میهن نما
میهن نما
گفتاورد

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید.

فردوسی بزرگ

شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
کتاب خانه دریافت کتاب تاریخ طبرستان
میانگین امتیار کاربران: / 8
بسیار بدبسیار خوب 

تاریخ طبرستان

اندازه :4 مگابایت

ساختار : PDF

شمار رویه ها : 681

........................

بخش یکم :

بخش دویم :


تاریخ طبرستان کتابی به پارسی در بارۀ طبرستان تألیف بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب، معروف به ابن اسفندیار، در سدۀ هفتم است. از زندگی مؤلف بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید، دانسته نیست. احتمالاً خاستگاه وی آمل بوده است. وی از نزدیکان حسام الدوله اردشیر باوند و پسرش شمس الملوک رستم بوده و ظاهراً کاتب و سفیر دربار حسام الدوله نیز بوده است. به گفتۀ ابن اسفندیار ملک اردشیر، وی را برای کار مهمی به قلعۀ کوزا فرستاده بود. پدر مؤلف که به قرار معلوم ادیب بوده و ابیاتی از وی در این کتاب نقل شده است، از سفرهای بسیار ابن اسفندیار یاد کرده است. در ۶۰۶ هنگامی که ابن اسفندیار از بغداد به طبرستان بازمی گشته، در ری خبر کشته شدن شمس الملوک رستم را می شنود و حدود دو ماه در ری می ماند و در این مدت به گفتۀ خودش، فقط مطالعۀ اخبار و آثار پیشینیان تسکینی برای اندوهش بوده است. در واقع همین آثار، اساس تألیف تاریخ طبرستان می شوند. وی در همین ایام کتاب عُقَد سِحر و قلائد دُرّ یَزدادی را در کتابخانۀ مدرسۀ شاه غازی رستم باوند در ری می یابد و آن را از عربی به پارسی ترجمه می کند. پس از اقامت اجباری در ری به دعوت پدر رهسپار آمل می شود، اما در آنجا نمی ماند و به خوارزم می رود و پس از پنج سال اقامت در آنجا ترجمۀ عربیِ ابن مقفع از نامۀ تنسر را به دست می آورد و پس از ترجمه به فارسی آن را سرآغاز کتابش قرار می دهد. تاریخ طبرستان ، به گفتۀ مؤلف، در روزگار پیری او تدوین شده است. احتمالاً تاریخ تألیف آن ۶۱۳ بوده است. پس از این تاریخ از سرنوشت ابن اسفندیار خبری در دست نیست. تاریخ طبرستان یکی از قدیمترین تواریخ محلی طبرستان است و در مواردی، از تاریخ نویسی محلی فراتر می رود. نثر این اثر برخلاف مقدمۀ مصنوعش، روان است و با حکایات و اشعار عربی و واژه های طبری همراه شده است. ظاهراً طرح مؤلف در تدوین این اثر بر اساس یک مقدمه و سه مجلد بوده است، اما چون مقدمه و مجلد دوم و آغاز مجلد سوم موجود نیست و نسخه های به جا مانده از تصرف کاتبان در امان نبوده و حتی برخی نسخه ها قسم یا مجلد چهارم نیز دارند، به طرح مؤلف بدرستی نمی توان پی برد. نسخه های گوناگون این اثر در کتابخانه های لندن و سن پطرزبورگ و پاریس مغشوش اند و افتادگی دارند و تاریخ کتابت آنها قرن یازدهم است. ظاهراً ناسخان از روی یک نسخۀ پر اشتباه کتاب را استنساخ کرده اند. عباس اقبال تاریخ ابن اسفندیار را براساس یک نسخۀ اصلی و نسخه های دیگر در ۱۳۲۰ش در تهران به چاپ رساند. نسخۀ اصلی وی که از قدیمترین نسخه های این اثر است، با وجود اصالتش نسبت به سایر نسخ، کامل نیست و عنوان و فصل بندی ندارد در مواردی که مغشوش بوده ، مصحح اغلب مطالب نسخه های دیگر را جایگزین کرده است. بر اساس مقدمۀ موجود، این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده است اما مصحح کتاب به ذکر سه بخش بسنده کرده است، زیرا معلوم است که قسم چهارم را کاتب یا کاتبان به نسخه اضافه کرده اند. در آغاز هر قسمت ، مصحح نظرش را در بارۀ اصالت نسخه ذکر کرده است. بخش نخست، در بارۀ بنیاد طبرستان که در چهار باب است؛ بخش دوم، در بارۀ آغاز کار خاندان وُشمگیر و بویه بوده است؛ بخش سوم، در بارۀ باوندیانِ دورۀ دوم. قراردادن نامۀ تنسر در آغاز کتاب و پیوند دادن تاریخ طبرستان به تاریخ باستان و رساندن اصل ونسب شاهان طبرستانی به شاهنشاهان ساسانی و همچنین شرح مفصّل مؤلف از مقاومت اهالی و شاهان طبرستان در مقابل حاکمان عرب، حاکی از دغدغۀ خاطر ابن اسفندیار نسبت به موطن و عدالت خواهی اوست. ابن اسفندیار در باب دوم از بخش نخست، در بارۀ محدودۀ جغرافیایی آن دورۀ طبرستان و بنیاد شهرها اطلاعات مفیدی می دهد. اهمیت این باب در ذکر بناها و مکانهایی است که در زمان مؤلف آباد بوده، اما اینک جز نامی از آنها باقی نمانده است، و نیز در به کار بردن اشعار و حکایات عربی و فارسی است. ابن اسفندیار در این باب، از اساطیر سود جسته و بنیانگذار شهرها را برخی از شخصیتهای اسطوره ای دانسته است. وی به شهر آمل بیشتر از شهرهای دیگر پرداخته است. این باب با ذکر شمّه ای از خراج طبرستان در زمان طاهریان پایان می پذیرد. در باب سوم که در بارۀ عجایب طبرستان است، مؤلف بیشتر از ابواب دیگر از امثال و حکم و اساطیر استفاده کرده است . باب چهارم که در بارۀ اکابر، علما، اطبّا، حکما و شاعران است، آشفته است و افتادگیهای بسیار دارد، از جمله بخش مربوط به اسپهبدان افتاده است. در این باب مؤلف، واقع بینانه و بدون تعصب، کردار حاکمان طبرستان بویژه مازیار و اسپهبد خورشید و اسماعیل پسر احمد سامانی، و حاکمان دیگر نقاط را ارزیابی کرده است. مضامین این باب و گزارش ابن اسفندیار از احوال علما و زهّاد و سادات علوی، حاکی از گرایش و اعتقاد وی به تشیع است، هرچند در بررسی جنبشهای علوی در طبرستان، به مباحث اعتقادی وارد نشده و از بررسی رویدادهای این دوره و داوری در بارۀ آنها پرهیز و فقط به ذکر وقایع بسنده کرده است. ابن اسفندیار در جای جای کتاب افزون بر تمجید از سلوک و منش باوندیان، از اهل بیت پیامبر به نیکی یاد کرده و به مناسبتهای مختلف در بارۀ امامان شیعه گزارشهایی را با سیاق شیعی آورده است. در همین باب از قصیدۀ رشیدالدین وطواط در مدح شاه غازی ابیاتی آورده است. او در این باب از مجلد سوم کتاب نام می برد که در بارۀ باوندیان، بویژه اردشیربن حسن است. چون تاریخ طبرستان با دورۀ این اسپهبد و پسرش رستم پایان می یابد، معلوم می شود که بیش از سه مجلد نبوده و منظور ابن اسفندیار از بخش آخر، بخش سوم بوده است. بقیۀ قسمتهای این باب در بارۀ علما، معاریف و ذکر آثار آنان است. بسیاری از این آثار از بین رفته است و فقط از کتاب ابن اسفندیار می توان به وجود آنها در آن روزگار پی برد. ابن اسفندیار از حکیمان و شاعران طبرستان نیز نام برده است. از اینجا به بعد، وی اطلاعات ارزشمندی از حاکمان طبرستان، ظهور آل بویه، آل وُشمگیر و باوندیان به دست می دهد، سپس به رویدادهای طبرستان از چگونگی ورود «لشگر اسلام » به طبرستان و حوادث آن عصر تا اواخر سدۀ دوم می پردازد و از برخی از والیان عرب در طبرستان نام می برد. قسمتهای پایانی باب چهارم در بارۀ علل زوال برمکیان، قیام مازیار، حکومت طاهریان و زیدیان در طبرستان است. این باب با ذکر درگیری میان آل بویه و آل زیار و قتل ماکان کاکی به پایان می رسد. بخش دوم تاریخ طبرستان الحاقی است. احتمالاً برای تکمیل این اثر و تحقق طرح اولیۀ مؤلف، این قسمت را به نسخۀ او افزوده اند. این قسمت در بارۀ دو خاندان بویه و وُشمگیر و استیلای آل باوند دورۀ دوم می باشد. این بخش از کتاب تقریباً همان مطالب پایانی تاریخ رویان تألیف اولیاءاللّه آملی است که تا سال قتل شاه غازی فخرالدوله حسن آخرین فرمانروای باوندیان در ۷۵۰، ادامه یافته است؛ مطالب این قسمت همچنین برگرفته از ترجمۀ پارسی تاریخ یمینی، تاریخ بیهقی، جهانگشای جوینی و چهارمقالۀ نظامی عروضی است. به ادعای احمد کسروی، اولیاءاللّه آملی این قسمت الحاقی را، بدون ذکر نام خودش ، به نسخۀ اصلی افزوده است؛ و ظهیرالدین مرعشی تمام این مطالب را در کتابش، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، از اولیاءاللّه نقل کرده است. بخش سوم در بارۀ باوندیان دورۀ دوم است. ابتدای نسخه افتادگی دارد. این قسمت با شرح حکومت حسام الدوله شهریار پسر کارن آغاز می شود  و به پادشاهی شمس الملوک رستم پسر اردشیر خاتمه می یابد. ظاهراً این قسم نوشتۀ ابن اسفندیار نیست، زیرا نثر آن با نثر قسم نخست تفاوت اساسی دارد و به نثر کاتبان قسم دوم شبیه است. اهمیت تاریخ طبرستان بیشتر در استفادۀ مؤلف از منابع گوناگونی است که برخی از آنها به جا مانده و به وجود بقیه، فقط با استناد به گفتۀ ابن اسفندیار می توان پی برد. دیگر ویژگی برجستة این اثر در نقل اشعار عربی و طبری و واژه های طبری است. تاریخ طبرستان ظاهراً تا قرن نهم در دسترس نبوده، اما پس از این تاریخ مؤلفان از آن بسیار سود جسته اند و در واقع اساس دیگر تواریخِ محلیِ طبرستان شده است، زیرا مؤلف علاوه بر جغرافیای طبرستان و اوضاع سیاسی آن دوره، به حکومتهای همجوار طبرستان نیز پرداخته است. اولیاءاللّه آملی بیشتر مطالب کتاب تاریخ رویان را از تاریخ طبرستان رونویسی کرده است، از جمله باب اول آن که در بارۀ بنیاد رویان است، با باب دوم تاریخ طبرستان کاملاً منطبق است، اعتمادالسلطنه نیز در تألیف اثرش التدوین فی احوال جبال شروین، از تاریخ طبرستان استفاده کرده است. ادوارد براون، نخستین بار خلاصه ای از تاریخ طبرستان را در ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ به انگلیسی ترجمه و چاپ کرد.

  • بازدید: 4673
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

جلوی ضرر رو هر کجا بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title