میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

سعيد نفيسي

کساني که زندگاني پنجاه سال پيش ايران را هنوز به ياد دارند، چيزي که هميشه بر آن دريغ دارند و افسوس مي‌خورند، دلخوشي و قناعت و زندگي ساده‌اي بود که همه با کمال سرور و شادي از آن لذت مي‌بردند. زندگي آسان بود، ارزان بود، تجمل و خودفروشي و نادرستي در کار نبود، هر کس به اندازه درآمد خود، اگر هم بسيار ناچيز بود، مي‌توانست زندگي آرام و آسوده‌اي داشته باشد. اين رقابتها و همچشمي‌هاي زيانبخش در ميان نبود. زندگي خانوادگي بسيار احترام داشت. هر کس به خاندان خود مغرور بود و به کار خود دلبستگي داشت. به همين جهت مردم به مراتب دلخوش‌تر از امروز بودند.

در تهران ميدان نسبتاً بزرگي بود که در ضلع جنوبي آن يکي از دروازه‌هاي ارک بود که به سوي بازار باز مي‌شد و در بالاخانه آن صبحها و غروبها نقاره مي‌زدند و به همين جهت آن را «دروازه نقاره‌خانه» مي‌گفتند. در جايي که اکنون مدخل حياط تخت مرمر واقع است، دروازه ديگري بود که يکي از دوازه‌هاي کاخ گلستان بود. در وسط ميدان، حوض مربع مستطيل بسيار بزرگي بود که از آب شاه پر مي‌شد و هميشه آب زلال بسيار روشن داشت.

در جنوب اين حوض، توپ بزرگي بود که به آن «توپ مرواريد» مي‌گفتند و مردم عقيده داشتند از توپهايي است که شاه عباس از پرتغاليها گرفته بود و برخي آن را از توپهاي نادرشاه مي‌دانستند؛ اما کتبيه‌اي که روي اين توپ هست و ماده تاريخي که از فتحعلي‌شاه ريخته‌اند، احتمال مي‌رود از توپهايي باشد که افسران فرانسوي که به فرمان ناپلئون براي اصلاح نظام ايران آمده بودند، ريخته باشند؛ زيرا که ايشان دو کارخانه توپ‌ريزي ـ يکي در تهران و يکي در اصفهان ـ داير کردند. مردم تهران درباره اين توپ عقايد مخصوصي داشتند و حتي کرامت برايش قائل بودند و مي گفتند: چون شاه عباس آن را از پرتغاليها گرفت، از خليج فارس تا تهران با پاي خود آمد!

در هر صورت زنان تهران که حاجتها و آروزهايي داشتند، در اين ميدان که توپ مرواريد در آن بود، جمع مي‌شدند. اين توپ همان است که امروز در باغ باشگاه افسران گذاشته‌اند. زنان نخست از زير سردر نقاره‌خانه رد مي‌شدند و تنها رد شدن آن را وسيله برآورده شدن حوايج خود مي‌دانستند و سپس به پاي توپ مي‌رسيدند. زناني که فرزند مي‌خواستند يا دختراني که در آرزوي شوهر بودند، روي لوله توپ سوار مي شدند و حاجت خود را بر زبان مي‌آوردند. برخي به چرخهاي توپ به اصطلاح خود «دخيل» مي‌بستند؛ يعني گوشه‌اي از پيراهن يا چارقد خود را پاره مي‌کردند و به آنجا مي‌بستند و گره مي‌زدند و در زمان ما به اندازه‌اي به چرخهاي توپ کهنه بسته گره کرده بودند که چرخ چوب و رنگ آن معلوم نبود!

روزنامه اطلاعات

  • بازدید: 1802
برچسب ها
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست ایران امروز توپ مروارید
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

اگر کار از کار گذشت دیگر نباید به کم و زیادش نگاه کرد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title