میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ستارخان

من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد.

ستارخان سردار ملی ایران

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

محمدعلي دادخواه

ما بايد زمان با هم بودن را براي مردم، فراهم كنيم و اين امكانپذير نيست مگر در سايه ي گستردن جشنها، بزمها و سنتهاي كهن ايران. هنگامي كه در شب چله به مراغه برويد بيشتر قنادي هاي آن کیکهایی در پشت پنجره ي خود جاي ميدهند كه همانند هندوانه است که روی آن نوشته : یلدا خوش باد . اگر همين شب به اصفهان برويد باز هم گونه اي شيريني ويژه دارند که نوشته : شب چله مبارک . همين شب اگر در سيستان و بلوچستان باشيد ميبينيد كه از دو سه شب پيش گفتوگو ميكنند كه به خانه ي كدام بزرگتر بروند. همه ي اينها نشان از يك یکپارچگی همسو همرنگ و همدل در اين شب دراز است.

چهارشنبه سوري هم، جشن مشترك ايرانيان است. اگر در اين روز به شمال برويد همان شادماني و بزم و عشقي را ميبينيد که به بزرگداشت اين جشن و گراميداشت آتش و برافروختن نور، زيبايي، گرما و همدلي برپاست. در جنوب ايران هم، چنين است.

جشن نوروز که سرآمد همه ي جشنها ميان مردمان ايراني است .  ارامنه در جلفاي اصفهان با چه شوقي به پيشواز نوروز ميروند. اهل تسنن همچنين و بهدینان، که قافله سالار این جشنند. یک شادی پراکنده، یک شادی فراگیر که هیچ اختلافی در آن نیست و همه همسو، همدل و همراي اند. اگر ما در پی این هستیم که این یکپارچگی و همدلی را گسترش بدهیم باید به جشن ها، بزمها و همه ی رخدادهایی که شادی را در ميان سرزمین ما میپراکنند، بيشتر توجه کنیم. به یاد داشته باشیم که باور کهن ما یعنی دید نیاکان ما اين است که خداوند نخست آسمان را آفرید و سپس شادی را آفرید و با همکاری و پیوند شادی و آسمان زمین را و آب را، گیاه را، حیوان را و سرانجام انسان را آفرید. پس شادی جزو جداناشدنی هستی ما در فرهنگ کهن و امروز ماست. مولوی در همین راستا ديدگاه دارد: هر ذره که می پوید بی خنده نمی روید/  از نیست سوی هستی ما را کي کشد خنده / خنده پدر و مادر در چرخ درآوردت....

پس ما باید مردم را شاد کنیم هر چیزی که جدايي افكن است را برداریم. بیاییم مواردی که این پیوند، این پیوست، این بند و این مهر بی پایان را افزون م یکند، بارور کنیم. نمونه ی  بارز آن جشن مهرگان است این جشن یک پیشینه ی استوره ای دارد و هنگامی که فریدون و کاوه بر ضحاک پیروز شدند. یک ریشه ی تاریخی دارد، هنگامی که داریوش شاه بر بردیای دروغین، گئوماته پیروز شد و آن روز را روز مهر روز عشق روزهمدلی نام نهادند. چرا اکنون ما روز مهر را بزرگ نداریم که همدلی همه ی سرزمین را از کٌرد و عرب و بلوچ و ترکمن فراهم بیاورد. اکنون سرزمینهای ديگر در پی آن هستند تا روزهای شاد همگانی ایجاد کنند. بياييم روزهای بزرگی مانند زادروز فردوسی، سرودن مولوی و نگرش خیام و... را گرامی بداریم . همه ی اینها پیوندهای بسیار ژرفی را ميان همه ی ایرانیان ایجاد میکند. اگر به این دریچه ره گشودیم و از باورهای جدايي انگیز چشم پوشیدیم، بیگمان کامیاب میشویم. در زمان ساسانیان هنگامی که ایرانیان از رومیها شکست خوردند و جنگهای هفت ساله و ١١ ساله پیش آمد، بهرام گور دستور داد ١٠ هزار لولی یعنی رقاصانی که عشق و شادی را میپراکندند، بیایند و در همه جای ایران بگردند و پس از آن تولید افزون شد.

چو شادی بکاهد بکاهد روان /  خرد گردد اندر میان ناتوان

مده دل به غم تا نکاهد روان /  به شادی همی دار تن را جوان .

......................

بن مایه : هفته نامه ی امرداد - شماره ی 330

  • بازدید: 934
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست ایران امروز جشن ها و آیین ها پیوند دهنده ی ایرانی تباران
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title