میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آنگاه که بی جنگ و پیکار به بابل درآمدم , همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند .من برده داری را برانداختم . فرمان دادم هر کس در پرستش خدای خود آزاد باشد .شهرهای ویران را آباد کردم.

کورش بزرگ

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
ایران امروز سخنرانی های روز بزرگداشت فردوسی
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

محمدعلي اسلامي ندوشن : شاهنامه كتاب اول ايران است

در مراسم بزرگداشت روز فردوسي كه عصر روز گذشته (يكشنبه، 25 ارديبهشت‌ماه) برگزار شد، محمدعلي اسلامي ندوشن «شاهنامه» را كتاب اول ايران خواند.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشست «فردوسي و هويت ملي» كه از سوي مديريت پژوهشي دانشگاه پيام نور و با همكاري انجمن علمي ادبيات فارسي در سالن اجتماعات پارك ورشو برپا ‌شد، اسلامي ندوشن در سخناني گفت: تاكنون كتاب‌هاي زيادي در ايران نوشته شده؛ اما فقط يك كتاب است كه در رأس همه كتاب‌ها قرار دارد و آن شاهنامه است. اين كتابي است كه نقش اول را در ايران داشته و در جهان، هيچ شاهكار ادبي را نديده‌ايم كه در سرنوشت ملتي تغيير ايجاد كند؛ اما شاهنامه سرنوشت ايران را تغيير داد. اگر شاهنامه گفته نشده بود، ما كشور ديگري مي‌شديم. اين‌ را كه چه مي‌شد، نمي‌توان با قوه تخيل مشخص كرد؛ اما گذشته خود را فراموش مي‌كرديم.

اين نويسنده و پژوهشگر افزود: ايران دوره پرباري را طي كرده بود؛ اما اگر شاهنامه نبود، اين دوران فراموش مي‌شد. كتاب‌هاي تاريخي ديگري نيز نوشته شده‌اند؛ اما اين كتاب‌ها قادر نبودند نيمه اول تاريخ ايران را به نيمه دوم آن وصل كنند و در نتيجه، ما روشن نمي‌شديم كه ايراني چگونه فكر مي‌كرده و چه چيزهايي از نظر او روا بوده و چه چيزهايي روا نبوده است. ما اكنون مي‌دانيم گذشتگان‌مان چه مردماني بوده‌اند.

اسلامي ندوشن تأكيد كرد: شاهنامه روي نقطه اصلي بشري دست گذاشته و آن جدال نيكي با بدي است. تفكر شاهنامه بر اين محور است كه عاقبت بايد با كوشش‌هاي بسيار، نيكي بر بدي موفق شود. خوبي و بدي دائم در حال كشاكش هستند. در جامعه‌ي خوب، مردم به خوبي گرايش دارند؛ اما يك جامعه كم‌تمدن و نارسا بشر را رها مي‌كند كه به هر سو كه مي‌خواهد، برود. اين مرحله خير و شر در زندگي انسان جريان دارد و شاهنامه اصل قضيه را گرفته و كتاب را نبرد نيكي و بدي كرده است.

او در ادامه افزود: كلمه مهم و اصلي كه در شاهنامه به كار برده مي‌شود، «خرد» است. كتاب با نام خداوند جان و خرد آغاز مي‌شود. خرد خودش كلمه پرمعنا و در عين حال رسايي است كه نشان مي‌دهد خرد به چه گفته مي‌شود. خرد را مجموع دريافت‌ها و تجربه‌هاي انساني در كل تاريخ دانسته‌اند كه وقتي آن را بفشاريد، چكيده و عصاره‌اش، خرد انساني است كه مانند چراغ راهنمايي، راه را روشن مي‌كند. شاهنامه هم با خرد آغاز مي‌شود و راهي را براي يك زندگي شايسته بر سر راه قرار مي‌دهد. در مقابل خرد، آز قرار دارد؛ يعني سركشي‌هاي عنان‌گسيخته بشر كه مي‌خواهد همه چيز را به ميل خود انجام دهد. شاهنامه اين ادعا را دارد كه مي‌تواند راه پيروزي خرد بر آز را نشان بدهد. شاهنامه جنگ نيكي با بدي است و عناصر را در مقابل هم قرار مي‌دهد. در دوره اساطيري شاهنامه، ضحاك نماينده آز انساني است و مارهاي بر دوش او علامت شر و بدي در درون انسان است. اين مارها را بايد خوراك داد و خوراك آن‌ها مغز سر جوانان ايران است. اين‌ها همه جنبه‌ي كنايي و سمبوليك دارند؛ يعني نسل بشر بايد به سمت نابودي رود و آن‌قدر جوان بايد كشته شود تا يك عمر ضحاكي باقي بماند.

اسلامي ندوشن در ادامه عنوان كرد: در مقابل اين شر، يك عنصر متقابل وجود دارد كه آن را مي‌توان فريدون و كاوه دانست. كاوه نماينده طبقه زحمت‌كش و كارگر و پيشه‌ور است كه از وسط جامعه‌ي بشري سر برمي‌آورد. اين‌ها عمدي دارند. در كنار كاوه، فريدون قرار دارد. فريدون جواني است كه ضحاك مي‌خواهد او را به دام بياندازد و بكشد، او نماينده طبقه فرهيخته است؛ اما او و كاوه بايد يكديگر را كامل كنند، اين دو با هم در مقابل نماينده بدي قرار مي‌گيرند و يك نهضت ضدبدي و ضدضحاك را به وجود مي‌آورند كه حكومت ضحاك را از بين مي‌برد. اين اتحاد ميان طبقه كارگر و فرهيخته، آغاز شاهنامه است؛ اما با رفتن ضحاك، اين برخورد نيروي بدي ادامه مي‌يابد.

اين شاهنامه‌پژوه در ادامه اين سؤال را طرح كرد كه چرا بايد برخورد خوبي و بدي ادامه پيدا كند و افزود: زندگي برخورد اضداد است. اگر ضدها نباشد، زندگي از كشش و كوشش بازمي‌ماند. ضد لازمه اين است كه تحرك زندگي به كار بيافتد. در كائنات هم به همين صورت است؛ در مقابل روز، شب است، در مقابل تابستان،‌ زمستان و در مقابل بلندي، پستي قرار دارد. پسران فريدون دو تيره مي‌شوند؛ يكي مانند ايرج نماينده خوبي و يكي مانند تور، نماينده بدي مي‌شود. بعد از اين مرحله، موضوع جنگ ايران و توران پيش مي‌آيد كه ايراني‌ها نماينده خوبي و توراني‌ها نماينده بدي هستند. شاهنامه طرفدار ايراني‌ها نيست؛ از حق طرفداري مي‌كند. ايرج كشته شده و ايراني‌ها حق دارند به انتقام برخيزند.

او همچنين عنوان كرد: فردوسي مي‌خواهد بگويد ملت‌ها گناهكار نيستند و اين دولت‌ها هستند كه گناهكارند. مردم توران گناهكار نيستند و اين سران كشورها هستند كه كل مردم را به زحمت مي‌اندازند؛ اما در نهايت خوبي بر بدي پيروز مي‌شود و آخرين پادشاه توران كه افراسياب است، به دست نوه‌ خود، كيخسرو كشته مي‌شود و جنگ به پايان مي‌رسد. اين‌كه مي‌گويند شاهنامه آخرش خوش است، منظور همين است كه در پايان همه جنگ‌ها، خوبي بر بدي پيروز مي‌شود.

اسلامي ندوشن متذكر شد: نام مردم كاوه در شاهنامه بسيار مهم است، اين يك انقلاب فردي نبوده است كه سرداري در مقابل سرداري باشد؛ بلكه قيامي مردمي به سركردگي كاوه بوده است. مردم قيام مي‌كنند، ‌در خيابان‌ها مي‌ريزند و با خيزش خود، حكومت ضحاك را سرنگون مي‌كنند. چرم ‌پاره كاوه را بر سر چوب مي‌كنند و اين علم قيام مي‌شود و درفشي كاوياني مي‌شود كه نشانه استقلال يك كشور مي‌شود.

او با اشاره به اتفاقات اخير در منطقه تصريح كرد: در تونس و مصر نيز اتفاقاتي رخ داده است كه يادآور دوران اساطير در ايران است و غناي تفكر ايراني به اين صورت بوده كه اين مسائل را در خود فشرده است. من از اين‌رو گفتم شاهنامه كتاب اول است؛ زيرا اساس و ذات بشري را مورد بررسي قرار داده است و جامعيتي را در خودش دارد. هر ملتي يك كتاب شاهكار داشته؛ اما ما چندين اثر بزرگ داريم كه اول آن‌ها، شاهنامه بوده و اگر آن نمي‌آمد، شايد كتاب‌هاي ديگر هم نمي‌آمدند. سعدي بوستان را بر همان وزني كه در شاهنامه آمده، سروده است. حافظ هم شاهنامه‌اي كوچك است كه نام اشخاصي چون منوچهر، كاووس، فريدون و جمشيد را در خود آورده است كه اگر شاهنامه نبود، اين نام‌ها فراموش مي‌شدند. مانند چيزي كه در كشورهاي عربي چون مصر، سوريه و اردن اتفاق افتاده، اين كشورها تاريخ عظيمي دارند كه فراموش شده است؛ اما در ايران اين نام‌ها به بركت شاهنامه زنده مانده است.

فریدون جنیدی : شاهنامه سرتاسر تاریخ است نه اسطوره

همچنين فريدون جنيدي، ديگر سخنران اين مراسم، با تبريك روز پايان سرايش شاهنامه، به خواندن بيتي از انوري پرداخت با اين مضمون كه «آفرين بر روان فردوسي...» و عنوان كرد: شاعران همواره با هم نوعي عناد داشتند؛ اما اين بيت از انوري نشان‌دهنده جايگاه فردوسي است. انوري بي‌گمان يك نسخه دست‌نخورده شاهنامه را در دست داشته است كه اين‌گونه براي فردوسي مي‌سرايد.

اين شاهنامه‌پژوه در ادامه به برخي از بيت‌هاي افزوده شاهنامه اشاره كرد و گفت: اين بيت‌ها كه همگي سست هستند، نشان‌دهنده ارزش كار فردوسي هستند و من امروز را به فرزندان ايران خجسته‌باد مي‌گويم.

او سپس به رازهاي موجود در شاهنامه اشاره كرد و گفت: شاهنامه افسانه و اسطوره نيست؛ بلكه دقيق‌ترين تاريخ ايران است. اين‌ها در تاريخ حقير اروپا نمي‌گنجد. وقتي آن‌ها مي‌بينند تاريخ‌شان آن‌قدر كوچك است، بايد به دروغ‌پردازي روي بياورند، مي‌گويند آريايي‌ها قومي وحشي بودند كه به ايران آمده‌ و همه ايراني‌ها را كشته‌اند و نام خود را به ايران داده‌اند. در حالي‌كه خود فردوسي گفته است كه شاهنامه اسطوره نيست و همه آن چيزهايي كه در شاهنامه آمده، از برگ‌هايي جمع‌آوري شده كه همه تاريخ ايران را تشكيل مي‌دهند؛ بنابراين بسياري از حرف‌هايي كه در اين كتاب آمده است، از علوم دقيق و آگاهي‌هاي مردم ايران خبر مي‌دهد.

جنيدي در پايان تأكيد كرد: اين بد است براي ما كه از اروپاييان نوخاسته تقليد كنيم. ما بايد بدانيم پدران ما چه كارهايي كرده‌اند و بايد چه كارهايي‌ را انجام دهيم تا فرزندان آن‌ها باشيم.


میرجلال الدین کزازی : شاهنامه تنها شاهکار ادبی ایران است

مراسم روز بزرگداشت فردوسي عصر روز گذشته (يكشنبه، 25 ارديبهشت‌ماه) در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (اسينا)، در ابتداي اين مراسم، ميرجلال‌الدين كزازي كه حضورش با تشويق بسيار حاضران همراه بود، در سخناني گفت: اگر بخواهيد بي‌چون و چرا داوري كنيد كه چه كسي از ميان ايرانيان، ‌ايراني‌تر است، بايد سنجيد كه تا چه پايه با فردوسي و شاهنامه آشنايي دارد.

اين استاد زبان و ادبيات فارسي ادامه داد: اين موضوع اين انديشه را در ذهن برمي‌انگيزد كه چرا شاهنامه و فردوسي معيار راستين ايراني بودن و ايراني ماندن است. با اين‌كه ايران در تاريخ خود سرزمين سرود بوده است و بزرگ‌ترين شاهكارهاي ادبي جهان را پديد آورده؛ پس چرا دفترهاي شعر شاعران بزرگي مانند حافظ، سعدي، خيام، نظامي و خاقاني و ده‌ها سخن‌ور بزرگ فارسي را معيار اين سنجش نمي‌دانيم؟ پاسخ اين است كه سروده‌هاي اين بزرگان تنها گوشه‌ي از ايران و ايراني را نشان مي‌دهد. تنها در شاهنامه فردوسي است كه سرشت و نهاد ايران را به شكلي گوهرين مي‌توانيم بيابيم. به طور كلي، مي‌توانيم بگوييم شاهنامه فردوسي تنها شاهكار ادبي ايران است.

كزازي درباره‌ي پايگاه شاهنامه فردوسي در ادبيات ايران افزود: اگر فردوسي در سپيده‌دم تاريخ ايران سر برنمي‌آورد و شاهنامه‌اي را نمي‌سرود، هيچ‌يك از شاعران بزرگ ايران به آن پايه و مايه كه رسيده‌اند، نمي‌رسيدند و فراتر از آن، اگر اكنون ما گرد همديگر جمع شده‌ايم و به زبان شيو‌اي فارسي با يكديگر سخن مي‌گوييم، مديون فردوسي و شاهنامه هستيم. زبان استوار و بي عيب و نقص براي شكوه و شگرفي شاهنامه كافي است.

اين پژوهشگر زبان و ادبيات فارسي همچنين عنوان كرد: بنا به قول حسين هيكل، روزنامه‌نگار بزرگ مصري، اگر مصريان فرهنگ گران‌سنگ خود را از ياد برده‌اند، از آن‌روست كه مصريان فردوسي و شاهنامه نداشته‌اند، هرچند هميشه بيگانگان بدي‌ها را مي‌نگرند و زشتي‌ها را مي‌جويند و در پي خرده گرفتن و نكوهش كردن هستند، اگر مي‌بينيم يكي ديگري را مي‌ستايد، آن ستايش از سر ناچاري است. در همه دوره‌ها بيگانگان و دشمنان ايران در برابر شكوه شاهنامه به كرنش درآمده‌اند و ناچار زبان به ستايش ايران و ايراني گشوده‌اند.

ميرجلال‌الدين كزازي در بخش ديگري از سخنانش گفت: اسطوره مايه‌هاي خود را از تاريخ مي‌گيرد و تاريخ هر آن چيزي است كه به راستي رخ داده و گزارش آن نوشته شده؛ اما اسطوره تاريخي است كه شكلي نمادين و دروني گرفته باشد. اسطوره رؤياي همگاني است؛ اما رؤيا اسطوره‌اي فردي است. تاريخ هنگامي كه نمادين سرشته مي‌شود، اسطوره را پديد مي‌آورد. اسطوره ساختاري آييني و باورپذير دارد.

او در ادامه توضيح داد: اسطوره زماني كه به حماسه مي‌رسد، ناگزير به دوگانگي و ناچاري مي‌رسد. حماسه ستيز ناسازهاست. دو ناساز خاستگاه اسطوره هستند كه در دل هر ناسازي به سازي برسند. در همان حال كه با هم مي‌ستيزند، با هم آفرينش دارند، از يكديگر ناگزير هستند، يكي بي ‌ديگري نيست، درست مانند زندگي زناشويي و تقابل زن و مرد است.

كزازي در پايان، شاهنامه و دماوند را شبيه يكديگر دانست و اظهار كرد: شاهنامه و دماوند هر دو نمادي از ايران هستند؛ همان‌گونه كه شاهنامه در ميان ديوان‌هاي شعر فارسي پايگاه‌ و جايگاهي بلند دارد، دماوند هم در ميان كوه‌هاي ايران، ارجمند و استوار است.

همچنين در ادامه اين مراسم، روح‌الله هادي، عضو هيأت علمي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، با بيان اين مطلب كه بزرگي و عظمت فردوسي در بزرگي و عظمت شاهنامه است، افزود: در عمر 70 - 80ساله نهاد دانشگاه در ايران، شاهنامه از جوانب مختلف مورد بررسي قرار گرفته و همچنين در بيرون از سرزمين ايران مورد توجه و اقبال بي‌نظير است. شاهنامه از ديدگاه‌هاي اسطوره‌شناسي، تاريخ، زبان، ويژگي‌هاي بلاغي و شكل‌شناسي مورد مطالعه است و اين هم گواه عظمت شاهنامه در جهان است.

او همچنين عنوان كرد: شاهنامه در تقويت و گسترش زبان فارسي به عنوان فصل مشترك تمام ساكنين در قلمرو زبان فارسي و ايران شناخته مي‌شود. همه مي‌دانند كه مهم‌ترين عامل در حفظ امنيت و وحدت كشور، ‌حفظ زبان فارسي است كه حتا نهادهايي مانند دين و نژاد نيز گاهي نمي‌توانند اين وحدت را به وجود آورند. فردوسي با نوشتن شاهنامه، فرهنگ ايران‌زمين را نجات داد و نشان داد كه فرهنگ و ادب ايران حرفي براي گفتن دارد.

هادي با اشاره به اين‌كه در بيرون از ايران، شاهنامه قابل احترام است، گفت: بشر هزاران سال براي وحدت انساني دنبال فصل مشترك گشته و نيازمند راستي، يكپارچگي و اتحاد به معناي واقعي با هر اهل زبان و فرهنگي است. هيچ كتابي مانند شاهنامه فردوسي به عناصر عدالت، بخشندگي و مردانگي در زندگي انسان‌ها توجه نكرده و اين امر باعث شده شاهنامه فردوسي كتابي جهاني باشد. به طور كلي، مي‌توان گفت شاهنامه كتاب دوستي، محبت و مردانگي است كه حتا دروغ را بر قهرمانان خود نمي‌بخشد.

او در پايان خاطرنشان كرد: هم‌اكنون شاهنامه برتر از حماسه‌هاي بزرگ عالم چون ايلياد و اوديسه و مهاباراتا قرار دارد؛ چرا كه براي جهان امروز، پيامي بزرگ و دعوت به سوي انسانيت و جوانمردي داشته است.

به گزارش ايسنا، در اين مراسم ابوالقاسم دهقان به شاهنامه‌خواني پرداخت و گروه موسيقي ايل چند قطعه موسيقي اجرا كرد.

گردآوری : مهرمیهن

  • بازدید: 1493
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title