استاد حسابی و دانشگاه تهران... پس از چندي، حكمت وزير فرهنگ شد. شنيده بودم آدم تحصيل كرده ای است. يك روز با آرزوي ترغيب او براي ساخت دانشگاه در ايران به ديدن او رفتم. بعد ازكمي صحبت متوجه شدم كه او هم كم و بيش مرا مي شناسد. فكركردم بهتر است از فرصت استفاده كنم. در ملاقات با او سخنم را اين طور شروع كردم:

تا همين اواخر يعني در قرن هفدهم، اگر كسي از اسپانيا به ابن سينا يا به قول خودشان آويسن توهين مي كرد مجازات او اعدام بود. چطور يك دانشمند ايراني در مركز اروپا به اين ميزان، احترام داشته است؟! اين موضوع نشان مي داد كه اروپاييان تا چه حد به علم ايرانيان نياز داشتند. ولي حالا چگونه است، كه ما براي معالجه ي شاه بايد پزشك از اروپا بياوريم؟ يا براي ساختن پل، بايد مهندس از آن جا بياوريم؟

حكمت كه از اين استدلال من، متعجب شده بود، با كنجكاوي و علاقه پرسيد:  منظور شما چيست؟ گفتم :  تا بيش از اين دير نشده، بايد اجازه بدهيد جايي درست كنيم، تا خودمان دكتر و مهندس و متخصص، تربيت كنيم. تا نيازمند خارجي ها نباشيم، و بيش از اين از اروپاييان، عقب نيفتيم. حكمت كه به نظر مي رسيد، از پيشنهاد من خوشش آمده است، گفت : برويد وپيشنهاد خود را، روي كاغذ بياوريد، و براي من بفرستيد. من كه از مدت ها قبل در اين فكر بودم، و در طي آن چند سال، قوانين دانشگاه هاي  فرانسه و بلژيك را، جمع آوري كرده بودم، خيلي ذوق كردم، و سه ماه به طور شبانه روزي كار كردم، تا با استفاده از آن قوانين، طرحي براي تاسيس دانشكده تهران بنويسم، و طرح را براي حكمت بردم. حكمت در حضور من، مقدمه ي طرح را مطالعه كرد، و به عنوان مثال با كمال سليقه، واژه دانشگاه را براي اونيورسيته ، و واژه دانشكده را، براي فاكولته كه من انتخاب كرده بودم، پذيرفت.

خلاصه اسم طرح شد:  پيشنهاد تاسيس دانشگاه تهران.

بعد حكمت، طرح را براي بررسي و تصويب براي صديق اعلم، رئيس تعليمات عاليه، فرستاد. دو يا سه ماه، هر روز براي پاسخ، و در نهايت شروع كار، مراجعه مي كردم،ولي هيچ جوابي، از طرف صديق اعلم داده نشد. تصميم گرفتم به ديدن او بروم. وقتي به ديدنش رفتم، اول خوش و بشي كرد، ولي چند دقيقه بعد كه فهميد، نويسنده ي آن طرح من هستم، بدون كم ترين رو دربايستي فريادكشيد، و گفت: چه كسي به شما گفته است، پايتان را در كفش خارجي ها بكنيد؟ تربيت دكتر و مهندس كار خارجي هاست نه كار ما !  تاسيس دانشگاه هفتاد سال، براي اين مملكت زود است! يعني ما هنوز هم نمي توانستيم، در ايران دانشگاه داشته باشيم.  وقتي حالت او را ديدم، متوجه شدم، بيش از اين صحبت كردن با او، اشتباه است.  دوباره به سراغ حكمت آمدم، و برايش گفتم صديق اعلم چه گفته است، و به او گفتم:چه لزومي داشت شما اين طرح را، نزد صديق اعلم بفرستيد؟ مگر شما وزير فرهنگ نيستيد؟

حكمت گفت: چاره اي نيست، طبق دستور شاه، او رئيس تعليمات عاليه است. صديق اعلم را، شاه براي اين كارها تعيين كرده است. بدون نظر او، من اجازه چنين كارهايي را، ندارم. حكمت كه از ناراحتي و ناباوري من، تحت تاثير قرار گرفته بود، درد دل كرد وگفت: هميشه با او دچار اشكال مي شوم. همه جا كارش جلوگيري، و اشكال تراشي است. او نشسته است، كه ايراد بگيرد. فقط وقتي كاري انجام مي شود، جلو مي آيد تا همه چيز را، به اسم خودش تمام كند. كسي هم جرات ندارد، حرفي بزند، چون او منتخب شاه است.گفتم: بالاخره بايد كاري كرد. حكمت كه معلوم بود، خودش هم به دنبال بهانه يي است تا بتواند به ترتيبي صديق اعلم را، از سر راهش بردارد، گفت: تنها كاري كه مي شود انجام داد اين است كه من براي شما وقت ملاقاتي جور كنم، تا به ديدن شاه برويد، و مسئله را با خودش مطرح كنيد، و او را راضي كنيد. اگر دستوري از شاه برسد، آن وقت است كه نه تنها صديق اعلم، ديگر جرات مخالفت ندارد، بلكه شايد براي انجام دادن اين كار جلو هم بيفتد.

توصيف رضاشاه را، با آن چكمه و شنل و عصا، شنيده بودم. اصولا مسئولين از ملاقات با او پرهيز مي كردند، و وحشت داشتند. ولي ظاهرا بر اساس تجربيات حكمت، او تنها راه چاره بود. هيچ وقت يادم نمي رود، من فقط به خاطر اين كه بيش از اين ها از اروپايي ها عقب نيفتيم، و هر طور شده دانشگاهي درست كنيم، قبول كردم، كه علي رغم همه ي نگراني ها به ديدن شاه بروم. حكمت هم با تلاشي زياد، وقت ملاقاتي تنظيم كرد، و پيش شاه رفتم. بيش از نيم ساعت، با شاه صحبت كردم. از ضرورت و اصول تاسيس دانشگاه، برايش گفتم. او با دقت به حرف هاي من، گوش مي داد. اين فرصت برايم خيلي غنيمت بود. حرف هايم كه تمام شد، شاه گفت: همه ي اين ها كه توضيح داديد درست، ولي بگوييد ببينم اين دانشگاه، به چه درد مي خورد:

فكر كردم بايد چند مثال بزنم، تا موضوع و اهداف تاسيس چنين مركزي، برايش كاملا روشن بشود و او را متوجه اهميت آن بكنم.گفتم: اين كارخانه ي قند كهريزك، كه توسط آلماني ها ساخته مي شود، هزينه ي گزاف آن، تحميل به بودجه ي دولت است. يا راه آهن سراسري، كه با اين هزينه ي بسيار زياد، و با گران كردن قند و شكر توسط آلماني ها انجام مي شود، و هزينه هاي آن بر دوش ملت است، يا راه هاي شوسه،كه دانماركي ها برايمان مي سازند، همه ي بار سنگين مالي آن را دولت بايد تحمل كند. بيش تر اين ها كار مهندسي است. اين كارها يك حرفه است. فعلا اشكالي ندارد كه لوكوموتيو و واگن ها را بياوريم، ولي اگر كمك كنيد، پنج سال بعد همان ها را هم مي توانيم خودمان بسازيم، ولي ديگر براي راه سازي، از همين الان بايد بگويم، كه نيازي به آلماني ها نداريم. اگر پشتيباني بشود و خودمان بتوانيم مركزي به اسم دانشگاه درست كنيم، تمام اين حرفه ها را بچه هاي خودمان، ياد خواهند گرفت و انجام خواهند داد: و ديگر براي هر كاري نياز به

خارجي ها نداريم. پول هاي زيادي كه به جيب فرنگي ها مي ريزد، براي مملكت خودمان مي ماند. با مقدار پول كم تري مي توانيم، بچه هاي كشور خودمان را، براي اين كارهاي بزرگ و حتي بزرگ تر تربيت كنيم. رضاشاه كه معلوم بود به اين نكته ها خيلي دقت مي كرد، خيلي خوشش آمده بود، و تحت تاثير قرار گرفته سؤال هوشمندانه ي جالبي كرد: او پرسيد: اين آرزوهايي كه داريد مي گوييد بعد از چند سال به نتيجه مي رسد؟ گفتم: طول تحصيلات در رشته هاي مختلف بين سه تا پنج سال است، از حالا مي توانيم خودمان اين كارها را شروع كنيم ولي بعد از اين مدت با كمك اين فارغ التحصيلان، به سرعت انجام دهيم. رضاشاه كه معلوم بود كاملا تحت تاثير قرار گرفته است گفت: به حكمت بگوييد، كه قانوني را بنويسد و به مجلس ببرد. من هم براي انجام دادن اين كارهايي كه گفتيد هركاري بتوانم انجام مي دهم.

من بلافاصله به ديدن حكمت رفتم و مژده ي نتيجه ي اين ملاقات را به او دادم.  حكمتكه در كمال ناباوري حرف هاي مرا مي شنيد بيش تر به خاطر اين كه توانسته است، جلوي صديق اعلم قد علم كند خوشحال شد. بلافاصله هيئتي را انتخاب كرد تا لايحه ي قانوني تاسيس دانشگاه تهران رامدون كنند. جالب اين جا بود كه سه روز از ملاقات من با شاه نگذشته بود،كه يك حواله به ميزان 100000 تومان براي ساخت دانشگاه تهران از دربار براي حكمت رسيد. ميزان اين حواله، به قدري براي حكمت عجيب و باور نكردني بود كه حد نداشت زيرا آن روزها معروف بود، كه يك كوچه و خانه هايش را به 100 تومان مي خرند ولي اين ميزان پول واقعا باور نكردني بود.

قانون تاسيس دانشگاه تهران را با استفاده از قوانين بلژيك و فرانسه به خط خودم نوشتم و به نظر حكمت رساندم. حكمت هم آن را به تصويب آن كميته رساند و سپس لايحه ي قانوني تاسيس دانشگاه رابه مجلس برد تا به نظر كميسيون آموزش فرهنگ برساند. متاسفانه، طرح با اقبال رو به رو نشد. وقتي ديدم حكمت مايوس شده است، فورا به اوگفتم: منتظر تصويب مجلس نماند  چون ممكن است ماه ها يا سال ها طول بكشد و پولي كه شاه براي اين كار فرستاده از بين برود. به اوگفتم خودش با شاه ملاقاتي كند زميني مناسب بگيرد تا با آن پول كارهاي ساختماني دانشگاه را شروع كنيم. حكمت موافقت كرد و قرار شد براي فضاي لازم تخميني بزنم. بر اساس اين محاسبه حكمت به سراغ شاه رفت، و او موافقت كرد كه زمين هاي دانشگاه، بيش از دو برابر ميزان فعلي باشد. محل جلاليه آن روز براي اين كار، اختصاص يافت. همين طور هم شد و من ساختمان دانشكده فني را به عنوان اولين كار ساختماني و معماري خود در ايران به كمك مسيو سيروي فرانسوي كه فوق العاده به ايران علاقه مند بود و خيلي هم مهربان و درس خوانده بود شروع كردم. ديگر كارم در آمده بود. هر روز از صبح تا ظهر به مجلس مي رفتم و با يك يك نماينده ها صحبت مي كردم.تا متقاعد شوند و بتوانيم رسما كار تاسيس دانشگاه تهران را با تصويب مجلس شروع كنيم.

بعد از دو سال دوندگي يك روز رئيس كميسيون فرهنگ در مجلس به من گفت: دكتر حسابي بهتر است يك روز قرار بگذاريم، اعضاي كميسيون فرهنگ و آموزش مجلس را دعوت كني تا بيايند جايي كه مشغول ساخت آن هستيد ببينند. من بلافاصله پيشنهاد او را پذيرفتم و يك روز را براي آن بازديد معين كرديم. جالب ترين قسمت ساختمان دانشكده فني كارگاه و آزمايشگاه هايش بود كه تقريبا تمام شده بود. بازديد نمايندگان مجلس بيش از نصف روز به طول انجاميد. وقتي از پله هاي دانشكده فني پايين مي آمديم رئيس كميسيون كه شخص بسيار فهميده يي بود درحضور همه ي نمايندگان رو به من كرد وگفت: دكتر حسابي ما فهميديم كه شما درس خوانده هستي( به نظرم منظور او اين بود كه نفهميديم چيزي كه تو مي گويي به چه دردمان مي خورد) بگو حكمت لايحه ي قانوني تاسيس دانشگاه را به مجلس بياورد. ما راي مي دهيم. فورا به سراغ حكمت رفتم و اين بيان را با شگفتي براي حكمت گفتم. حكمت خيلي خوشحال شد وگفت: بسيار خوب است.روزي كه من لايحه ي قانوني تاسيس دانشگاه را به مجلس مي برم، شما هم حتما با من به مجلس بياييد. در ابتدا نكته ي ظريف فكر حكمت در اين كه او را همراهي كنم به نظرم جالب نيامد. اما به خاطر آن كه او در اين موارد از من تجربه ي بيش تري داشت قبول كردم. روز موعود همراه حكمت در مجلس حاضر شدم. رئيس كميسيون فرهنگ حدود نيم ساعت در جلسه ي رسمي مجلس از من تعريف كرد و خواستار راي گيري براي قانون تاسيس دانشگاه تهران شد. در نهايت نماينده ها به لايحه راي دادند . حكمت هميشه به شوخي مي گفت در واقع مجلس به شما راي داد.

به اين ترتيب؛دانشگاه تهران، رسما شروع به كار كرد.

..................................................

رضاشاه و دانشگاه تهران

فرتور بالا بدست مهدی کمالی رنگ آمیزی شده است

استاد حسابی و دانشگاه تهران

بن مایه ی نوشتار :

استاد عشق - ایرج حسابی - رویه ی 173

 

استاد حسابی و همسرشان در جشن چهارشنبه سوری

بن مایه : بنیاد دکتر حسابی

 

محمود حسابی

زنده یاد دکتر محمود حسابی(1371 – 1281) فیزیکدان ایرانی، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به کارهای دولتی و سیاسی اشتغال داشتند و آثار خدمات آبادانی مانند قنات و مسجد از جد ایشان در تهران موجود است.

محمود چهار ساله بود که پدربزرگش سفیر ایران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بیروت منتقل شدند. تحصیلات ابتدایی را در هفت سالگی در مدرسه فرانسوی بیروت آغاز کرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصیلات متوسطه خود را در کالج امریکایی بیروت گذراند و در سال 1299 شمسی ایسانس ادبیات و علوم خود را از دانشگاه امریکایی بیروت گرفت. در 19 سالگی درجه*ی مهندسی راه و ساختمان را از دانشکده*ی مهندسی بیروت دریافت کرد و بخشی از برنامه آموزشی پزشکی دانشگاه بیروت را نیز گذراند.

در 1303 پس از اخذ دانشنامه*های ستاره*شناسی و نجوم و زیست*شناسی از دانشگاه امریکایی بیروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه*ی مهندسی برق را از دانشکده*ی برق ( اکول سوپریور دو الکتریسیته) و در 1305 مدرک تحصیلات معدن مدرسه*ی عالی معدن پاریس را دریافت کرد. تحصیلات رسمی دکتر حسابی در سال 1306 با اخذ درجه*ی دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه یافت.

او در مدت تحصیل خود زبان های عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی را آموخته بود به طوری که می توانست از نوشته های علمی و فنی آن*ها به خوبی استفاده کند . در ضمن تحصیل رسمی در چند رشته ورزشی از جمله شنا موفقیت*هایی کسب کرد.

بازگشت به ایران

دکتر حسابی در سال 1306 به ایران بازگشت و در وزارت فواید عامه (وزارت راه و ترابری) به عنوان مهندس راه*سازی به استخدام دولت درآمد. یک سال بعد مدرسه*ی مهندسی وزارت به کوشش او تأسیس شد و بخشی از تدوین نظام*نامه آن را خود به عهده گرفت. در همین سال نقشه*ی ساختمانی راه ساحلی سراسری میان بندرهای خلیج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهیه کرد.

در سال 1307 به سبب افزایش مدرسه*های متوسطه و احتیاج به معلم برای تدریس در آن*ها ، دارالمعلمین عالی را تأسیس شد . دکتر حسابی در قسمت علمی این مؤسسه در رشته*ی فیزیک و شیمی به تدریس فیزیک پرداخت. دارالمعلمین عالی در سال 1321 به دانش*سرا تغییر نام یافت و دکتر حسابی همچنان به تدریس در آن مؤسسه تربیتی مشغول بود.

در سال 1313 دانشگاه تهران را با همکاری جمعی از فرهنگ*پروران تأسیس کرد و دانشکده فنی را بنیان نهاد و مدت دو سال ریاست دانشکده*ی فنی و تدریس در آن را برعهده داشت. پس از مدتی دانشکده علوم دانشگاه تهران را بنیان نهاد. ریاست این دانشکده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ایشان بود. از آغاز کار دانشکده علوم تدریس بعضی از درس*های فیزیک را عهده*دار بود تا آن که شاگردانی که خود تربیت کرده بود به مقام استادی رسیدند و ایشان فقط به تدریس اپتیک پرداختند.

محمود حسابی

آثار و خدمات

دکتر حسابی که در یک خانواده با فرهنگ ایرانی و مسلمان تربیت شده بود، با فرهنگ مغرب زمین نیز آشنا شد و توانست با شایستگی از امکانات موجود استفاده کند و خود را پرورش دهد و آن گاه توانایی*های خود را در جهت سازندگی به کار گیرد. آثار و خدمات دکتر حسابی در عمر طولانی و مؤثرشان عبارت از تربیت مستقیم چند هزار مهندس، استاد و دبیر فیزیک، پایه*گذاری چند نهاد علمی و فنی، تألیف و انتشار چندین کتاب و مقاله*ی علمی.

سراسر زندگی دکتر محمود حسابی در جریان آموزش و پرورش کشور بود. او بیش از شصت سال به آموزش فیزیک اشتغال داشت. نکته*سنجی ، واقع*نگری ، ژرف*نگری علمی و تعمق و تفکر علمی را در جامعه علمی ما پایه*گذاری کرد. او به کار معلمی خود عشق می ورزید و هیچ گاه از جستجو و کاوش باز نمی ایستاد. دکتر حسابی در کلاس*های خود فقط مفاهیم علمی را انتقال نمی*داد بلکه کوشش می*کرد که در دانشجویان عشق و علاقه به علم*آموزی و کاوشگری به وجود آید و مهارت*های لازم را کسب نمایند.

در سال 1366 در کنگره*ی شصت سال فیزیک که به مناسبت بزرگداشت استاد برپا شد از خدمات ایشان به عنوان پدر فیزیک ایران قدردانی شد. از کارهای مهم او، نخستین نقشه*برداری از راه ساحلی سراسری بندر*های میان خلیج فارس، نخستین راه تهران به شمشک، ساختن نخستین رادیو در کشور، بنیانگذاری مؤسسه*ی ژئوفیزیک، تأسیس سازمان انرژی اتمی، ایجاد نخستین دستگاه هواشناسی، پایه*گذاری انجمن موسیقی ایران، عضویت در تأسیس فرهنگستان زبان ایران،* تدوین قانون تأسیس دانشگاه، تشکیل مؤسسه استاندارد، پایه*گذاری نخستین مدرسه*ی عشایر در ایران در لرستان، پایه گذاری مرکز مخابرات اسد آباد، تاسیس نخستین مرکز مدرن تعقیب ماهواره در شیراز، نصب و راه اندازی نخستین دستگاه رادیولوژی در ایران، تاسیس نخستین بیمارستان خصوصی در تهران به نام بیمارستان گوهرشاد، تاسیس مرکز عدسی سازی در دانشکده علوم تهران و ایجاد نخستین رصدخانه*ی جدید در ایران از کارهای اوست.

دکتر حسابی در سال 1310 انجمن فیزیک ایران را تشکیل داد و از همان زمان به عضویت انجمن فیزیک اروپا، امریکا فرانسه و آکادمی علوم نیویورک درآمد. در سال 1314 عضو پیوسته*ی فرهنگستان ایران شد. در 1313 عضو شورای دانشگاه بود. علاوه بر این عضو شورای عالی فرهنگ، عضو انجمن اصطلاحات علمی، رئیس پژوهش* فضای ایران در هنگام تشکیل آن و رئیس انجمن ژئوفیزیک ایران به هنگام تشکیل آن بود. در بسیاری از کنفرانس*های علمی شرکت داشت و با بسیاری از نامداران جهان علم در ارتباط بود.

فعالیت*های سیاسی

دکتر حسابی علاوه بر فعالیت*های علمی و کارهای تحقیقاتی در امور سیاسی و اداری و قانونگذاری کشور نیر مؤثر بود. ایشان عضو هیأتی بود که از شرکت نفت انگلیس خلع ید کرد و نخستین رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران شد. در سال 1330 به وزارت فرهنگ ایران در دولت مصدق منصوب شد. پس از آن به مجلس سنا راه یافت و تا سال 1342 در این سمت باقی ماند. او با طرح قرار داد ننگین کنسرسیوم و کاپیتولاسیون و نیز با عضویت دولت ایران در قرارداد سنتو در مجلس مخالفت کرد.

نگارش و پژوهش

نوشته های دکتر حسابی شامل 21 کتاب ، رساله و مقاله است. این نوشته*ها در سه زمینه*ی فیزیک، زبان فارسی و پژوهش*های فرهنگی است. در موضوع فیزیک ، علاوه بر رساله*ی دکتری درباره*ی حساسیت سلول*های فوتوالکتریک (1927 ) شش جلد کتاب و شش مقاله منتشر کرده*اند.

عنوان کتاب*ها*ی فیزیک عبارتند از:

1. کتاب فیزیک دوره اول متوسطه 1318

2. کتاب دیدگانی فیزیک دانشگاه تهران 1340

3. نگره کاهنربایی 1345

4. فیزیک حالت جامد 1348

5. دیدگانی کوانتیک 1358

6. الکترودینامیک (1945) Essaid Interpretation des Ondes de Broylie

عنوان مقاله*های فیزیک عبارتند از:

1. تفسیر امواج دو بر در شش رساله با عنوان A Strain Theory of Matter ، دانشگاه تهران 946 .

2. درباره*ی ماهیت ماده.

3. مقاله*ای درباره*ی پیشنهاد تفسیر قانون جاذبه*ی عمومی نیوتون و قانون میدان الکتریکی ماکسول چاپ شده در گزارش ذرات اصلی در دانشگاه کمبریج انگلیس 1946 .

4. مقاله*ای درباره*ی ذرات پیوسته Continuous چاپ شده به وسیله**ی آکادمی علوم امریکا 1947 .

5. مقاله*ای درباره*ی مدل بی*نهایت گسترده در نشریه*ی فیزیک فرانسه.

6. رساله*ای درباره*ی نظریه ذره*های بی*نهایت گسترده دانشگاه تهران 1977 .

مهم*ترین دستاورد علمی

کتاب*هایی که دکتر حسابی تألیف کرده*اند، دارای آخرین آگاهی*های علمی به دست آمده تا زمان تألیف هر کتاب است. از نظر نویسنده مهم*ترین کاری که در طول عمرش انجام داده است کاربر نظریه*ی بی*نهایت گسترده بودن ذرات است. خلاصه این نظریه آن است که هر ذره بیشتر در یک نقطه متراکم است، ولی مقدار اندکی از آن در تمام فضا گسترده است .

خدمات فرهنگی

پژوهش*های فرهنگی استاد شامل رساله*ی راه ما ( 1935 )، کتاب نام*های ایرانی(1319) و رساله*ای درباره*ی فیزیک جدید و فلسفه*ی ایران باستان است. در زمینه*ی زبان،*کتاب*های وندها و گهواره*های فارسی (1368)، فرهنگ حسابی 372 ، رساله*ی توانایی زبان فارسی (1350) از آثار ماندنی در فرهنگ فارسی هستند. دکتر حسابی در کتاب وندها و گهواره*های فارسی می نویسد: "زبان فارسی یکی از زبان*های هند و اروپایی است. این زبان*ها دارای ریشه*های مشترکی هستند و از هندوستان و ایران و کشورهای اروپا تا جزیره*ی ایسلند گسترش دارند. این زبان*ها از نوع زبان*های تحلیلی و دپسا می*باشند( Analytic and Agglutmating ). در ساختمان این زبان*ها دو جزء وجود دارد. یکی ریشه*ها و دیگری وندها. ریشه*ها شامل فصل و اسم و صفت*اند و وندها شامل پیشوند و پسوند. از ترکیب این دو جزء واژه ها ساخته می شوند. مثلأ واژه (پیشرفت) از دوسیدن ( الساق) ریشه (رفتن) به پیشوند (پیش ) ساخته شده است و واژه ( گفتار ) از ریشه گفتن و پسوند ( آر) ساخته شده است." شماره واژه*هایی که با چند ریشه و پسوند و چند پیشوند می توان ساخت بسیار زیاد است. با 1500 ریشه و 150 پسوند می شود 225000= 150×*1500 واژه ساخت . با ترکیب این 225000 واژه با 200 پسوند می شود 45000000= 200× 225000 (چهل و پنج میلیون) واژه دیگر ساخت. در فارسی ترکیب های فراوان دیگری هم هست که به این شماره افزوده می شود. مانند ترکیب اسم با صفت چون ( روش اول ) و پیوند اسم با اسم چون ( خردپیشه ) و فعل با صفت چون و فعل با فعل چون ( گفت و شنود ).

پروفسور محمود حسابی دانش را با عمل آمیخته بود بسیاری او را تنها یک نظریه پرداز می شناسند حال آنکه او منشاء تحولات صنعتی بزرگی در ایران نیز بود به قول متفکر برجسته کشورمان ارد بزرگ : بجای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد .  پروفسور حسابی تا آخرین لحظه عمر ، پلی بود بین دانش محض و عملگرایان عرصه کار و تلاش ...


 
MehreMihan.IR Version 1.3.0, All Rights Reserved
تبلیغات


Your SEO optimized title