میهن نما
میهن نما
گفتاورد

چگونه ممکن است خون ایرانی در رگ های کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در کشور تحمل نماید ؟

دکتر محمد مصدق

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
ایران امروز نقش و نگارهايي كه تا خواب ابدي‌شان چيزي نمانده
میانگین امتیار کاربران: / 4
بسیار بدبسیار خوب 

«اگر وضع به همين‌گونه ادامه يابد، با اين روند بي‌توجهي‌ها، چيزي از نقاشي‌ها، گچ‌بري‌ها، آينه‌كاري‌ها و آجركاري‌هاي خانه‌هاي يزدي برجاي نخواهد ماند. البته منظورم براي نسل آينده نيست چرا كه با اين روند حتا به چند سال هم نمي‌پايند.»
اين‌ها سخنان معصومه حاتمي است‌، كسي كه يزدي نيست اما در يكي از خانه‌هاي كهنسال يزدي(دانشكده معماري يزد) مدرك كارشناسي‌اش را گرفته است. او كارشناس نقاشي است و كارشناس ارشد گرافيك. حاتمي در پايان‌نامه‌ي كارشناسي ارشد خود به بررسي  «ساختار گرافيكي نقوش تزييني خانه‌‌هاي سنتي يزد» پرداخته است، كاري كه از سال ٨٧ آغاز شد و در سال ٨٩، به انجام رسيد.
معصومه حاتمي گفت: «سازمان ميراث حتا از بسياري از اين خانه‌ها، خبر ندارد. ساكنان بسياري از اين يادگارهاي تاريخي، مهاجران افغاني هستند.»
او نمونه‌‌عكس‌هايي داشت كه فاصله‌ي زماني ميانشان كمتر از دو سال بود، عكس‌هايي كه روند پر شتاب ويراني و نابودي را نشان مي‌داد و مرمت‌هايي بي‌اصول.

معصومه حاتمي كه از اين‌همه بي‌توجهي، دلش ريش بود، گفت: «سازمان ميراث وظيفه دارد كه از اين يادگارها پاسداري كند، بايد به آن‌ها سركشي كند. استادان كارآزموده‌ي مرمت نيز كه شمارشان در يزد كم نيست بايد خويشكاري خود بدانند كه به اين خانه‌ها كه انباشتي از هنر در خود دارند، سربزنند. اين استادان كه به راستي از كلامشان مي‌توان مهر به اين يادگارها را دريافت، بايد در كردار نيز اين عشق و مهر را نشان دهند. اگر چندتا از همين استادان از اين مرمت‌هاي بي‌اصول و از اين ويراني‌ها به سازمان ميراث به‌گونه‌ي رسمي شكايت كنند، آيا كشور ما آن اندازه بي‌درو پيكر است كه به گله‌ها توجهي نشود؟»
معصومه حاتمي كه از آغاز تا پايان گفت‌وگو حتا يك‌بار هم لبخند نزد، گفت: « گمان نكنيد كه از اين‌گونه خانه‌ها در يزد بسيار است نه. كمتر از شمار انگشتان دست از آن‌ها برجاي است و ناكارآمدي مسوولان آن‌هم در برابر اين شمار اندك كه برجاي‌ مانده آدمي را آشفته مي‌كند.»
خانه‌ي لاري‌ها، شيخ‌الاسلام، گرجي‌ها، ملك‌التجار، مودت، خانه‌ي شفيع‌پور و چند خانه‌ي ديگر از نمونه‌هاي نايابي هستند كه بخش بزرگي از هنر ايراني هم از نظر معماري و هم تزيينات را در خود دارند. اين خانه‌ها به‌تنهايي هم‌چون يك استادكار با دانشجو سخن مي‌گويند. حاتمي گفت: « تكنيك‌هاي گوناگون آيينه‌كاري ايراني را در اين خانه‌ها مي‌توان ياد گرفت.»
او از اين كه اين سرمايه‌هاي ملي را گهگاه دانشجويان، مرمت مي‌كنند، گله‌كرد و گفت: «‌ارج و ارزش دانشجو به‌جاي خود اما اين سرمايه‌ها را استادان‌ كارآزموده بايد مرمت كنند.»
او از خانه‌هايي سخن گفت كه سازمان ميراث بخشي از مرمت آن را آغاز مي‌كند آنگاه نيمه‌كاره رها مي‌شود. معصومه حاتمي يك بنا را به يك زخم همانند(:‌تشبيه) كرد، زخمي كه تا بسته ‌است، پيشرفت چنداني نمي‌كند اما واي به‌روزي كه باز شود. به‌گفته‌ي وي مرمت اگر آغاز نشود، شتاب ويراني كمتر است.
او گفت: «‌اين خانه‌ها براي صاحبانشان درآمدزايي ندارند ولي از آنجايي كه سرمايه‌هاي ملي ما هستند سازمان ميراث بايد براي ماندگاري‌شان، هزينه كند.»
او از هتل‌خانه‌هاي سنتي يزد هم سخن به ميان آورد و گفت: «يكي از افتخارات كساني كه اين خانه‌ها را خريداري مي‌كنند و به گونه‌ي هتل از آن بهره مي‌برند اين است كه در زمان اندكي آن را مرمت كرده‌اند اما در اين ميان هيچ‌كس از مرمت نادرست از نقوشي كه ويران مي‌شود و حتا از نگاره‌هايي كه وجود نداشته و ناگاه بر ديوارها، نقش مي‌شود، سخن نمي‌گويد.»
حاتمي با اشاره به اصول مرمتي گفت: «‌اگر جايي را نقاشي مي‌كنيم بايد بخشي از طرح باشد تا آن را ادامه دهيم در حالي كه در جاهايي مي‌بينم كه مرمت‌كار، همه‌ي نقش را دگرگون كرده‌است. نقاشي مرمتي بايد يك‌ پرده كمرنگ‌تر باشد تا طرح اصلي و مرمتي از هم باز شناسانده‌شوند. در مرمت بايد رنگي، به‌كار رود، كه بشود آن را برداشت چون ممكن است مرمت‌گر اشتباه كند پس نياز به برداشت رنگ دارد. اما من به چشم خود در يكي دوتا از همين هتل‌هاي سنتي ديدم كه براي مرمت، رنگ آكرليك به‌كار مي‌بردند و اين يعني كساني را كه براي به‌اصطلاح مرمت، آورده‌اند حتا از اصول پايه‌اي مرمت هم نا‌آگاهند.»

(نقش‌و نگارهايي كه به تازگي با رنگ اكرليك روي ديوار كار شده و البته هيچ‌گونه ظرافت و قوت قلمي در آن ديده نمي‌شود.)


درد‌دل‌هاي معصومه حاتمي از آن‌چه در اين هتل‌ها در حال رخ‌دادن است، گويا پاياني نداشت. او از كارگذاشتن سرويس بهداشتي در اتاق‌ها براي آسايش بيشتر مسافران گفت، آن‌هم در خانه‌هايي كه از كاهگلند. او از نم كشيدن نقش و نگارها و ريزش سقف و ديوارها آن‌هم به‌شوند(:سبب) وجود همين سرويس‌هاي بهداشتي گفت.

(اين نقاشي ديواري، به شوند نم كشيدن، به چنين حال و روزي افتاده است. آن هم تنها از آن روي كه هتل‌داران بي‌توجه به معماري، تلاش كرده‌اند در هر اتاقي يك سرويس بهداشتي كار بگذارند.)

او از قدرت قلم استادكاراني سخن گفت كه بيش از صد و اندي سال پيش بر ديوارهاي يزدي، نقش زده‌اند و ابرو در هم كشيد آنگاه كه نقاشي‌هايي را نشان مي‌داد كه در زماني كوتاه اين روزها در ادامه‌ي نقاشي‌هاي اصلي بر ديوارها نقش شده‌اند.

(به گفته‌ي حاتمي روشن نيست چرا در جاهايي كه نقاشي مشكلي نداشته و نيازي به مرمت نبوده، به اصطلاح مرمت‌كار، به خود اين حق را داده كه در نقاشي دست برده و بر رويش هاشور بزند. با اين هاشورها، همه ي سايه‌روشن‌هاي نقاشي، نابود شده است.)


او گفت: «هركسي كه وارد مي‌شود مي‌فهمد كه اين نقاشي‌ها، چه اندازه ضعيف است ولي درد آنجاست كه كساني كه نا‌آگاهند گمان مي‌كنند كه كل هنر ما در آن زمان، همين بوده است.»


البته اين بلاها تنها دامن نقاشي‌هاي ديواري و سقفي را نگرفته بلكه دامنگير گچ‌كاري‌ها و آيينه‌كاري‌ها هم شده‌است.

(اگر اندگي دقت كنيد مي‌بينيد كه هيچ تلاشي براي ظريف‌كاري نشده است.)

نمونه‌ي اصلي گچ‌كاري

(اين دو نمونه از گچ‌كاري‌هاي اصلي اين خانه است. هرچند گذر زمان، رنگش را دگرگون كرده اما ظرافت كار استادكارانش كه صد و اندي سال پيش آن را آفريده‌اند، مثال‌زدني است.)

معصومه حاتمي دلش پر بود از سهل‌انگاري‌هايي كه در گوشه و كنارها و كارهاي تاريخي‌مان رخ مي‌دهد اما آن‌چه در پايان گفت، آن‌چنان تلخ بود كه من سرانجام توانستم لبخند معصومه حاتمي را ببينم. لبخندش از سر دلخوشي نبود، خنده‌ي تلخش از براي آسانسور بود. او گفت: «باور مي‌كنيد كه در خانه‌ي كاهگلي يزدي، بالابر، كار گذاشته‌باشند. براي بالا و پايين كردن تنها دو اشكوب(:طبقه)، هر روز و هر ساعت لرزه بر اندام اين خانه‌ها مي‌اندازند.»
به‌راستي از جان هنر، تاريخ و فرهنگمان چه مي‌خواهيم. بي‌گمان كوچك‌ترين لطف اين است كه به حال خود بگذاريمشان.





(در طرح اصلي، در اين اتاق، چنين تاقچه‌هايي وجود ندارد. خريداران اين خانه كه اكنون آن را به هتل تبديل كرده‌اند، ديوار را تراشيده و در آن تاقچه درست كرده‌اند و البته نقش‌و نگارهايي هم كه اصلا در كار نبوده، بر رويش نقش كرده‌اند. به گفته‌ي حاتمي، اين كار نامش مرمت نيست، به گونه‌اي مي‌توان، آن را نابودي نام گذارد.)

(پادامني‌‌هايي كه پيش از اين نبوده و اكنون، نقش شده است. جالب است بدانيد كه نقاشي‌هاي اصلي خانه، هيچ حفاظي ندارند ولي آن‌هايي كه به تازگي كار شده‌اند را پشت حفاظ شيشه‌اي گذاشته‌اند.


(ارسي‌هاي خانه‌هاي كهنسال يزدي. ظرافت نقش‌ها و رنگ‌ها آدمي را به وادي انديشه مي‌برد.)




(هرچند گذر زمان رنگ و روي طرح‌ها و رنگ‌ها را دگرگون كرده، هرچند، ترك‌هاي ديوار، ميانشان جدايي انداخته اما با همه‌ي اين‌ها، اين نقش‌ها، گوياي هنر مردمان اين سرزمين هستند كه شوربختانه به آن‌ها بي‌مهريم.)




(به گفته‌ي حاتمي، اين نقش‌ و نگارهااين گچ‌كاري‌‌ها و اين شيوه‌هاي گوناگوني كه براي آينه‌كاري در اين خانه‌‌ها به كار رفته، بيش از هر استادي، استاد دانشجويان است. اما اين‌گونه كه پيش مي‌رود تا چندي ديگر هيچ‌چيز از اين همه هنر برجاي نخواهد ماند.)

(نقش‌هاي كار شده روي سقف. به تركيب رنگ‌ها و نقش‌ها و به سايه روشن‌ها، دقت كنيد.)


(نقش گرفت و گير، از نقش‌ها و طراح‌هاي نامور ايراني است.)



فرتورها از معصومه حاتمي و زهرا خانجانخاني است.

------------------------------

برگرفته از روزنامه امرداد

  • بازدید: 1798
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 راضیه سرمد 24 آبان 1390 ساعت 04:41
غم و اندو فراوان
در اینده ای نزدیک دیگر خانه های یزدی وجود ندارد تا به کودکم نشان دهم چگون می افریدند نیاکانش....
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #2 رهگذر 31 تیر 1391 ساعت 18:56
با سلام
بیسیازر خرسند شدم از اینکه دیدیم کسی هم وجود دارد که برای این هنرها و زیبایی ها ان دل بسوزاند و کسانی که بازتاب این نگرانی ها رابه گوش مردمان می رسانند.
امید انکه این خبرها راهی باشد برای جاوگیری از انحلال و نابودی بناها و
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

همیشه نمی توان سواره رفت بالاخره جهان پستي و بلندي دارد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title