میهن نما
میهن نما
گفتاورد

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو را بپوشاند، تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد

پورسینا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

تن خويش را بعث كن به فرهنگ و هنر آموختن، و اين تو را به دو چيز حاصل شود: يا به كار بستن چيزي كه داني، يا به آموختن آن چيز كه نداني.

حكمت: هيچ گنجي بهتر از هنر نيست و هيچ دشمن بتر از خوي بد نيست و هيچ عزّي بزرگوارتر از دانش نيست، و هيچ پيرايه، بهتر از شرم نيست. پس آموختن را وقتي پيدا مكن؛ چه، در هر وقت و در هر حال كه باشي، چنان باش كه يك ساعت از تو درنگذرد تا دانشي نياموزي و اگر در آن وقت، دانايي حاضر نباشد، از ناداني بياموز كه دانش از نادان نيز آموخت؛ از آنكه هر هنگام كه به چشم دل در نادان نگري و بصارت عقل بر وي گماري، آنچه تو را از وي ناپسند آيد، داني كه نبايد كرد.

و بر مردم واجب است هنر و فرهنگ آموختن كه فزوني بر همسران خويش به فضل و هنر توان يافت. چون در خويشتن هنري نبيني كه در امثال خويش نبيني، هميشه خود را فزونتر از ايشان داني و مردمان نيز تو را افزونتر دانند از همسران تو به قدر فضل و هنر تو.و چون مرد عاقل بيند كه وي را فزوني نهادند بر همسران وي به فضلي و هنري، جهد كند تا فاضلتر و بهره‌مندتر شود و هر آنگاه كه مردم چنين كند، بس دير برنيابد تا بزرگوارتر هر كسي شود.

دانش و برتري

و دانش جستن، برتري جستن باشد بر همسران و مانند خويش. و دست بازداشتن از فضل و هنر، نشان خرسندي بود بر فرومايگان و آموختن هنر و تن را ماليده داشتن از كاهلي سخت سودمندست كه گفته‌اند: كاهلي فساد تن بوَد و اگر تن تو را فرمانبرداري نكند، نگر تا ستوه نشوي؛ ازيرا كه تنت از كاهلي و دوستي آسايش، تو را فرمانبردار از آنكه تن ما را تحريك طبيعي نيست و هر حركتي كه تن كند، به فرمان كند نه به مراد؛ كه هرگز تا نخواهي و نفرمايي، تن تو را آرزوي كار كردن نباشد. پس تو به ستم، تن خويش را فرمانبردار گردان و به قهر، او را به اطاعت آور كه هر كه تن خويش را مطيع خويش نتواند گردانيد، وي را از هنر بهره نباشد و چون تن خويش فرمانبردار خويش كردي به آموختن هنر، سلامت دو جهاني اندر هنرش بيابي و سرمايه همه نيكي‌ها اندر دانش و ادب نفس و تواضع و پارسايي و راستگويي و پاكديني و پاك‌شلواري و بي‌آزاري و بردباري و شرمگني شناس...

شرم از فحش و ناجوانمردي و ناحفاظي و دروغزني دار. از گفتار و كردار با صلاح شرم مدار كه بسيار مردم بوَد كه از شرمگني از غرضهاي خويش بازماند... جاي شرم و جاي بي شرمي ببايد دانست و آنچه به صواب نزديكتر است، همي بايد كرد كه گفته‌اند مقدمه نيكي، شرم است و مقدمه بدي، بي‌شرمي است.

.............................
بن مایه :  قابوس نامه

نوشتار از روزنامه ی اطلاعات برداشت شده است.

  • بازدید: 1051
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست سخنان بزرگان سخنانی نغز از عنصرالمعالی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

شنیدن کی بود مانند دیدن

دیدن چیزی با چشم خود بهتر از شنیدن آن از زبان دیگران است

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title