخر از زمان ائمه و کسانى است که هم عصر ائمه بوده‏اند اما روایتى از آن بزرگواران نقل نکرده‏اند.  هر یک از معصومین عنوانى مستقل است که ذیل آن به تعداد حروف الفباء ابوابى گشوده شده و هر حرف یک باب مستقل است ؛ اما در ترتیب اسماء تنها حروف اول آنها رعایت شده و در بیشتر ابواب شیخ طوسى شاخص‏ترین افراد آن باب را اولین نام قرار داده است (البته این کلیت ندارد و در بعضى موارد خلاف آن هم دیده مى‏شود).  پس از این ابواب، بابى به عنوان «الکنى» و بابى به عنوان «النساء» نیز اضافه شده است.  در این کتاب ابتدا نام و کنیه و لقب و نسبت افراد آمده و در بعضى موارد رابطه او با معصوم نیز ذکر شده است.  طبقه روات و برخى تاریخها و توثیقات و تصنیفات نیز بالمناسبة آمده است.  خصوصیت دیگر کتاب آن است که کمتر توجهى به مذهب یا جرح و تعدیل افراد شده و در اکثر موارد تنها نام افراد ذکر شده و هیچ توضیح اضافه‏اى براى آنها نیامده است.البته از امام کاظم علیه‏السلام به بعد این سرى نکات بیشتر ذکر شده است.  نکته‏اى دیگر که در اینجا تذکر آن لازم است آنکه مقصود از اصحاب یک امام در این کتاب کسانى هستند که از آن امام روایت نقل کرده باشند نه صرف دیدار و ملاقات امام ؛ بنا بر این مثلا شیخ طوسى ابن ابى عمیر را از اصحاب امام رضا علیه‏السلام مى‏داند با اینکه او امام کاظم علیه‏السلام را هم درک کرده اما از او روایتى ندارد.

  • بازدید: 1455
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک

وقتی شخص یا وسیله ای که خود حلال مشکلی است نیازمند به دیگری می شود گفته می شود

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    اینا ایران ساختن ولی حالاچی سیستان بزرگ به فراموشی رفته ما بعداز مرگ مون چه طوری جلوی جدمون سرمون بالا بگیریم نمایش / پاسخ
    فرستنده : سیستان
تبلیغات


Your SEO optimized title