میهن نما
JA slide show
افزون بخشها
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
سخنی از بزرگان

علوم و اخلاق و احساسات و طبیعت دست به یکدیگر داده و به طرز روشنی موافقت دارند که گیاهخواری نجات دهنده نژاد آدمی زاد است.

صادق هــدایت

کاربردی
تبلیغات
تبلیغات
برای دیگران بفرستید
برگ نخست تاریخ و پیشینه ایران ریختن آب پشت سر مسافر
میانگین امتیار کاربران: / 12
بسیار بدبسیار خوب 

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه ميكرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعهاي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده عربها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد.

ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ويرا به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند. . (البلاذري، فتوح البُلدان، به تصحيح دكتر صلاحالديّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)
پس از اينكه عربها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه عربها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشهاي از مسجد خفته و تازيانهاي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشارهاي كردند و پاسخ دادند: «مگر نميبيني، آن اميرالمؤمنين است.»
سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.
هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارد، در هنگام نوشيدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند.
 

فرستاده شده از سوی کاربران مهرمیهن

  • بازدید: 3454
 

نظرات  

 
-1 #1 آنتی نژادپرست 19 اردیبهشت 1390 ساعت 21:53
واقعا برای دروغگویی و لاف زنی مهارت دارید:)))))
اولا داستان را که میگویید، سر و تهش را نزنید و بگویید که چه کسی هرمزان را راهنمایی کرد و پس از آن هرمزان خادم چه کسی شد
دوما تازیها لباس زربافت ندیده بودند؟؟ مکه مرکز تجاری خاورمیانه بود و کشتیهایی که از هند میآمدند و برای روم کالا میبردند، از مکه رد میشدند
سوما هرمزان کی لفظ امیرالمومنین را یاد گرفت که به دنبال او بگردد؟؟
چهارما این داستان چه ربطی به آب ریختن پشت مسافر داشت؟؟ مگر زرتشتیها نمیکردند این کار رو؟؟
پنجما هر چرت و پرت و افسانه ای رو به تاریخ مملکت نچسبونید تا مسخره نشیم
نقل قول
 
 
-2 #2 آنتی نژادپرست 21 اردیبهشت 1390 ساعت 08:39
شیشما، از شجاعتت خوشم اومد
سایتتو لینک کردم
نقل قول
 
 
+3 #3 حميد پارسي 22 اردیبهشت 1390 ساعت 16:04
با درود. با نظر دوست بالا در خصوص غير واقعي بودنبخشي از اين داستان موافقم. البته هم ميهن گرامي نظر دهنده در بالا، بهتر بود ادبيات مناسبتري به كار مي برد. پاينده ايران
نقل قول
 
 
+2 #4 Arash 24 اردیبهشت 1390 ساعت 23:07
مرگ و ننگ بر پان ترکان
نقل قول
 
 
+1 #5 بابک ایرانی 14 امرداد 1390 ساعت 00:02
8) ببخشید این عربهای تازی که به پا برهنه شهره هستن

تن پوش زر بافتشون کجا بود؟

اونا با پای برهنه میگشتن

و جالبه هنگامی که تیسپون رو غارت کردن

به یه نانوایی رسیدن و شنیده بودنکه

اگر نانهای ایرانی بخورن چاق میشن

در همان هنگام که نان میخوردن

به همدیگه نگاه میردن

و میگفتن چرا چاق نشدیم؟


تاریخ طبری و بلاذری و دو قرن سکوت
نقل قول
 
 
+4 #6 مهرزاد 14 امرداد 1390 ساعت 17:45
یک سوال: چرا فقط تاریخی را قبول داریم که کتابش را خوانده باشیم؟
نقل قول
 
 
0 #7 نیورون 29 امرداد 1390 ساعت 11:45
اگر دروغ حناق بود تا حالا تمام باستان پرستان مرده بودند
بابک جان (اقلا بخاطر اسمت دروغ نگو)، کجای تاریخ طبری و بلاذری این چرندیات رو نوشته؟ طبری که اینهمه تعصب پان عربیک داشته؟؟
خجالت داره
دو قرن سکوت؟!!؟!؟ این هم شد منبع؟ کتابی که سراسر فحش و عقده گشاییه از کی شده منبع دسته اول تاریخی؟؟
نذارید مغزهاتون آکبند بمونه، کمی دربرابر واقعیتها چشم باز کنید
تعصب آدم رو کر و کور میکنه عزیزم
نقل قول
 
 
+3 #8 منصور غضنفرپور 24 شهریور 1390 ساعت 09:22
از اينكه واقعيات تاريخ را منعكس كرده ايد ممنون هستم وكار شما بسيار بزرگ است
نقل قول
 
 
-2 #9 سامان 17 آبان 1390 ساعت 12:17
همش چرت وپرت بود.کلی خندیدیم :lol:
نقل قول
 
 
+2 #10 شمس الدین رجبی 18 بهمن 1390 ساعت 21:41
سلام
اگردر مورد اینگونه مطالب از منابع معتبری
استفاده کنیم وبا سندیت مطلبی را درج کنیم
بهتر خواهد بود
نقل قول
 
 
+1 #11 جلال 24 بهمن 1390 ساعت 11:41
آقا تاریخ طبری که میگید عربیه دو قرن سکوت هم که میگید فحشه آقا یه چند تا کتاب درست که بشه بهش اعتماد کرد بهم معرفی کنید ممنون میشم...
نقل قول
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید


درگاه کاربران
ضرب المثل ایرانی

آب از سر گذشتن

نا امید شدن

پیشنهاد
تبلیغات
داده های تارنما
شمار هموندان : 106
شمار نوشته ها : 1762
پیوندها : 15
شمار بازدید ها : 759008
باشندگان در تارنما
ما 28 مهمان آنلاین داریم
تبلیغات