واژه ی کشف و برابر پارسی آن

0 تراز
1,607 بازدید
آغاز گفتمان خرداد 17, 1395 در زبان و گویش از سوی mziefum1372 (226 تراز)

کشف
شناسایی یک چیز، پرده برداشتن از چیزی که وجود دارد اما تا آن زمان ناشناخته مانده است. برای نمونه، کشف یک سرزمین ناشناخته، یک قانون فیزیکی و دیگران
مفهوم واژه های کشف (discovery) و یافتن (to find) متفاوت است، از این رو کاربرد واژه هایی چون یابش، یافتار، یافتن و ... به جای کشف درست نمی نماید. فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک دکتر محمد حیدری ملایری، واژه ی «پَدوارِش» را برای این مفهوم پیشنهاد نموده است. ساخت این واژه به قرار زیر است:

پَدواریدن "to uncover"، ستاک از پَدوار، از پَد "against, contrary, opposite to" وَرتایِ پَت، پاد " anti" + وار "to cover"؛ و بر روی هم، به چمارِ (معنا) پرده برداشتن از چیزی، شناسایی یک چیز ناشناخته می باشد. برای ازدایش بیشتر بنگرید به درآیه ی پدوارش

2 پاسخ

0 تراز
پاسخ داده شده خرداد 17, 1395 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در 24 اردیبهشت 1398 از سوی ВОСПУҲР
واژه سازی استاد ملایری بیشتر از اندازه مکانیکی و بیروان (بیروح) است به قاعده ها-ی زبانیک و مانیک درست وندها کمتر پروا (توجه) کند.
دارای دیدگاه خرداد 18, 1395 از سوی mziefum1372 (226 تراز)
در زبان علمی نمی توان همواره واژه های روان و همه فهم ساخت . باید همه ی جنبه ها را در نظر گرفت دقت ، کوتاهی و ... پس نمی توان تنها به روانی بسنده کرد.
دارای دیدگاه خرداد 22, 1395 از سوی بی نام
ساختِ واژه با استفاده از روش ریشه شناسی، ما را به خاستگاه مفهوم در زبان نخست نزدیک می کند . برتری این شیوه این است که اگر در آینده جداشده ای ( جداشده = واژه ی مشتق شده ) از واژه ای ساخته شود به  آسانی می توان با بهره گیری از قانون های زبانیک برابر آن را در پیش نهاد . گزینش هر شیوه ای جز ریشه شناسی بدین معناست که  می خواهیم آن مفهوم ها را از هیچ پدید آوریم . و این کاری است بسیار دشوار و گاه ناشدنی .
دارای دیدگاه 24 اردیبهشت 1398 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در 24 اردیبهشت 1398 از سوی ВОСПУҲР

من به جای آن «فریافتن» را ساخته ام. پدواریدن = لخت و برهنه کردن؟ ناپوشاندن، پادپوشاندن؟

+1 تراز
پاسخ داده شده 10 آذر 1398 از سوی وحید
من از واژه‌ی ساده و رسای «یافته» بهره می‌گیرم که همخانواده‌هایش هم بآسانی ساخته می شوند:

کاشف: یابنده/ مکشوف: یافته‌شده/ اکتشاف: یابندگی/ کشفیات : یافته‌ها و...

اینکه چون در یک زبان میان find , discovery مرز می‌گذارند، نباید ما را ناگزیر کند که دنباله‌روی آنها را بکنیم وگرنه ساختار زبان کم کم آسیب دیده و همه‌چیز گرته برداری از دیگران می‌شود.

ناگفته نماند که این discovery همان پرده‌برداری است: dis که همان دش فارسی و cover هم که پوشش می‌باشد که همکنون در فارسی نیز همه‌گیر شده.
دارای دیدگاه 10 آذر 1398 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در 10 آذر 1398 از سوی ВОСПУҲР
نخست این که گرده‌برداری نه گرته‌برداری (از گرد نه گرت)

دویم این که، کشف دشخوارتر از یافتن است این دو نه با هم برابر اند. پس به واژه-ای نو نیازمند ایم. آیا اندر اربیک میتوانیم آسانوار از وجد به جای کشف بهره‌ور بودن؟

بودن دو واژه برای دو هنشک(معنا) نه تنها برای زوان آسیبناک نخواهد بودن بیک نِزومانکننده (دقیق) نیز خواهد بودن.

باید تا میتوانیم از بار افزوده ی هنشکیک واژگان کاهاندن.

همین سادگی بیشتر از اندازه زوان پارسیک را ناتوانا و نارسا کرده است. باید به اندازه ی توانایی زوان اندر کنار سادگی پروا کردن.

گفتمان های پیشنهادی

+2 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان خرداد 17, 1395 در زبان و گویش از سوی mziefum1372 (226 تراز)
+1 تراز
1 پاسخ
آغاز گفتمان خرداد 17, 1395 در زبان و گویش از سوی mziefum1372 (226 تراز)
+1 تراز
1 پاسخ
آغاز گفتمان خرداد 16, 1395 در زبان و گویش از سوی mziefum1372 (226 تراز)
0 تراز
3 پاسخ
آغاز گفتمان مهر 11, 1395 در زبان و گویش از سوی اوهردخت (67 تراز)
+1 تراز
1 پاسخ
آغاز گفتمان اردیبهشت 6, 1395 در زبان و گویش از سوی ورجاوند (739 تراز)
...